آبزيستان Abzistan

وبلاگ شیلات،آبزی پروری و علوم زیستی

GUTACEAN
ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٥   کلمات کلیدی: gutacean ،پرورش میگو ،تکثیر میگو

Gutacean محصولی است که در مزارع پرورش و کارگاه های تکثیر میگوی جنوب شرق آسیا،آمریکای لاتین و هندوستان مورد استفاده قرار گرفته و به گفته مدیران این شرکت نتایج آن مطلوب بوده است.

 استفاده از Gutacean  در مزارع پرورش سبب کوتاهتر شدن دوره پرورش و در حقیقت تسریع رشد میگوها می گردد.در بولتن Panorama Acuicula از کشور برزیل نمودار تأثیر این ترکیب آنزیمی که دوست دار طبیعت نیز معرفی شده ارائه گردیده است:

چنانکه ملاحظه میگردد تعداد روزهای پرورش با محصول Gutacean در تمام تیمارها کوتاهتر بوده است.این موضوع بویژه برای مناطقی همچون چوئبده آبادان بسیار مطلوب است چرا که میتوان در تقویم پرورشی کوتاه ،وزن بازاری مطلوبی حاصل نمود.

روش استفاده از این ترکیب نیز جالب است چرا که تنها یکبار در طول دوره پرورش لازم است Gutacean بکار برده شود که آنهم فقط به مدت 30 دقیقه تا یکساعت غوطه وری پست لاروها در محلول Gutacean در 200لیترآب پیش از ذخیره سازی در استخرهای پرورش می باشد.پس از ذخیره سازی پست لارو در استخر دیگر نیازی به مصرف Gutacean نیست.در حقیقت به نظر می رسد این ترکیب (چنانکه از نامش هم برمی آید)فلورنرمال باکتریائی روده پست لاروها را بازسازی و تقویت نموده و نوعی پروبیوتیک گوارشی است.

چنین ادعا شده که این ترکیب در کارگاههای تکثیر نیز کاربرد دارد و از فواید آن ،موارد زیر بر شمرده شده است:

-          بهبود ضریب تبدیل غذائی

-          تبدیل سریع تر ناپلی به پست لارو

-          بازماندگی بالاتر در تبدیل ناپلی به پست لارو

برای بنده در اینخصوص سئوالی پیش آمده و آنهم در مرحله تکثیر است ،اینکه در تکثیر معمولاً باید برخی آنتی بیوتیک ها را حتماً استفاده نمود و از طرفی ،کاربرد آنتی بیوتیک سبب کاهش و یا حذف فلور نرمال روده لارو خواهد گردید.به هرحال حتماً در اینخصوص راهکارهای لازم ،چه در انتخاب نوع پروبیوتیک و چه نحوه استفاده ،اندیشیده شده است.


 
Aero-Feeder
ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۳٠   کلمات کلیدی: aero- feeder ،پرورش میگو ،غذادهی ،هوادهی

در ایالت کاتالان اسپانیا،به تازگی دستگاهی اختراع شده که نام Aero-Feeder  رو بر روی اون گذاشته اند و همزمان میشه باهاش هردو کار غذا دهی و هوادهی رو در استخرهای پرورش میگو انجام داد.البته بخشی از این کار(پخش غذا) با رکاب زدن انجام میشه و بالطبع بسیار سخته بویژه اینکه در هوای گرم دوره پرورش میگو و کار طاقت فرسای غذادهی استخرهای بزرگ،اینکار انرژی زیادی رو می طلبه.به هرحال برای تأمین انرژی این دستگاه باید فکری کرد مثل استفاده از پنل های خورشیدی که اتفاقاً در هوای آفتابی و گرم مناطق جنوبی خیلی خوب جواب میده و کارگر تنها برای هدایت این دستگاه باید وقت بذاره.

اما این اختراع نشون می ده که هر روز چهره صنایع مختلف با اختراعات و ابداعات نوین تغییر میکنه و چه خوبه که مخترعین ما هم با همکاری و مشاوره فنی افراد مجرّب در زمینه های اینچنین،راهکارهای جدیدی ارائه کنند.

http://www.4shared.com/video/-YODQYOA/Aerofeeder.html


 
امسال همه مردود شدند!
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢۸   کلمات کلیدی: پرورش میگو ،چوئبده

یادش بخیر دوستی داشتیم که اگرچه از هوش فنی خوبی برخوردار بود ولی در درس و مدرسه شانسی نداشت و دائم درجا میزد( البته پایه تحصیلیش رو بتن آرمه می کرد).بالاخره هم ترک تحصیل کرد و رفت دنبال همون کار فنّی (و خلاصه عاقبت به خیر شد).اما همین دوستمون  تعریف می کرد که وقتی میخواست خبر مردودیش رو به خانواده اش بگه همین که وارد خونه می شد قبل از اینکه حتی سلام کنه میگفت:امسال توی مدرسه با همه لج کردن ، همه رد شدن.

این روزا که کمتر به وبلاگ سر می زدم،راستش فرصتی دست داده بود تا یک خلاصه ای از شکوائیه پرورش دهندگان محترم میگوی خوزستان رو علیه شیلات بخونم.حین خوندن این شکوائیه،بعضاً به مواردی بر می خوردم که دقیقاً مصداق حرف این دوستمون بود که "امسال همه رد شدند.".در برخی از موارد ،مشکلات میگوی چوئبده چنان شدید و غلیظ عنوان شده که اگر کسی تازه با صنعت میگو آشنا شده باشه(مثل خود من) فکر می کنه در این هفتاد هشتاد سالی که  از کارای دکتر فوجی ناگا و راه اندازی علمی صنعت میگو در جهان می گذره، تنها چوئبده در امر پرورش میگو فعال شده ، کل پروژه چوئبده هم که شکست خورده و در نتیجه "همه مردود شدن".ولی وقتی واقعیات رو بررسی میکنی مشخص میشه که ای بابا!در طول این سالها پرورش میگو دربوشهر و هرمزگان و سیستان و بلوچستان فعال بوده و حتی ،تا سالها پس از راه اندازی سایت ،پرورش دهندگان موفقی هم در چوئبده (حتی در حد نمونه کشوری)فعال بوده و نمره قبولی گرفته اند.

از جمله ایرادات  به واردات لارو گرفته میشه و هرچند تا حد زیادی قابل قبوله (و اصولاً وجود مراکز تکثیر در استان حتماً و قطعاً افزایش راندمان تولید را در پی خواهد داشت)ولی لارو وارداتی که فقط مختص چوئبده نبوده ،پس چرا این رسوائی در چین ، تایلند،آمریکا، ویتنام و حتی همین بوشهر کنار دستمون(با لارو وارداتی از هرمزگان در سال های 75 و 76 و ... یا از خوزستان به بوشهر در سالهای 74 و 75) مستمسک شکوائیه نمی شه ولی فقط در خوزستان قضیه به صورتی عنوان میشه که انگار در طول تاریخ صنعت پرورش میگو،واردات لارو فقط درچوئبده صورت گرفته که اون هم شده نشونه لعنت و دیگه بدلیل تلفاتی که مشاهده شده هیچ مملکت و ولایتی به این شیوه منسوخه اقتدا نمی کنه.در حالیکه انصافاً اینطور نیست.درسته که از سال 80 و تولید انبوه لارو در مراکز تکثیر چوئبده،راندمان تولید در مزارع هم افزایش پیدا کرد ولی تجربه مدیریتی پرورش دهندگان هم در این مورد بسیار مؤثر بوده ،در حالیکه نقش مدیریت تولید در این میان کاملاً فراموش شده.به این شکلی که در اینجا عنوان می شه شاید پرورش میگو در کل دنیا جز در مناطقی معدود باید تخته بشه.

یکی از اسنادی که من واقعاً دلم میخواست حتماً یه روزی مطالعه اش کنم گزارش مشهور مشاورین بانک کشاورزی بودکه گفته می شد ابطالیه قطعی رو برای سایت چوئبده صادر کرده.وقتی این سند رو خوندم به نظرم اومد باید علیه همون شرکت مشاور هم یه شکوائیه صادر کنیم.چون تنها موردی که در خصوص چوئبده باعث صدور ابطالیه شده نزدیکی به میادین نفتی و وجود تأسیسات نفتی آلاینده در بالادست سایت بوده و قطعاً همه میدونن که علیرغم کاشانه درد بودن سایت چوئبده،حداقل  این ریسک تابحال در کلکسیونش نبوده .دلیل اون هم شاید خیلی پیچیده نباشه چرا که تأسیسات معظم پالایشگاه و کارخانجات مرتبط با اون که حضرات مشاهده فرمودن در حقیقت پسابشون وارد اروند میشه و نه بهمنشیر و اون بالادستی که مشاورین محترم  رو ترسونده بالادست اروند بوده ،حال آنکه سایت پرورش میگو چوئبده از بهمنشیر آبگیری میکنه.اگر الان مسئله آلودگی نفتی سال 81 به ذهنتون خطور کرده محض اطلاعتون و به عنوان یکی از مطلعین در اون موضوع باید خدمتتون عرض کنم اولاً آلودگی اون سال در سایت تکثیر(قفاس) اتفاق افتاد و نه در سایت پرورش ،ثانیاً اون آلودگی نه از بالادست بهمنشیر بلکه در نتیجه شکسته شدن لوله های انتقال مازوت در جاده ماهشهر(تالاب شادگان) اتفاق افتاد و ثالثاً دامنه آلودگی،خورهای گوبان و کویرین رو آلوده کرد که کوچکترین ارتباطی با پائین دست بهمنشیر نداشتند.البته در پایان گزارش همون مشاورین هم پرورش میگو در چوئبده ،ممکن ولی باریسک آلودگی نفتی عنوان کرده و نه به لحاظ زمین و زمان و مشرق و مغربش اونجور که تابحال گفته می شد.

در هر حال فکر می کنم در کنار تمامی اشکالات و ایرادات موجود در سایت و در پرونده شکوائیه،راه درست را باید با مطالعه احوالات سایر استانهای جنوبی جستجو کرد و دید آیا توسعه پرورش و تکثیر در آن استانها (علیرغم مشکلات موجود)هم از مسیر پر پیچ و خم شکایت و آژان کشی گذشته یا خیر.

موضوع دیگه ای که باز بسیار علاقمند بودم مطلع بشم دیدن طرح های توجیهی در سالهای ابتدائی فعالیت بود.بحمدالله این حسرت نیز به دلمون نموند و در خلال یکی از ضمائم پرونده این سند را نیز رؤیت کردیم.خود من همیشه از خودم می پرسیدم چطور ممکنه در اون سال ها (حتی ابتدای فعالیت) در طرح های توجیهی ،استفاده از دستگاه هواده منظور نشده باشه و حتی به این لحاظ بعضاً نویسندگان این طرح ها رو در ذهنم محکوم می کردم.ولی الان که طرح های سال 74 رو دیدم،متوجه شدم حتی در همون طرح ها هم دستگاه هواده در نظر گرفته شده ولی خوب صد البته،جز در معدود مزارع فعال،در جائی  استفاده نشده که در این مورد شیلات و بانک باید شاکی باشن که چرا پول هواده رو گرفتند ولی خریداری نشد.جالبه که جائی در پرونده این سئوال مطرح شده که "شیلات برای جبران کاهش اکسیژن چه راهی را پیش پای پرورش دهندگان گذاشته؟".البته در ادامه این سئوالات راهی هم برای جبران گرمای شدید و رفع اون خواسته شده که من به شخصه برای استخرهای یک هکتاری و حجم 10000متر مکعبی اونا راهی به نظرم نرسید،شما چطور؟در پرونده موارد دیگری هم عنوان شده که شاید بعدها به اون هم بپردازم.البته این بستگی به نظر دوستان داره که امیدوارم موضوع رو صرفاً از دید شخصی نگاه نکنند و مابه ازای خارجی سایتهای پرورش میگو رو در سایر استانها و دیگر نقاط دنیا نیز بررسی کنند.

متأسفانه موضع وکلای پرونده چنان رادیکال بوده که شاکیان را عملاً معتقد به بی نتیجه بودن کار پرورش میگو در چوئبده معرفی و یکسره هرگونه تناسب این زمینها را برای پرورش میگو مردود اعلام میکند حال آنکه نتایج پرورش در سال 90 و سود حاصل از قیمت مناسب میگو ،بسیاری از شاکیان محترم را نیز علاقمند به حضور مجدد در عرصه تولید ساخته و اینبار باید دید وکیل محترم پرونده،به خاطر حفظ بیت المال(آنچنانکه در جای جای پرونده از آن نام می برد)حاضر به گذشتن از حق الوکاله خود و کاستن از تعداد شاکیان خواهد شد یا خیر. 


 
بسته حمایتی صنعت میگو
ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٧   کلمات کلیدی: بسته حمایتی ،پرورش میگو

وقتی وبلاگ یا سایتی راه اندازی می کنی و مدتی بهش سر نمی زنی و یا مدتی (حالا به هر دلیل) مطلب جدیدی در اون قرار نمیدی،احساس بدی به سراغت میاد مثل همین حسی که الان بنده دارم.به همین دلیل اول از کلیه بازدید کنندگان محترم وبلاگ عذر می خوام که در طول این مدت صفحات تکراری وبلاگ رو تماشا کرده و حتی کامنت هم گذاشته اند.اما آنچه در این مطلب می خوام بنویسم و قدری هم از تکراری بودن خارجش کنم پرداختن به بسته حمایتی میگو ست که این روزها در محافل پرورش میگو هرکس به نحوی اون رو پردازش میکنه.

من بیشتر سعی می کنم از موضع بی طرفی به این بحث وارد بشم.

بسته حمایتی ،در شکل کلی اون ،مانیفست خوبیه اما هر بند اون نیاز به جلسات فنی و کارشناسی و البته همراه با تأمین ضمانتهای اجرائی دارد.

شاخص ترین مطلبی که نیاز به توجه بیشتر از لحاظ فنی و اجرائی داره،این موضوعه که شمول مصوبه بسته رو ،اون مزارعی قرار می ده که شروع به تولید و یا توسعه کنند.به عقیده بنده،بیش از اونکه بخش اول این بند(تبصره)مورد توجه قرار بگیره باید بخش دوم رو دریافت یعنی اون بخشی از پرورش دهندگان که نمی تونن در کوتاه مدت خودشون رو با شرایط و ضوابط مندرج در بسته هماهنگ کنن،ضمن اینکه نبایستی در کوتاه مدت ملزم به آغاز فرمایشی و یا نمایشی تولید بشن،بلکه باید در قالب کمکهای فنی اعتباری و تسهیلات تکمیلی ،خودشون رو با این ضوابط وفق بدهند.

موضوع دیگه ای که از نظر بنده تا حدی میشه اهمیت بیشتری براش قائل شد،بحث کمک به بروز نمودن کارخانه های مرتبط با صنعت پرورشه.ایکاش دوستانی که در تصویب این بسته زحمت کشیدند،کارخانه ها را به حلقه ها تغییر می دادند تا محدوده مانور این ماده بتونه تکثیر و پرورش رو هم شامل بشه.از این طریق میشد امیدوار بود تا تخصیص اعتبارات بهسازی و توسعه مزارع پرورش با استناد به این ماده قابل توجیه بشه.اما یکی دیگه از بندهای قابل بحث،جلوگیری از صنایع مزاحم در حریم فعالیت صنعت میگو ست که این مورد واقعاً می تونه در برآورد قدرت نهادهای متولی صنعت شاخص خوبی باشه.بعنوان مثال احداث کارگاه های کشتی سازی و شهرک صنعتی چوئبده ،آیا با توجه به این استانداردها محدود خواهد شد یا خیر؟البته من معتقدم بجای جنگ با سایر نهادها میشه خیلی راحت ،ابتدا استانداردهای زیست محیطی رو برای هرکدام از این صنایع تعریف و سپس پایش کرد تا به اشتغال زائی و توجیه اقتصادی طرح ها هم آسیبی نرسیده باشه.

موضوع دیگه لزوم تدوین استادنداردهای نوین حلقه های اصلی تولید میگو ظرف یک ساله .که البته دنباله بسیار کش دار و پر طمطراقی هم داره که همانا"کد گذاری و تطابق با استانداردهای بین المللیه".این ماده اگرچه بسیار دهان پر کن و مترقیه ولی قید یک سال برای اون کاملاً به مثابه فقدان ضمانت اجراست.فرض کنید استاندارد پرورش میگوی ایران را بخواهید ظرف یکسال در حد تطبیق با موازین بین المللی(ضمناً باید اول ملل تعریف بشه تا بعد ببینیم بین المللی یعنی چی شاید هم شد!!) تدوین کرده و سپس بر اساس اون Certificate صادر کنید.فکر میکنید چندتا مزرعه از زیر این تیغ (اگر البته تیغ را به حد کافی تیز کرده باشید)جون به در خواهند برد؟فرض دیگر هم صادق است که البته بدبینانه است و خود بهتر واقفید.

به هرحال بسته حمایتی تصویب و ابلاغ شده و انشاء الله حلّال مشکلات بخشی از تولید کنندگان کشور خواهد گردید.ما هم وظیفه خودمون می دونیم که این بسته رو به مثابه مانیفست حمایتی صنعت قلمداد کنیم ولی اون چیزی که مسلّمه،بحث و جدل در مورد اون زوایا و نقاط کورش رو بیشتر مشخص خواهد نمود.

تا بعد"اگر عمری بود" بدرود.

 


 
پناهندگان میگو
ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٢   کلمات کلیدی: بنگلادش ،پرورش میگو

اصطلاح عجیبیه نه؟نمی دونم چقدر دقیق ترجمه تحت اللّفظی کرده باشم و چقدر این معنی بتونه نشون دهنده منظور احسان الدّین احمد ،کارشناس محیط زیست کشور بنگلادش،از واژه Shrimp Refugees باشه. شاید اطلاق کلمه "رانده شدگان میگو "برای توصیف افرادی که منظور نظر آقای احسان الدّین بوده اند صحیح تر بود اما هرچه هست واژه جالبیه. 

قضیه از اینقراره که علیرغم حکم دیوانعالی کشور بنگلادش و ملزم شدن دولت از سوی این دیوان به جلوگیری از توسعه مزارع پرورش میگو در کشتزارهای ساحلی،هنوز هم مزارع پرورش میگو در حال توسعه در مناطق یادشده هستند.امّا بحث پناهندگان یا رانده شدگان میگو اشاره دارد به 25000نفری که بواسطه این توسعه ،از خانه و کاشانه خود آواره شده اند.از آنجا که مزارع پرورش میگو به پرسنل کمتری نسبت به مزارع کشاورزی سنّتی نیاز دارند ،توسعه این صنعت سبب بیکاری 25000نفر موصوف گردیده است.

انجمن وکلای طرفدار محیط زیست بنگلادش(BELA)به اتفاق سازمان غیر دولتی Nijera Kori سال گذشته پرونده ای را بر علیه گسترش مزارع پرورش میگو در نوار ساحلی این کشور به جریان انداختند.متعاقب این دعوی،دیوانعالی بنگلادش در فوریه 2010دولت را مکلّف نمودتا روشهای مؤثری را جهت توقف استفاده از آب شور در کشتزارهای ساحلی مناطق Khulna،Satkhira،Bagerhat،Noakhaliوبخش هائی از Cox's Bazar (یا به عبارتی ،پرورش میگو در مزارع کشاورزی )بکارگیرد.اما علیرغم این حکم، پرورش میگو همچنان در مسیر توسعه خود گام بر می دارد بطوریکه یکی از کارشناسان محیط زیست این کشور،دولت را متهم نموده که به لحاظ ارزآوری صنعت میگو موجب بیکاری تعداد کثیری از کارگران مزارع شده حال آنکه میتواند از طریق توقف توسعه پرورش میگو ،مسیر مهاجرت به شهرهای بزرگ را تا حد زیادی کنترل نماید.البته بعضی کارشناسان در کشور بنگلادش معتقدند افزایش مهاجرت از روستاها به دلیل تغییرات آب و هوائی صورت گرفته و نباید آن را مرتبط با پرورش میگو دانست. 

بر اساس آمار World Fish Center در حال حاضر حدود 160000هکتار از اراضی کشور بنگلادش به زیر کشت میگو رفته است.


 
تولید میگو در هند(2011/2010)
ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٩   کلمات کلیدی: هند ،پرورش میگو

سایت شریمپ نیوز به تازگی از قول یکی از اعضاء خود،آماری از تولید میگو(آب شیرین و شور)در کشور هند(مربوط به دوره پرورش 2010و2011) منتشر کرده که جدول تولید میگو آب شور آن برای من تا حدی جالب بود.شاید باور آن سخت باشد ولی کشوری که جزء کشورهای صاحب فن در امر تکثیر و پرورش میگو در آسیا و جهان به شمار می رود متوسط تولید سایتهای مختلف آن در استانهای تولید کننده کمتر از 1.5 تن در هکتار است.البته این مسئله را بنده نه تنهاعیب نمی دانم بلکه  معتقدم این موضوع ،شاید بیانگر تقیّد دست اندرکاران تولید میگوی هند به ضوابط توسعه پایدار در صنعت آبزی پروری  باشد.این واقعیت را در ردیف انتهائی جدول نیز میتوان درک نمود.جائیکه ناخودآگاه  ضرب المثل معروف را تداعی مینماید که((رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود....رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود)) در واقع این موضوع تاکنون نیز صادق بوده و کارشناسان میگوی کشور هند در کنار مهارت نسبی در زمینه بیوتکنیک تکثیر و پرورش همواره به سلامت تولید هم معروف بوده اند.در زیر ،ابتدا نقشه جانمائی استانهای ساحلی تولید کننده میگوی هند و سپس جدول درج شده در خبر را تقدیم نموده ام:

 

استان

سطح زیر کشت

(هکتار)

میزان تولید

(تن)

تولید در هکتار

(تن)

بنگال غربی

47588

40725

0.856

اوریسا

5324

7520

1.41

آندراپرادش

42055

49030

1.166

تامیل نادو

2281

4020

1.762

کرالا

11788

8075

0.685

کارناتاکا

1715

2090

1.22

گوآ

306

320

1.04

ماهاراشترا

830

1120

1.35

گجرات

1966

5675

2.89

تولید کل

113853

118575

1.375

 امّا یک نکته جالب دیگر اینکه ،جایگاه آمار در دنیا با کشور ما زمین تا آسمان تفاوت دارد.کسی از ارائه آمارهای اینچنینی (حتی بفرض غیر واقعی بودن آن) در کشور ما نمونه ای  سراغ دارد؟اگر آمار واقعی بدهید و جائی خدای ناکرده به فردی یا تشکیلاتی مستقیم یا غیر مستقیم بربخورد،یک واویلا،واگر غیر واقعی باشد و باد به گوش نهادها ی ناظر یا دایگان دلسوز تر از مادر برساند ،نه به دلیل غیر واقعی بودن بلکه به نیّت بالا رفتن از ویرانه های آمارپراکن بینوا،یک وامصیبت دیگر.

اینکه عضو محترم شریمپ نیوز چنین آماری را عنوان می کند ،به سهم خود واجد ارزشی است و اینکه در اینجا آمار اینهمه مظلوم است ...بگذریم.


 
خوزستان و غربت آبزیانی اش!
ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤   کلمات کلیدی: هندیجان ،پرورش میگو ،خوزستان

وقتی میخواستم تیتر این پست رو انتخاب کنم اول ،یک دور ،خاطرات سالهای گذشته و ایامی رو که بر این استان (از دیدگاه یه شیلاتی)گذشته مرور کردم.خواستم عنوان رو سالهای خاکستر بذارم،دیدم نه بابا از اون عناوین تارکوفسکی میشه.خواستم تیتر بزنم صد سال به از این سالها دیدم خیلی به عید مونده تازه اینجوری خاطره عید و شادیاش رو خراب میکنم.خلاصه این عنوان رو انتخاب کردم تا یک کمی به اونچه امروز احساس کردم حداقل نزدیک باشه.منظره ای که شاید نشه بدون مرور گذشته دلیل قانع کننده ای براش پیدا کرد.

امروز  مأموریت رفته بودم منطقه هندیجان.شهری که بیش از هر چیزی دوستای خوبی که از قدیم اونجا دارم برام عزیزش کرده.توی این مأموریت باید به اراضی ساحلی منطقه هندیجان سرکشی می کردیم.اراضی بکری که امروز برای  اولین بار به دیده آبزیانی میدیدمشون.زمینهائی که در حاشیه خلیج فارس آروم گرفته بودن و آغوش بازکرده بودن تا اینهمه جوون جویای کار رو مشغول کنن.اراضیی که به دلیل کلاس خاکش جون میده برای پرورش میگو.اونم نه در کنار خور با اون سطح بالای تروفی بلکه در کنار آب الیگو تروف خلیج یعنی همون چیزی که پرورش میگو امروزه نیاز داره.

از همونجا تا آبادان که میومدیم به این فکر کردم که اگر این زمینا توی استان دیگه ای بود الان همینجور بایر و دست نخورده میموند؟مگر در استان همسایه ، بوشهر ،از همین جنس زمینا زیر کشت میگو نرفته؟توی همین سئوالات و خیالات بودم که ذهنم رفت به مکانیابی سالهای ابتدای دهه هفتاد.وقتی گروههای مختلف غربی و شرقی و داخلی و خارجی اومدن مکانیابی برای پرورش میگو در جنوب.به این فکر میکردم که چی شد چوئبده معرفی شد؟چی شد که هندیجان از قلم افتاد؟چه اتفاقی افتاد که اراضی بین جزرومدی در کنارمصب (با اینهمه مشکلات احداث و هزینه های اجرائی)درچوئبده دیده شد و اراضی حاشیه دریا در امامزاده عبداله و بوطاهری و رگ سفید در نقطه کور قرارگرفت؟بعد از اون چی؟چرا  هزاران هکتار زمین شوره زار ساحلی هنوز هم از قلم می افته ولی حاشیه رودخانه زهره(با اون بحثای خاصش در خصوص احداث سد بالادست) کاندیدای احداث سایت جدید پرورش میگو میشه؟

یکباره رفتم به 16 سال قبل.اینکه چرا سال 74  تنها کارگاه تکثیر 100 میلیونی میگو با کمک گروه کارشناسی آبزیان بوشهر (البته به عنوان همکار هرچند بعداً کل تکثیر به نام همون گروه که از قضا بنده هم عضو کوچیکی از اون بودم تموم شد)راه اندازی بشه ولی در سالهای بعدبدون اون گروه کارشناسی، هر ساله تولید کارگاه به مرور افت کنه و سرانجام در سال 76 خمپاره بخوره وسطش و هرکی پرتاب بشه به یه اداره ستادی ازسایر ادارات عدیده در اقصی نقاط شیلات خوزستان؟چرا در همون سال 76 مشکلی که سبب تعطیلی کارگاه بندرامام شد(عدم تغییر مرحله ناپلی ها و پائین بودن هچ تخم ها)در بوشهر سبب خیر شد و گروه های تایلندی برای نخستین بار پاشون از همونجا به صنعت میگوی ایران باز شد و تولید لارو رو متحول کردن؟البته اینکه اینهمه از بوشهر مثال میارم دلیلش اینه که خودم بیش از اینکه آبادانی باشم بوشهریم اما سئوالم اینه که مسئولین آبزیان در استانهای دیگه چی میدیدن که ما اینجا ندیدیم؟مهندس بهمنیاری در بوشهر چی میدید که مهندس ...در خوزستان ندید؟

 آیا این ندیدنها از جنس ندیدن اراضی هندیجان در خوزستان و دیده شدن اراضی بویرات و شیف و دلوار در بوشهر نبوده؟الله اعلم...

 


 
تاریخچه پرورش میگو در جهان (3)
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٥   کلمات کلیدی: پرورش میگو ،تاریخچه ،مونودون

متن خلاصه شده از کتاب میگو(منتشر شده در سال 2010 توسط انتشارات دانشگاه ناتینگهام)

George W Chamberlin

ترجمه:علی قوام پور از Global Aquaculture Advocate

شماره سپتامبر/اکتبر 2011

 

تحقیقات Fujinaga و همکارانش امکان تولید پست لارو را در مقیاس تجاری فراهم نموده و لارو مورد نیاز پرورش و بازسازی ذخایر را به میزان کافی در دسترس قرار داد.علاوه بر تسهیل در تولید پست لارو ،محققین ژاپنی در تحقیقات خود بر روی اصلاح فنآوری تکثیر و پرورش میگو ،دیگر نیاز به تهیه پست لارو از منابع وحشی نداشتند.

 

اما علیرغم تحقیقات شایان توجهی که در زمینه تکثیر و پرورش میگو در ژاپن انجام شد،توسعه این صنعت بیشتر در مناطقی با آب و هوای مناسبتر ،دسترسی بیشتر به زمین و با گونه های پرورشی مطلوب تر انجام می گرفت.در خلال سالهای دهه 60 میلادی موج دوم توسعه صنعت میگو ظهور نموده و محققین در پی تطبیق فنآوری های مبتنی بر نتایج تحقیقات فوجی ناگا ،اینبار در سایر مناطق با گونه هائی متفاوت از پنئوس ژاپونیکوس برآمدند.کانون توجه در این میان،ایالات متحده آمریکا و تایوان بود.

 

رشد سریع میگوی ببری سیاه

 

در نخستین مقایسه هائی که بین گونه های  مختلف خانواده پنائیده انجام گرفت،میگوی ببری سیاه(Penaeus monodon) سریع ترین رشد و بهترین خوپذیری(Adaptation) را با شرایط پرورشی از خود نشان داد.

 

تکنولوژی پرورش متراکم این گونه به سرعت در سطح قاره آسیا گسترش یافت و خیلی زود ،گونه پنئوس مونودون به گونه غالب پرورشی در اکثر نقاط جهان مبدل گردید.

 

در سالهای دهه هشتاد میلادی برداشت 10 تن در هکتار میگوی 30 گرمی گونه مونودون از مزارع پرورش متراکم که پست لارو مورد نیاز خود را از مولدین وحشی اما در کارگاههای تکثیر مصنوعی(و نه از ذخایر طبیعی)تهیه نموده بودند به امری بسیار رایج  تبدیل شده بود.با اینحال افزایش بروز بیماری در بین جوامع وحشی راندمان تولید را هر ساله کاهش می داد.

 


 
ظهور فنآوری جدید در صنعت پرورش میگو
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٧   کلمات کلیدی: پرورش میگو ،سیستم آبراهه ای ،raceway ،فنآوری نوین

دکتر آدیسون ( سمت چپ ) در کنار طرح ابداعی خود

دکتر آدیسون یکی از محققین برجسته مؤسسه Agrilife در آمریکا به تازگی سیستم جالبی را برای پرورش میگو در محیطهای بسته(indoor)ابداع نموده است.

این سیستم مبتنی بر سامانه های آبراهه ای(Raceway)می باشد اما ابتکار قابل ملاحظه ای در نحوه به کارگیری این سیستم ها توسط وی اعمال شده است.

سیستم ابداعی دکتر آدیسون متشکل از مجموعه ای از آبراهه های چوبی دراز در چهار طبقه است که بیشتر، چیدمان تخت های کابین ملوانان در کشتی های بزرگ  را به ذهن متبادر می سازد.

پست لارو میگو ابتدا در بالاترین آبراهه ذخیره سازی شده و به موازات رشد،به ترتیب به طبقات پائینتر منتقل و در نهایت در پائین ترین طبقه صید میگردد.عمق این آبراهه های چوبی بین 5 تا 7 اینچ بوده و میزان تولید در این سیستم حدود 25 کیلوگرم در هر متر مکعب اعلام شده است.

دکتر آدیسون میگوید : با استفاده از این سیستم که میتواند بصورت تعویض آب صفر و یا تعویض آب مداوم راه اندازی و مدیریت شود،میتوان میگوهائی به وزن حدود 31.2 گرم تولید نمود.از مزایای دیگر این سیستم در اختیار داشتن میگو در تمام طول سال است.

با اینحال این طرح به تازگی ابداع شده و قرار است نخستین تجربه خود را در مقیاس تجاری ،در زمینی به مساحت 70000فوت مربع باتخمین تولید حدود 420تن در سال  ،پشت سر گذارد.

به گفته دکتر آدیسون،این سیستم نظارت و مدیریت بسیار دقیقی را طلب می نماید و از نظر ایمنی زیستی(Biosecurity)در سطح بسیار بالائی قرار دارد.  


 
تاریخچه پرورش میگو در جهان(بخش دوم)
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۸   کلمات کلیدی: پرورش میگو ،تاریخچه

متن خلاصه شده از کتاب میگو(منتشر شده در سال 2010 توسط انتشارات دانشگاه ناتینگهام)

George W Chamberlin

ترجمه:علی قوام پور از Global Aquaculture Advocate

شماره سپتامبر/اکتبر 2011

شاهکار دکتر Fujinaga

اولین پیشرفتها در زمینه تکمیل چرخه حیات میگوهای خانواده پنائیده در اسارت،د سال 1934 در ژاپن بوقوع پیوست.در این سال ،دکتر موتوسا فوجی ناگا(که به نام دکتر هودی ناگا نیز شهرت دارد)رئیس مؤسسه یاماگوچی در ژاپن،موفق به القای تخمریزی در میگوی پنئوس ژاپونیکوس و سپس تفریخ تخم و پرورش لارو تا مرحله مایسیس گردید.در طول دو دهه پس از جنگ دوم جهانی ،فوجی ناگا،فنآوریهای بنیادین را در مراحل تخمریزی ،تکثیر لارو و پرورش میگو را تبیین نمود بطوریکه اکنون نیز همین فنآوریها،اساس تکنولوژی تکثیر و پرورش میگو را در سراسر جهان تشکیل داده اند.

به این دلیل ،فوجی ناگا را "پدر تکنولوژی پرورش میگو" و ژاپن را مهد این صنعت شناخته اند.

دکتر I Chio Liao مدیر کل پیشین انستیتو تحقیقات شیلاتی تایوان،که در سال 1968 دانشجوی دکتر فوجی ناگا در دوره دکترای تخصصی بوده، در مورد استاد خود چنین ابراز عقیده کرده است:

"دکتر هودی ناگا برای تز دکترای خود با عنوان"تولید مثل،رشد و پرورش میگوی پنئوس ژاپونیکوس" را به جای زبان ژاپنی ،به زبان انگلیسی منتشر نمود.این نکته در آن زمان بسیار نامتعارف و غیر معمول ، اما نشان دهنده دیدگاه جهانی او بود. به علاوه ایشان تلاش ویژه ای نمود تا دانشجویان ،کارشناسان و محققین بسیاری را تربیت کند تا مبانی این فنآوری را شکل داده و در سراسر جهان ترویج نمایند.در واقع رؤیای او ،تبدیل میگوی پرورشی به منبع غذائی قابل اتکا در سراسر جهان بود.".

دکترFujinaga(سمت راست) در کنار دانشجوی دوره دکترا I Chio Liao


 
کار در کنار بیماری
ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٤   کلمات کلیدی: پرورش میگو ،بیماری ،مدیریت پیشگیری ،اپیدمیولوژی

شاید دستاوردی  که امسال نصیب فعالان پرورش میگوی سایت چوئبده گردید را دعوت از دهها کارشناس خارجی و برگزاری صدها سمینار قادر نبود به ارمغان آورد.

تاجائی که حافظه یاری می کند،اصطلاح "کار درکنار بیماری" از سال 1383 و ضمن توصیه های  آقای دکتر Flavio Corsin و پس از آن در سال 1384 توسط آقای کریشنا مورتی  مطرح گردید اما تا چند سال بعد از آن ،هرکس روایتی از این فیل در تاریکی داشت تا اینکه در سال 87،چرخش مثبتی که در برخورد سازمان دامپزشکی با مزارع آلوده به ویروس لکه سفید مشاهده شد،بارقه های امید را در دل دست اندر کاران(بخوانید سوته دلان)صنعت نسبت به ظهور رویکرد منطقی در متولیان امر بهداشت آبزیان در خصوص "کار در کنار بیماری" زنده نمود.از آن پس دیگر نه ویروس لکه سفید آن هیولای بد هیبت گذشته بود(دلتون میاد ویروس به این خوشگلی!!)و نه دست اندر کاران امر تولید میگو پرورشی (بویژه مزرعه داران  به عنوان خسارت دیدگان اصلی)آن قربانیان دست و پا بسته و اسیر در چنگالش.

اکنون دیگر پرورش دهندگان میگو،فرصت داشتند در هزارتوی فنآوریهای نوین و کلاسیک پرورش آبزیان،با درک صحیحی که به تدریج نسبت به اپیدمیولوژی بیماریهای ویروسی پیدا کرده بودند(و چه پر هزینه بوده و هست این ادراک و شهود)درپی راهکارهای اجرائی و عملیاتی جهت پیشگیری از وقوع و یا مهار شیوع بیماری در عرصه تولید خود باشند،امری که امسال در سطح برخی از مزارع سایت به خوبی شاهدش بوده ایم.

امسال از میان معدود مزارع پرورش فعال در سایت  چوئبده،و در میان معدودتر مزارعی که به یمن اتخاذ شیوه های مدیریتی مناسب پیشگیرانه و فنی ،موفق به صید محصول خود شدند،مدیریت در سطح چند مزرعه را میتوان الگو و نماد "کار در کنار بیماری" معرفی نمود.

-     یکی از این مزارع موفق شد علیرغم آلودگی مزارع اطراف ،میگوی خود را بدون حتی یک قطعه میگوی آلوده ،با وزن و بازماندگی مطلوب و با راندمان تولید مناسب صید نماید.بنده شخصاً معنای این موفقیت را شکست ویروس در برابر شگردهای مدیریتی مزرعه دار می دانم.شیوه هائی که اتخاذ آنها حاصل چندین سال تحمل خسارت مادی و معنوی توسط پرورش دهنده ای بوده که اکنون خود میتواند الگوی سایر علاقمندان به تولید موفق میگو پرورشی در مجتمع چوئبده و یا سایر مزارع قرار گیرد.

-     در یکی دیگر از مزارع پس از بروز آلودگی در یک استخرو معدوم سازی آن به عنوان کانون بحران،مدیریت مناسب،مانع از بروز مجدد آلودگی شد به نحوی که تاکنون آلودگی در سطح هیچ استخر دیگری در مزرعه مذکور گزارش نشده است .

-     دو مزرعه از مزارع فعال ،صید میگوهای با وزن مطلوب خود را با حداقل تلفات انجام داده اند به نحویکه راندمان تولید در این مزارع ، حدود 2900 تا 3500 در هکتار (با متوسط ذخیره سازی بین 200 تا 320 هزار قطعه در هکتار)بوده است.

درآینده در این زمینه بیشتر بحث خواهیم نمود.


 
تاریخچه پرورش میگو در جهان( بخش اول)
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٢   کلمات کلیدی: پرورش میگو ،تاریخچه

متن خلاصه شده از کتاب میگو(منتشر شده درسال 2010 توسط انتشارات دانشگاه ناتینگهام)

George W. Chamberlin

ترجمه : علی قوام پور از Global Aquaculture Advocate شماره سپتامبر/اکتبر 2011

پرورش میگو تجارتی جوان و پویاست و تاریخ آن سرشار از تغییرات سریعی است که به یمن پیشرفت در فنآوری حاصل گردیده است .

نخستین پیشرفت قابل توجهی که در فنآوری پرورش میگو رخ داد مربوط به ژاپن در سالهای دهه 1930 بود،اما اقلیم ژاپن و گونه بومی آن سرزمین ،مانع تولید میگو در مقیاس انبوه شد.پس از آن ،در سالهای دهه 70 میلادی،تکنولوژی پرورش میگو ،از ژاپن به سایر کشورهای آسیا و آمریکا راه یافت .در جدول 1 برترین کشورهای تولید کننده میگو پرورشی در جهان آورده شده است :

جدول 1 : ده کشوربرتر تولید کننده میگو پرورشی در جهان

رده

کشور

تولید سالانه(1000تن)

1

چین

1000

2

تایلند

525

3

ویتنام

410

4

اندونزی

350

5

اکوادور

145

6

مکزیک

120

7

هند

100

8

بنگلادش

100

9

برزیل

80

10

مالزی

60

 

اما تاریخچه پرورش میگو ،از جهاتی ،به سیر تاریخی دامپروری شبیه است .در آنجا نیز پرورش سنتی جانوران وحشی در محیط طبیعی ،با تراکم پائین،به تدریج به پرورش متراکم دامهای اهلی در شرایط کنترل شده تبدیل گردید.با این تفاوت که اهلی نمودن حیوانات در خشکی ،هزاران سال پیش شروع شده حال آنکه این سابقه در خصوص میگوهای پنائیده ،تنها به چند دهه می رسد.

ابتدائی ترین شکل پرورش میگو چند قرن پیش در آسیا شکل گرفت.در آنجا لارو میگوهای وحشی با جریانات جزر و مدی وارد آبگیرهائی می شد که به منظور پرورش خامه ماهی ،کفال و سایر ماهیان ساحلی در نظر گرفته شده بود.این روند موجب می شد در پایان دوره پرورش ماهی،حدود 100 تا 200 کیلوگرم میگو نیز  در هر هکتاربه عنوان محصول جانبی تولید شود که در حقیقت محصولی بود که  بدون هیچگونه هزینه ای و تنها مبتنی بر "به دام اندازی" (Trapping) و "صید"(Harvesting) حاصل آمده بود.

این روش تا قرن بیستم تقریباً همراه با تغییراتی جزئی ادامه یافت .در حقیقت مانع عمده در جهت پیشرفت فنآوری پرورش میگوهای پنائیده،عدم اطلاع کافی از چرخه حیات این جانوران بود که شامل یک مرحله بلوغ و تولید مثل در آبهای اقیانوسی(آبهای دور از ساحل)،مجموعه ای از مراحل لاروی مختلف و در نهایت مرحله جوانی(Juvenile)در خوریات می گردید.


 
اندر حکایت پرورش میگو 90
ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۱   کلمات کلیدی: پرورش میگو ،مدیریت تولید

این روزها صید از مزارع پرورش میگو خوزستان ،که از حدود دو هفته پیش آغاز شده بود ،روزهای پایانی خود را میگذراند.فارغ از تمامی حرف و حدیث های رایج و بایدها و نبایدهای مرسوم (که حدود 10 سال است با اندکی تغییر همه ساله تکرار و دیگر نخ نما شده است)امسال شاهد وضع دیگری بودیم.

شاید نتوان به قطعیت گفت،اما می شود این احتمال را داد که ویروس پس از سالها جولان در مزارع میگوی خوزستان ،رام تر و آرام تر شده بود.نه اینکه ویروس ضعیف شده باشد بلکه به نظر می رسد اتکای به پست لارو تولید استان(حداقل تا جا افتادن سیستم کار در کنار بیماری وباور همگانی به اینکه اگر قرار باشد تولیدی انجام شود باید در کنار ویروس باشد)موجب کاهش وسعت بیماریزائی ویروس شده است.امسال کم نبودند مزارعی که از ابتدای بروز بیماری در استخرهایشان تا انتها  فرصت صید از استخرهای آلوده را داشته و خود نیز اذعان می داشتند که سرعت شیوع بیماری نسبت به قبل کاهش یافته است.

اما امسال نکته برجسته دیگری نیز مشاهده شد.آنانکه آماده سازی را امری دست چندم محسوب نمودند و آندسته از پرورش دهندگان که مدیریت آب را سهل پنداشتند،به سادگی تازیانه بیماری را بر پیکر مزارع خود نشاندند و دریغا که تجربه پر هزینه ای عایدشان گردید.