| پوست اندازی ، این بار در صنعت میگوی چوئبده |
| ساعت ۱:۳٠ ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۳ کلمات کلیدی: میگو ،چوئبده |
|
همه عادت کرده ایم به اینکه پوست اندازی در میگوها را به عنوان یک فرآیند فیزیولوژیک برای رشد یا پاسخ به یک محرک بررسی کنیم.اما این مسئله کم کم صنعت میگو را هم به خود دچار نموده ،و امید می رود همچنانکه در حالت معمول به رشد میگو می انجامد در اینجا نیز موجب تعالی و توسعه صنعت گردد. با آغاز دوره جدید پرورش میگو در سایت چوئبده بازدیدهای معمول کارشناسی هم به صورت جدی تر و با نظم بیشتری در حال برنامه ریزی و اجراست .اما یکی دو سالی است که به نظر می رسد اتفاق خاصی در میگوی چوئبده در حال وقوع است.اتفاقی که میتوان گفت به نوعی شروع یک دگردیسی در شرایط کلی حاکم بر صنعت میگو در منطقه به حساب می آید. این عبارت دگر دیسی نه تعارف و نه مبالغه ،که عین حقیقت و یا محتاطانه تر،بخش عمده ای از واقعیت موجود است.
البته مقدمات این دگردیسی از دو سه سال قبل آغاز شد یعنی زمانی که هسته اولیه تشکل های صنفی خرد آنهم نه به صورت دستوری که به شکل خودجوش پا گرفت. درک درستی که اعضای این تشکل از واقعیت و الزامات جاری در صنعت تکثیر و پرورش میگوی کشور به دست آورده بودند در کنار شناخت و مدیریت صحیح منابع و امکانات موجود سبب شد تا به تدریج و در زمانی کوتاه نه تنها مسیر توسعه را در میان ناکجا آباد بحران زده پرورش میگو چوئبده بیابند که به مرور زمان شکل خاصی از سیستم کار در کنار بیماری را نیز معرفی کنند که من ،حالا به هر دلیل(شما فرض کنید عرق و حمیّت استانی) میل دارم آن را "سیستم خوزستانی" لقب دهم.منطق این نام گذاری را نیز همان می دانم که سبب شد سیستم های ژاپنی،گالوستون و ترکیبی در تکثیر میگوی جهان شکل بگیرد.هرچند در شکل گیری سیستم خوزستانی عواملی از بیرون و درون ،جبری و یا اختیاری ، نقشی عمده داشته اند. در سیستم خوزستانی ،به منظور کار در کنار بیماری ،مدیریت آب در درجه نخست اهمیت قرار گرفته است ،چرا که همه ، از متولی گرفته تا بهره بردار به این نتیجه رسیده اند(و یا دیگر ابائی از اعتراف ندارند) که منابع آبی منطقه آلوده بوده و ناقلین بیماری در این منابع تهدید بالقوه ای برای صنعت محسوب می گردند.به این منظور توجه ویژه ای به فیلتراسیون می شود و در این راستا از فیلتر شنی تا فیلترهای پارچه ای و استخرهای ذخیره همه مدّنظر قرار داشته و به صورت بهینه و کارآمد می بایست مورد استفاده قرار گیرند.
به نظر می رسد در سیستم خوزستانی،بواسطه تقویم کوتاه پرورش ،استخرهای نرسری جایگاه ویژه ای پیدا خواهند نمود ،همچنانکه در سالجاری احداث و بکارگیری این استخرها در تعدادی از مزارع آغاز گردیده است.
در این سیستم ،تشکل های خرد،تأمین نهاده ها و روابط حاکم بر حلقه های بالا دستی و پائین دستی صنعت را مدیریت میکنند تا در شرایطی که سابقه چندین باره بیماری و بروز تلفات در مزارع پرورش ،حتی برخی نهادهای دولتی را نیز به ایزوله سازی این صنعت در قاب استان متقاعد کرده (رجوع کنید به ممنوعیت ارسال پست لارو مازاد بر نیاز استان خوزستان در سال گذشته به بوشهر علیرغم عدم وجود حتی یک مورد بروز بیماری در کارگاه های تکثیر استان خوزستان و مقایسه کنید با رفتار نه چندان عادلانه همان نهاد!؟ را در اعطای مجوز صدور مولد ،ناپلی و پست لارو از مراکز تکثیر سایر استانها حتی با دارا بودن حداقل دو تا سه گزارش آلودگی طی چند سال اخیر، به استان خوزستان) برنامه ریزی جهت هرچه بهتر مهیا نمودن نهاده های لازم و هماهنگی با خریداران داخلی و خارجی محصول را خود ،بطور متمرکز در درون تشکل صورت دهند. در سیستم خوزستانی ،بومی سازی و مولد سازی میگو از اهمیت ویژه ای برخوردار است چرا که به لحاظ پارامترهای آب، کنترل و برنامه ریزی جهت آمیزش انتخابی و نیز ایمنی زیستی،می بایست با دقت و حساسیت افزون تری دنبال گردد(هرچند این مهم هنوز از دید بهره برداران و حتی برخی متولّیان مغفول مانده است). اما در مسیر تداوم و بلوغ این سیستم همچنان آفات و بلایای بسیاری قد علم کرده اند که از جمله مهمترین آنها می توان به ناهمگونی و تشتت راهبرد اعضاء ،ناشی از عدول از اصل خودجوشی در شکل گیری تشکل اشاره کرد که الحق تجربه تلخ و عبرت آموزی برای دست اندرکاران صنعت در چند سال پیش از این برجای گذاشت.ضمن اینکه غفلت از پویائی در مسیر توسعه از چالش های فراروی این سیستم نوپاست که امید می رود از دید صاحبان و مبدعان اصلی آن،دور نماند.
|
|
| کاربرد اینبریدینگ در اصلاح نژاد(3) |
| ساعت ٧:٠٧ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱۳ کلمات کلیدی: میگو ،اصلاح نژاد ،اینبریدینگ |
|
از این مطلب به بعد روشهای معمول در اصلاح نژاد از طریق خویشآمیزی( اینبریدینگ) را به همراه مزایا و معایبشان بررسی خواهیم نمود: خویشامیزی والدین با نتاج(Parent-Offspring) این نوع اینبریدینگ برای افزایش سریع ضریب خویشآمیزی بین نتاج استفاده می شود.F (ضریب اینبریدینگ)در اولین نسل زاده ها(درحقیقت F2 ) معادل 25 درصد بوده و پس از 3 نسل به 50 درصد ارتقا می یابد.در نسل دهم ،ضریب اینبریدینگ 88.62 درصد خواهد بود.این روش خویشآمیزی ساده و ارزان است چرا که به تعداد کم مولد برای هر برنامه آمیزشی در هر نسل نیاز دارد(معمولاً جوانترین والد با یکی از نتاج برای آمیزش در نظر گرفته می شوند.).در واقع این نوع خویشآمیزی شکلی از لاین بریدینگ است که در آن بجای استفاده از یک والد طی نسلهای متمادی،تنها از هر والد در دونسل استفاده می شود. یکی از مشکلات بکارگیری این روش ،در بعضی موارد ،این مسئله است که در بعضی از آبزیان،پس از یکبار تخمریزی ،مولد تلف شده و امکان بهره گیری از آن در نسل بعد وجود ندارد.در این مواقع از روش نگهداری گامتها به شیوه انجماد (Cryopreservation)استفاده می شود. در شکل زیر فلوچارت این نوع آمیزش نمایش داده شده است.
خویشآمیزی بین Full-sibها: Full-sibها به زاده هائی اطلاق می شود که هر دو والد آنها یکسان باشد.در جوامع انسانی و یا دام های بزرگ معادل این واژه" خواهران و برادران تنی" بکار برده می شود. این نوع برنامه های خویش آمیزی ،ضریب اینبریدینگ را به اندازه خویشآمیزی والدین با نتاج افزایش می دهد.از طرفی از نظر سادگی و کم هزینه بودن نیز به همان شکل می باشد. در شکل زیر نمودار این نوع آمیزش نشان داده شده است .اما این نوع خویشآمیزی نسبت به نوع والدین -نتاج از مزیت دیگری نیز برخوردار است .به عنوان مثال در اینبریدینگ Full-Sibها،بلوغ مولدین منتخب تقریباً هم زمان است و لازم نیست تا زمان بلوغ مولد جوانتر از نسل والدی نگهداری شود.از طرفی در این نوع خویش آمیزی دغدغه تلف شدن والد پس از تخمریزی برطرف می گردد.
به دلایلی که عنوان شد و به لحاظ سهولت ،هزینه پائین و افزایش سریع ضریب اینبریدینگ ،این نوع آمیزش را شاید بتوان رایج ترین شیوه خویشآمیزی در برنامه های اصلاح نژاد دانست. |
|
| کاربرد اینبریدینگ در اصلاح نژاد(2) |
| ساعت ٥:٢۳ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱ کلمات کلیدی: میگو ،اصلاح نژاد ،آمیزش دودمانی |
|
لاین بریدینگ (آمیزش دودمانی)
لاین بریدینگ نوعی خویشآمیزی است که در آن ،فرد با یکی از والدین یا اجدادش آمیزش داده می شود.به شکل سنتی ،در برنامه های اصلاح نژاد دام ،تنها لاین بریدینگ را در خصوص آمیزش نر با والدین یا اجداد در نظر می گیرند به این دلیل که طول دوره بارداری اغلب طولانی و همآوری پائین است اما در آبزی پروری ،اصلاحگران قادرند هردو جنس ماده و نر را در لاین بریدینگ دخیل نمایند. آمیزش دودمانی در مواردی استفاده می شود که اصلاحگر قصد داشته باشد سهم یکی از لاین های جمعیت را در نسل های بعدی افزایش دهد.حتی در مواردی که بیم ضعف ناشی از خویشآمیزی در جمعیتی موجود باشد باز می توان با لاین بریدینگ جهت حفظ صفات مطلوب اقدام نمود. لازم است در مورد ضریب اینبریدینگ (خویشآمیزی)این نکته یادآوری شود که این ضریب،پارامتری در توصیف جمعیت (و نه افراد)شمرده می شود و نشاندهنده تفاوت میانگین رکورد یک جمعیت در خصوص صفتی خاص با جمعیت شاهد(فاقد خویشآمیزی) می باشد.از این رو حتی در جوامع حاصل از خویشآمیزی نیز میتوان با انتخاب افراد اصلح و انجام آمیزش دودمانی موجب اصلاح میانگین جمعیت نتاج گردید به شرطی که در این آمیزش ،اصلاحگر تنها فراد برتر را مورد استفاده قرار دهد(آمیزش انتخابی و اینبریدینگ). بطور معمول سهم ژنوم هر فرد در نسل بعد 50%،در دو نسل بعد 25%و در سه نسل بعد 12.5% است اما لاین بریدینگ موجب می شود این سهم در نسلهای بعد ارتقاء یابد: نمودار زیر مربوط به آمیزشی معمولی بدون لاین بریدینگ است.بر اساس این نمودار،فرد G حاوی 12.5 درصد از ژنوم A میباشد.
اما در نمودار زیر،که در آن درجه بالائی از لاین بریدینگ نمایش داده شده ،سهم ژنوم A در فرد G حدود 93 درصد(92.75%)است.
اگر در طول برنامه اصلاح نژاد ،تنها یک یا دو بار از لاین بریدینگ استفاده شود ،لاین بریدینگ از درجه متوسط و اگر در تمام نسل ها این نوع آمیزش صورت گیرد درجه بالا محسوب خواهد شد.در این حالت(درجه بالا) ،پس از سه نسل،زاده ها شباهت فراوانی با لاین اجدادی خواهند داشت. یکی از اقداماتی که در راستای مولد سازی میگو گونه وانامی در سال 89در شیلات استان خوزستان انجام شد،نگهداری تعدادی از پیش مولدین یکساله در استخر مولد سازی برای تکثیر در سال 90 بود.به عبارتی تهیه مولدین دوساله جهت لاین بریدینگ.اینکار از همان ابتدابا مخالفتهای زیادی منجمله از سوی تکثیر کنندگان روبرو شد.البته عمده این مخالفتها بر این اعتقاد استوار بود که عمر مفید میگو دوسال است ومولدین دوساله قادر به تولید مثل نخواهند بود.به هرحال مولدین تا سال 90 نگهداری شده و در این سال ابتدا تعدادی اندک از آنها به تکثیر کنندگان تحویل شد و با مشاهده تولید بسیار مطلوب،تقاضای کارگاههابرای دریافت مولد دوساله افزایش یافت تا جائیکه مدیران تکثیر به دلیل وزن بالا و همآوری مطلوبتر مولدین دوساله درکنار آداپتاسیون سریعتر این مولدین با شرایط کارگاههای تکثیر بیشتر متقاضی این نوع مولد بودند.اما این مسئله باید تداوم پیدا نمایدتا اولاً مشخص شود عمر مفید میگو چند سال است ،ثانیاً امکان لاین بریدینگ در نسلهای بیشتری فراهم گرددو ثالثاًتکرارپذیری صفات مطلوب در انواع آمیزش ها و با مولدین گوناگون مقایسه شود. تا بعد "اگر عمری بود"بدرود. |
|
| کاربرد اینبریدینگ در اصلاح نژاد |
| ساعت ٩:٠٥ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۳٠ کلمات کلیدی: میگو ،اصلاح نژاد ،خویشآمیزی |
|
نمیدونم بحث های مربوط به اصلاح نژاد میگو در این وبلاگ چقدربازخورد مثبت (و یا احتمالاً منفی)داشته ولی فکر میکنم الان که جمع آوری مولدین میگو برای سال آینده انجام شده،مطرح شدن مطالبی از این دست زیاد "ساز خارج" نباشه. مطلبی که در این پست و پست های آینده بحضورتون ارائه میکنم، ترجمه و خلاصه شده یکی از فصل های کتابی است که فائو در سال 1999 منتشر کرده و موضوعش مدیریت مولد سازی آبزیانه و متأسفانه علیرغم اهمیتش کمتر برای ترجمه مورد توجه قرار گرفته ، یا حداقل ترجمه اش به دست من نرسیده.امیدوارم به لحاظ دانش ژنتیک و فن ترجمه شرمنده اساتید نشم و بتونم حق مطلب رو ادا کنم.هرچند همونطور که عرض شد این مطلب خلاصه شده مطالب فصل مذکور بوده که بحضورتون تقدیم میشه: پرورش دهندگان و یا تکثیر کنندگانی که قصد مدیریت ژنتیکی برذخیره مولدین خود را دارند باید به این نکته واقف باشند که چگونه می توان از خویشآمیزی (Inbreeding)در جهت بهبود تولید و یا افزایش سوددهی بهره جست. خویشآمیزی یکی از سه روش اصلی در اصلاح نژاد سنتی است که قرن هاست توسط کشاورزان و دامپروران مورد استفاده قرار گرفته است.هرچنداهمیت این شیوه،به اندازه دو روش دیگر(آمیخته گری یاCrossbreeding و آمیزش انتخابیSelective breeding)نیست اما ، نقش ویژه ای در اصلاح صفات تولیدی در گیاهان ،دام و سایر موجودات آزمایشگاهی داشته است.بخصوص در تولید جانوران آزمایشگاهی نظیر موش و خوکچه با خلوص ژنتیکی بالا،روش خویشآمیزی ،تکنیک انتخابی خواهد بود. در آبزیان بواسطه همآوری و تنوع بالا ،میتوان از خویشآمیزی به مراتب بیش از سایر جانوران پرورشی بهره برد چرا که در اینگونه موارد توانائی اصلاحگردر انتخاب مولدین بر اساس صفات مختلف و انتخاب تعداد بیشتر مولدین بسیار افزایش می یابد. اصلاحگران اعم ازتکثیر کننده و یا پرورش دهنده برای آنکه قادر باشند از خویشآمیزی در جهت افزایش تولید خود بهره گیرند می بایست ابتدا بدانند خویشآمیزی چیست و چگونه عمل میکند. در این مطلب و مطالب آتی،امکان استفاده از اینبریدینگ در اصلاح نژاد آبزیان و روش ترکیب این شیوه با آمیخته گری و انتخاب جهت افزایش رشد و سایر فنوتیپ های مطلوب توضیح داده خواهد شد. معمولاً در طراحی برنامه های اصلاح نژاد ،از اینبریدینگ (خویشآمیزی)پرهیز میشودچرا که این روش در حقیقت به مثابه شمشیری دو لبه است که استفاده نابجا و یا عدم توجه به عواقب آن ممکن است آسیب های غیر قابل جبرانی به محصول وارد نماید.اما بطور کلی میتوان گفت،اینبریدینگ زمانی مؤثر است و یا میتواند به عنوان روش انتخابی مطرح شود که در میان مولدین موجود،بعضی از آنها نسبت به سایرین برتری نشان داده و تعداد اینگونه مولدین و یا افراد مطلوب درجمعیت محدود باشد.در اینگونه موارد، اینبریدینگ برای تکرار این مطلوبیت اجتناب ناپذیر است چرا که تعداد نرهای اصلح در جمعیت محدود بوده و می بایست هریک با تعداد زیادی ماده آمیزش داده شود و از این طریق سهم حوضچه ژنی نرهای اصلح در جمعیت آتی افزایش خواهد یافت.البته چنانکه در مطالب قبل بیان شد ،هرچه تعداد نرهای آمیزش داده شده افزایش یابد،ضریب اینبریدینگ کاهش پیدا می کند.جدول مقایسه ای ذیل مربوط به آمیزش تعداد محدودی نر با 50 ماده است:
این ضرایب از فرمول زیر حاصل شده است: (.F=1/8(Males No.)+1/8(Females No در مطلب بعد در خصوص لاین بریدینگ توضیح داده خواهد شد. تا بعد "اگر عمری بود"بدرود. |
|
| اخبار جدید از صنعت میگو |
| ساعت ٩:۱٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٠ کلمات کلیدی: میگو ،ژنتیک ،تایلند و هند |
|
خبر اول:گویا خوشحالی پرورش دهندگان میگوی تایلند از عدم تأثیر سیل بر مزارعشان چندان دوامی نداشت (یا شاید چشم ما خیلی شور بود )چراکه بر اساس آخرین اخبار در تاریخ 11 نوامبر ، پیشروی سیل تا محدوده های جنوب بانکوک و بخش شمالی خلیج تایلند صورت گرفته بطوریکه به پرورش دهندگان میگو در این ناحیه اعلام صید اضطراری شده است.اما این پرورش دهندگان به دلیل کوچک بودن میگوهایشان آمادگی صید اضطراری را ندارند.به هرحال علاوه بر این مشکل،دو بزرگراه از سه بزرگراه منتهی به مزارع پرورش میگوی جنوب بانکوک توسط سیل تخریب شده و بزرگراه سوم (راما2)نیز در خطر تخریب قرار دارد.شاید این مسئله نیز در حمل و نقل میگوهای صید شده مشکلاتی ایجاد نماید.
خبر دوم:محققین انستیتو مرکزی آبزی پروری آبهای لب شوردر هند، به کمک دانشمندان نروژی مؤسسه Nofima،موفق شده اند ژنوم میگوی ببری سیاه (Penaeus monodon)را ردیف یابی نمایند.بنا بر اعلام سایت Shrimp News،این ژنوم 136000ژن دارد که قریب به نیمی از این ژنها برای نخستین بار کشف و معرفی شده اند.محققین هندی بدنبال ردیف یابی ژنوم میگوی مونودون ،اولویت نخست خود را در آینده، یافتن ردیفهای ژنی مرتبط با مقاومت نسبت به سندرم ویروسی لکه سفید اعلام نموده اند.(گلی به گوشه جمالشان.شاید دست روی دست گذاشتن دانشمندان عزیز ما نیز درآینده نزدیک جواب بدهد و دیگر لازم نباشد مشقّت تحقیق و دود چراغ خوردن را به خود بدهند و ژنوم میگوی ایندیکوس و ژن های مرتبط با سندروم لکه سفیددر این میگو،همچنین میگوی سمی سولکاتوس و خلاصه هرچه از آبزیان بومیمان نیاز داریم توسط دانشمندان کشورهای دیگر ردیف یابی شود و محققین مابه کارهای مهمتر بپردازند). منبع: سایت Shrimp News
|
|
| ابداع روشی نوین جهت کنترل TSV در میگوی لیتو پنئوس وانامی |
| ساعت ۱:۳۸ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٠ کلمات کلیدی: میگو ،tsv |
|
ابداع روشی نوین جهت کنترل TSV در میگوی لیتو پنئوس وانامی نوشته : Carlos A.Ching و Chalor Limsuwan از مجله Global Aquaculture Advocate شماره May/June- 2011 ترجمه : علی قوام پور
از سال 1992 که سندرم تائورا برای نخستین بار به عنوان بیماری ویروسی در میگو پرورشی مطرح شد تاکنون،صنعت پرورش میگو متحمّل ضرر وزیان هنگفتی در سراسر جهان گردیده است.در این زمینه تلاشها و تمهیدات کشورهایی همچون تایلند و آمریکا ،در زمینه اصلاح نژاد میگوهای پرورشی و انتخاب صفت مقاومت در مقابل بیماری تا حدّی موفقیت آمیز بوده امّا در عمل ،روشهای مؤثر جهت مهار TSV در زمان بروز در مزارع پرورش بسیار محدود بوده است. هرچند بروز سندرم تائورا(Taura Syndrom) در تمامی مراحل پرورش میگو محتمل است اما بیشترین تلفات بطور معمول در خلال ماه اوّل پرورش رخ می دهد. میگوهای آلوده ،ابتدا به رنگ صورتی متمایل به قرمز در آمده سپس در سطح بدن آنها زخمهای سیاهرنگ پدید می آید.پراکندگی رنگدانه ها در سراسر بدن و نیز روده خالی در میگوهای مبتلا ،از دیگر نشانه های بروز بیماری است. تست های بافت شناسی بر روی میگوهای آلوده نشاندهنده نکروز در بافت پوششی زیر کوتیکول ،بافت پیوندی و عضلات مخطّط به شکل کانون های متعدد و یا نواحی گسترش یافته می باشد.درسلولهای متأثر از آلودگی با ویروس ،اغلب، فشردگی کروماتین در هسته (Piknosis)و یا پراکندگی کروماتین در سیتو پلاسم(Karyorrhexis) دیده می شود.
بواسطه این تخریب سلولی در بافتهای کوتیکولی و زیر کوتیکولی ،میگوها قادر به تکمیل روند پوست اندازی نبوده و یا ممکن است در حین تکمیل این فرآیند تلف شوند.میگو ،تنها پس از ترمیم این بافتها و کسب توانائی در جذب مواد معدنی مورد نیاز جهت پوست اندازی قادر است بر بیماری فائق آید. درمان TSV: محقّقین روشی ابداع کرده اند که بواسطه آن عوارض ابتلا به سندرم تائورا در میگوهای پرورشی کاهش می یابد.این روش بر جلوگیری از پوست اندازی در میگوها،از طریق ایجاد محدودیت در محیط پرورش تمرکز دارد.به این منظور،پس از تشخیص ابتلای میگوها به TSV از طریق تستهای بافت شناسی،RT-PCR و یا In situ Hybridization،باید در جهت ممانعت میگوها از پوست اندازی اقدام کرد. این اقدامات عبارتند از :عدم تعویض آب استخر(Zero Exchange)،کاهش یا توقف غذادهی،افزایش PH به 8 یا بالاتر و هوادهی شدید به منظور حفظ کیفیت آب. تغذیه میگوهای آلوده بطور معمول سبب پوست اندازی می شود که در اینصورت تلفات افزایش خواهد یافت.بنابراین در بسیاری از مواقع ،غذادهی بایستی کاهش یافته یا متوقف شود.استفاده از سینی های غذادهی در برآورد مصرف غذا و بررسی تلفات کمک مؤثّری خواهد نمود چرا که میگوهای بیحال ،قبل از تلف شدن خود را به محدوده سینی های غذا دهی می رسانند. برای بالا نگهداشتن PH در محدوده 8 یا بالاتر از آن ،باید از کربنات کلسیم یا هیدروکسید کلسیم استفاده نمود.هر روز می بایست PH آب استخر در زمان طلوع آفتاب(پائینترین حد PH استخر در شبانه روز)بررسی شده و بر این اساس در خصوص لزوم افزایش آهک تصمیم گیری شود.ضمناً در طول دوره درمان می بایست از بکارگیری هرگونه کود و یا آنتی بیوتیک خودداری شود. انتظار می رود بروز TSV در آبهای با شوری پائین مخاطره آمیزتر از آبهای شور باشد چرا که اساساً در شوری پائین میزان مواد معدنی مورد نیاز جهت پوست اندازی کمتر از آب شور است.این مسئله در بازدیدی که نویسندگان مقاله از مزارع پرورش میگودر تایلند و چین داشتند نیز مشاهده گردیده است. میگوهای بیحال و تلف شده باید روزانه ازاستخر خارج شوند .با اینکار ،از افت کیفیت آب و شیوع بیماری از طریق همجنس خواری نیز جلوگیری می شود. پس از طی دوره بحرانی که حدوداً چهار تا پنج روز به طول انجامیده و تلفات متوقف می شود،تعویض آب و غذادهی بایستی به تدریج از سر گرفته شود. حتی پس از دوره بحران نیز میتوان اثرات آلودگی به TSV را برروی میگوهائی که از بیماری رهائی یافته و پوست اندازی کرده اند مشاهده نمود.معمولاً تا بهبود کامل میگوها پس از بروز بیماری TSV ، دو بار پوست اندازی لازم است. آزمون انجام شده جهت بررسی اثربخشی روش پیشنهادی: روش پیشنهاد شده در این تحقیق در یک سیستم پرورش متراکم در مزرعه ای واقع در جزیره نوآژو (استان گوانگ دونگ چین) در دوره تابستانی سال 2009 مورد آزمون قرار گرفت.اختلاف نتایج تولید بین استخرهای تیمار شاهد با تیمارآزمون کاملاً معنی دار گزارش شده است(جدول 1). البته باید گفت در منطقه انجام تحقیق،در پایان دوره پرورش،بواسطه وقوع باران شدید، نیاز بود برای کنترل PH حدود 200 کیلوگرم در هر هکتار آهک استفاده شود اما عدم استفاده از آهک به میزان مورد نیاز موجب بروز تلفات پیش از انجام صید گردید.به همین دلیل بازماندگی در تیمار آزمون از 80% به 50% افت نمود. |
|
| مولد سازی- وراثت پذیری |
| ساعت ٧:٤٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٧ کلمات کلیدی: میگو ،مولد سازی ،وراثت پذیری |
|
در این مطلب سعی دارم یکی از مبانی انتخاب و ژنتیک کمّی را به بیان ساده ،از کتاب مبانی ژنتیک کمّی دکتر طهمورث پور عرض کنم.این مبحث را به این دلیل انتخاب کردم که در آستانه جمع آوری پیش مولدین میگو برای سال آینده پرورش،با استناد به روش های علمی اصلاح نژاد ،بتوانیم گامهای ابتدائی این فن را در مورد میگوی پرورشی کشور با آگاهی برداریم. در مولد سازی ،به عنوان زیر مجموعه ای از اصلاح نژاد،وراثت پذیری پارامتر بسیار با اهمیتی است که ادامه یا توقف برنامه های اصلاحی را تعیین مینماید.درحقیقت وراثت پذیری است که تعیین میکند چقدر عمل انتخاب بر اصلاح یک صفت مؤثر است. وراثت پذیری نشان می دهد چه مقدار پیشرفت در ازای انتخاب برای یک صفت قابل انتظار بوده و یا حاصل شده است.به نظر می رسد برای شروع مولد سازی میگو در کشور در نظر گرفتن وراثت پذیری صفتی مانند رشد ،در یکی از استانها (بخش دولتی و یا خصوصی)بدین لحاظ که میزان رابطه ژنوتیپ و فنوتیپ میگوها را نمایش داده و میزان توفیق در جابجائی میانگین جمعیت میگو را مشخص می سازد،شروع مؤثری باشد. اما چگونه می توان وراثت پذیری را محاسبه نمود؟ ابتدا باید گفت ،در میان متخصصین اصلاح نژاد دام،میزان وراثت پذیری بالا و یا پائین هنوز مورد اختلاف است اما ارقام زیر تقریباً از سوی اکثریت پذیرفته شده است: وراثت پذیری زیاد : >0.5 وراثت پذیری متوسط : 0.5 تا 0.2 وراثت پذیری کم : <0.2 برای محاسبه وراثت پذیری ابتدا باید تفاوت انتخاب یا Selection Differential را تعیین نمود.این تفاوت در انتخاب(یا SD)به معنی اختلافی است که میانگین جمعیت انتخاب شده با میانگین جمعیت پایه دارد.بعنوان مثال میانگین وزن پیش مولدین انتخاب شده از یک استخر پرورش چه مقدار بوده و چه اختلافی با میانگین وزن کل میگوهای آن استخر دارد؟ امسال در چوئبده،متوسط وزن استخری در بخش خصوصی با لاین مشخص ( آمیزش انتخابی از پیش تعیین شده بین والدین) 19.6 بود و پس از اعزام اکیپ جمع آوری و انتخاب پیش مولد،جمعیت انتخاب شده ،میانگین وزنی حدود 22 گرم داشتند.به این ترتیب : SD=2.4گرم بود.حاصل این انتخاب اگر افزایش میانگین اجتماع زاده ها باشد،همان اتفاقی در جمعیت نتاج افتاده که در دو یا سه مطلب پیش عرض شد یعنی روی نمودار زنگوله ای جمعیت،خط میانگین به سمت راست متمایل شده است.هرچه این تغییر مکان خط میانگین بیشتر باشد،عکس العمل انتخاب (Response of selection یا R) مطلوب تر خواهد بود.بنابر این عکس العمل انتخاب برابر است با : میانگین جمعیت والدی- میانگین جمعیت زاده ها= R فرضاً در خصوص مولدین جمع آوری شده چوئبده از استخری که گفته شد ،میانگین جمعیت والدی 19.6 بوده است. حال وراثت پذیری واقعی(Realized Heritability) که در سال بعد و درواقع در هنگام صید میگوهای تولید شده از مولدین منتخب امسال(با آمیزش با یکدیگریا اینبریدینگ در سالجاری ) برابر خواهد بود با : H2=R/SD در اینجا فرض اینبریدینگ آورده می شود چرا که قرار است برای وراثت پذیری رقم خاصی رادر جمعیت های جداگانه معلوم کنیم و سپس میانگینی از تعداد جوامع در دسترس عددی تقریبی از میانگین وراثت پذیری آن صفت به ما ارائه خواهد داد . فرض کنید در فصل آتی میانگین جمعیت زاده ها در طول دوره پرورش یکسان با جمعیت سالجاری(حدود 85 روز)در حدود 21 گرم باشد(میانگین جمعیت و نه میانگین مولدین انتخابی)،به این ترتیب عکس العمل انتخاب برابر خواهد بود با 1.4و وراثت پذیری در اینصورت خواهد بود:2.4/1.4که برابر است با :0.58. این مقدار ،میزان نسبتاً خوبی است و دلیل اینکه میانگین جمعیت زاده ها کمتر از میانگین مولدین شد قانونی در ژنتیک جمعیت است به نام "تمایل به مرکزیت"که معدل نتاج به سمت معدل جمعیت پایه والدی میل میکند. این روش از ساده ترین و کم هزینه ترین روشهای محاسبه وراثت پذیری است که البته نمی توان از آن به عنوان پیش بینی استفاده کرد بلکه باید اثر انتخاب یک صفت را در یک نسل ،در نسل بعد دید.باید به این نکته نیز توجه داشت که مقدار وراثت پذیری بین 0 تا 1 متغیر است . پس از چند نسل،هرگاه مقدار متوسطی برای H 2 به دست آمد میتوان به راحتی پاسخ به انتخاب را برای صفت رشد ،بر حسب میانگین مولدین و میانگین جمعیت نیز به دست آورد تا اگر اهداف محقق نشد ، تفسیر صحیح تری از علت واقعی آن قابل حصول باشد. تابعد "اگرعمری بود"بدرود. |
|
| مولد سازی و دغدغه همخونی(4) |
| ساعت ۱٠:٤۸ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٥ کلمات کلیدی: میگو ،مولد سازی ،نشانگرهای مولکولی |
|
در این پست ترجیح دادم یک بحث تکمیلی در خصوص مارکرهای قابل کاربرد در اصلاح نژاد آبزیان و مولد سازی داشته باشم. هرچند تحقیق بر روی مارکرها یا نشانگرهای ژنتیک مولکولی تقریباً از اواسط قرن بیستم شروع شد اما،از حدود 3دهه پیش بکارگیری این ابزار در تعیین توالی ژنوم جانداران و پس از آن در ژنتیک جمعیت و حتی در بعضی موارد،تعیین جنسیت آغاز گردید. اما از این مقدمه که بگذریم،امروزه انواع مختلفی از مارکرها در مطالعات ژنتیکی منجمله ژنتیک جمعیت بکارگرفته میشوند که این تنوع استفاده اغلب بواسطه محدودیتها و مزایای هر نوع نشانگر بوده است. یکی از مواردی که سبب این تنوع و گوناگونی در استفاده از مارکرها شده ،همبارز و یا غالب بودن مارکرهاست.به عبارتی برخی مارکرها تنها آلل غالب را در الگوهای خود نمایش می دهند و بود و نبود یک آلل غالب را از آنها می توان استنباط کرد.تا آنجا که به بحث میگو مربوط است میتوان گفت با استفاده از این مارکرها میتوان فواصل ژنتیکی زیر گونه ها یا فاصله ژنتیکی جمعیت های مختلف میگو در مناطق جغرافیائی مختلف(مقایسه سمی سولکاتوس بوشهر با لارک و یا آفی نیس خوزستان با بوشهر و هرمزگان)را تعیین کرد. اما بعضی مارکرها همبارز هستند یعنی در جایگاههای آللی،قادرند آلل غالب و مغلوب را همزمان در الگو نمایش دهند.در گزینش مولدین برای اصلاح نژاد و مولد سازی این مارکرها بطور معمول از کارائی بیشتری نسبت به مارکرهای بارز(غالب)برخوردارند. از گروه اول میتوان به AFLP،RFLP و RAPD(رپید)اشاره نمود و از گروه دوم(همبارز)هم معروفترین مارکرهایی که اکنون مورد استفاده هستندSNP(اسنیپ) و ریزماهواره ها(Microsatellites)را میتوان نام برد. اما برای استفاده ما از مارکرهائی که امروزه در فعالیتهای تحقیقاتی مورد استفاده قرار میگیرند محدودیتهای فراوانی وجود دارد که از جمله این محدودیتها باید به عدم ردیف یابی ژنوم میگوهای مولد(البته در خصو میگوی وانامی میتوان به رفرنس های خارجی مراجعه کرد)و دیگری بحث هزینه های اجرائی است. پیشنهاد می شود در صورت اجماع مدیران تصمیم گیرنده بر ضرورت بحث مولد سازی میگوی وانامی در کشور،در زمینه ژنتیک و بیوتکنولوژی این عرصه از فعالیت نیز بطور جدی تصمیم گیری و در اینخصوص نخست جایگاه مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی در نظر گرفته شود. به امید روزی که شاهد انتشار خبر " تولید مولدین اصلاح شده و سریع الرشد میگو گونه وانامی در کشورایران"در سایتهای جهانی آبزی پروری باشیم. |
|
| پرورش میگوی وانامی در تایلند |
| ساعت ٧:۱٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٤ کلمات کلیدی: میگو ،وانامی ،تایلند |
|
چند وقت پیش مقاله ای از آقای Chalor limsuwan به دستم رسید که موضوع آن روش پرورش میگوی وانامی در تایلند بود. زحمت ترجمه این متن را جناب آقای مهندس نخله کشیده و در سایت شیلات خوزستان قرار داده است .به دلیل برخی اطلاعات کاربردی که در تقریباً تمامی موارد پرورش در این مقاله بحث شده است،ترجیح دادم ضمن آوردن ترجمه مقاله،اصل آن را نیز در بخش مقالات آپلود کنم تا علاقمندان همزمان هر دو منبع را در اختیار داشته باشند.
|
|
| مولد سازی میگو و دغدغه همخونی(2) |
| ساعت ۱۱:۳٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۸ کلمات کلیدی: میگو ،مولد سازی |
|
در برخی جلسات که تاکنون در خصوص مولد سازی برگزارشده و بنده شرف حضور داشته ام،بعضاً موضوع همخونی و نگرانی از افزایش ضریب آن در بین زاده های حاصل از آمیزش نسل های متوالی مولدین مطرح می شود که بسیار بجا بوده و همواره در محافل تحقیقاتی و اجرائی اصلاح نژاددام ،طیور و اصلاح نباتات نیز طرح و بررسی می شود.بنده قصد ندارم از موضع یک تکثیر کننده و یا پرورش دهنده و یا حتی کارشناس بخش دولتی به این موضوع وارد شوم.اما صرفاً قصد دارم از دیدگاه اصلاح نژاد و ژنتیک میگو (در پست قبلی هم عرض کردم در حد معلومات اندک خود)این قضیه را تا حدی روشن نمایم.مطمئناً اغلب بازدید کنندگان این وبلاگ بیش از من به این مطالب اشراف داشته و بسیاری از موضوعات طرح شده در اینجا تنها در حد درس پس دادن خواهد بود. چندین سال است که انتخاب پیش مولدین میگو (چه گونه ایندیکوس و چه وانامی)بر اساس صفت رشد انجام می شود.پیش از هر چیز باید این نکته خاطر نشان شود که انتخاب بر اساس صفت رشد،الزاماً به معنی انتخاب میگوهای بزرگتر از هر استخری نیست بلکه در این زمینه باید به طول دوره پرورش نیز توجه نمود.میگوهائی که در زمان کمتر به رشدی بیش از میگوهای هم سن خود رسیده باشند در مرحله انتخاب مطلوب تر خواهند بود.شاید این اشکال وارد شود که طبیعتاً در تمام استخرها با هر طول دوره پرورش میگوهای بزرگتر می توانند واجد چنین تعریفی باشند یعنی در طول دوره پرورش یکسان (نسبت به سایر میگوهای همان استخر)رشد بیشتری داشته اند. اما این موضوع با توجه به فازهای رشد میگو در استخر پرورش قابل بحث است.میگوها در طول دوره حیات خود دارای سه فاز رشد هستند.فاز تصاعدی که از پست لارو یک روزه تا حدود وزن 4گرم ادامه می یابد،فاز خطی که از حدود 4 گرم آغاز شده و تا مرحله بلوغ برای جنس نر(بیش از 20 گرم)و بالاتر از 25 گرم برای جنس ماده تداوم دارد و فاز سوم فاز کاهشی است که سرعت رشد بواسطه رسیدگی گنادها کاهش می یابد( مقادیر برای میگوی وانامی عنوان شده است).آنچه در مرحله بهگزینی مولدین ملاک قرار میگیرد فاز خطی است که بین 1 گرم در هفته تا 3 گرم در هفته بطور متوسط نوسان دارد.پس از این دوره (فاز)انتخاب بر اساس سرعت رشد تا حد زیادی دارای خطا خواهد بود چرا که تفسیرعلت کندی رشد مشکل است.اما مزایای انتخاب بر اساس سرعت رشد هفتگی چیست؟ انتخاب بر اساس نرخ رشد هفتگی بطور غیر مستقیم هزینه های تولید را کاهش می دهد چرا که FCR نتاج بهتر بوده و این مسئله کاهش هزینه غذا را در پی دارد،طول دوره پرورش کاهش می یابد و از این لحاظ نیز ازهزینه نگهداری و پرسنلی کاسته خواهد شد.علاوه بر این در نقاط مستعد امکان افزایش دوره های پرورش وجود دارد. پس از این مقدمه نسبتاً طولانی ،مجدداً بر این نکته تأکید می کنم که رشد یک صفت کمّی است.پذیرفتن این مسئله بخودی خود در بردارنده نکات دیگری است که شاید تا حد زیادی حساسیت کاذب برخی دوستان را نسبت به همخونی در مولدین پرورشی داخلی کاهش دهد.اینکه بپذیریم یک صفت کمّی است یعنی اینکه قویّاً تحت تأثیر محیط قرار دارد.به عبارتی امکان این وجود دارد که پست لاروهای حاصل از یک جفت مولد ،در یک استخر با مدیریت یک فرد در طول یک دوره 90 روزه X گرم و در استخر دیگر با مدیریت فرد دیگر(یا حتی مدیریت یکسان ولی با خاک بستر متفاوت،شکوفائی جلبکی غیر همسان،PH مختلف و ...)Y گرم رشد نمایند.یکی دیگر از خصیصه ها و ویژگیهای صفات کمّی توزیع نرمال آنها در یک جمعیت است.به این معنا که نمودار پراکندگی وزنی (و یا هر صفت کمّی دیگر)میگوها در جمعیت بصورت زنگوله ای است.به این ترتیب در صفات کمّی همیشه دامنه ای از حداقل و حداکثر داریم به اضافه دامنه ای به عنوان حد متوسط.
در حقیقت هرچه مقادیر حول خط میانگین باشد تنوع جمعیت کمتر و هرچه منحنی کم ارتفاع تر باشد تنوع جمعیت بیشتر خواهد بود.کار مدیران مولد سازی انتقال خط میانگین به سمت راست منحنی(رشد سریع) است که با بهگزینی از میان پیش مولدینی که در سطح هاشور خورده سبز رنگ قرار دارند انجام می شود.اما آنچه در یکی دو سال اخیر تحت عنوان اختلاف سایز در بخشی از جمعیت میگوها عنوان می شود را شاید بجای آنکه حاصل افزایش ضریب همخونی بدانیم بایستی ناشی از عدم همگونی جمعیتی ناشی از هتروزیگوسیتی دانست.موضوعی که مدیران اصلاح نژاد معمولاً به اکراه رو به آن میآورند و غالباً به واسطه Cross Breeding های متوالی بین مولدین ناهمگون حادث شده و به بیان ساده تر هرچه را برنامه های اصلاح نژاد رشته اند پنبه میکند و موجب به هم خوردن نظم آللی می شود که طی چند سال در لوکوس های متعدد تنظیم کننده صفات کمّی ایجاد شده است و این یکی از ظرافت های کار با صفات کمّی است.مسئله ای که شاید اکثراً علیرغم آشنائی با این صفات آن را از قلم می اندازند. در این مورد در مطلب آتی بیشتر خواهم نوشت. تا بعد"اگر عمری بود "بدرود. |
|
| مولد سازی و دغدغه همخونی |
| ساعت ۱۱:٠٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٦ کلمات کلیدی: میگو ،مولد سازی ،ضریب همخونی |
|
بر اساس مباحثی که اخیراً در بین پرورش دهندگان شنیده می شود تصمیم گرفتم در زمینه روند انتخاب پیش مولد و نیز بحث آمیزش انتخابی (Selective breeding)نظرات خود را (البته تا آنجا که اطلاعاتم کفاف دهد که اذعان دارم بسیار اندک خواهد بود)عنوان کنم.البته خود نیز معترفم مسئله مولد سازی آنقدر ها هم پیش پا افتاده نیست که بشود در حد یک وبلاگ بررسی شده و راهکارهای اجرائی نیز جهت آن ارائه شود چون انصافاً نه جایگاه اجرائی این حقیر آنچنان تأثیر گذار است و نه علم بنده چنان که به تمامی مشکلات واقف و بر همه راه حلها محیط باشم و از طرفی بتوان در این وبلاگ با حد و اندازه های وبلاگیش تأثیری بر امور گذاشت.اما "آب دریا را اگر نتوان کشید.........هم به قدر تشنگی باید چشید" و به مصداق این حدیث علوی "ما لایدرک کله لا یترک کله" . البته آنچه در حال حاضر در کشورما تحت عنوان مولد سازی در جریان است (چنانکه در پستهای قبلی نیز گفته شد)خیلی صبغه علمی و فنی ندارد با اینحال سعی می شود تا حدی علمی تر به آن پرداخته شود. یقیناً همه دست اندرکاران امر تکثیر و پرورش میگوی کشور حتی پیش از ورود گونه وانامی به این صنعت،تا حدودی با مولد سازی (در خصوص گونه بومی ایندیکوس)آشنائی داشته و یا حداقل به مزایا و محاسن آن دست کم در واپسین سالهای حضورگونه ایندیکوس در صنعت واقف بوده اند.اینکه گفته شد در سالهای واپسین ،به این دلیل است که تقریباً همگی بخاطر دارند در سالهای انتهای دهه هفتاد و ابتدای دهه هشتاد کمتر پرورش دهنده ای (مگر به جبر شرایط)تمایل به پرورش لاروهای پرورشی داشت و حتی جملات قصاری همچون "لطفاً شیلات ما را موش آزمایشگاهی خود نکند"صادر شده همان ایام است.اما مقتضیات ورود و جایگزینی گونه قدیم با جدید چنان بود که دیگر پرورش لارو وحشی چندان قابل طرح نبود(و در صورت طرح می بایست طراح محترم،زحمت رفتن تا سواحل آمریکای جنوبی را می کشید)ونیاز بود پرورش دهندگان ،حداقل اینبار به اینکه موش آزمایشگاهی مؤسساتی چون Oceanic Institute و یا High Health شوند رضایت دهند.(نیش و طعنه ها را بر بنده ببخشائید که دل خونی دارم از همان سالها که اگر نبود آن بد سلیقگیها الان حداقل بخش کوچکی از ظرفیت پرورش میگوی کشور به گونه های بومی آنهم از نوع اصلاح نژاد شده اختصاص داشت). اما لزوم پرداختن به طرحی جامع در راستای تولید پایدار این گونه غریب و غیر بومی از همان ابتدا و متعاقب مشکلاتی که شرکتهای تولید کننده مولد و پست لارو SPF در مسیر واردات این میگوها ایجاد نمودند (و در حقیقت در تحریم کشورمان حتی از پاپ هم کاتولیک تر شدند)احساس گردید.به همین دلیل عرصه های از پیش آماده شده و گلخانه های مولد سازی اینبار پذیرای گونه جدید بودند و هرچند غیر علمی اما تا حدی عملگرایانه به حل مشکل کمک کردند. اما امروز صنعت پرورش میگوی کشور ،کمتر از یک دهه از ورود اولین محموله میگوی لیتوپنئوس وانامی ،خود را با چالشی اساسی مواجه می بیند.گذر صحیح و منطقی از این چالش ،صنعت را از همین قدم های ابتدائی بیمه خواهد نمود در حالیکه عدم درک درست از شرایط ویژه فعلی و برخورد غیر اصولی با این مشکل ،شاید مسئولین را در آینده ای نزدیک بر سر میز تصمیم گیری (شاید عجولانه)آنهم باز در خصوص تغییر گونه بنشاند. شاید تعریف مشکل چندان دشوار نباشد.ترس دست اندرکاران پرورش میگوی کشور (که کاملا نیز بجاست)از افزایش سریع ضریب همخونی در زاده های مولدینی است که از دید ایشان بدون برنامه مدون اصلاح نژاد ،همه ساله در مراکز مولد سازی(گلخانه های موصوف)تولید می شوند.حتی اگر قبول کنیم که مولد وارداتی از مؤسسات مولد سازی خارجی که به زعم ما F0 محسوب می شوند در حقیقت F30 و یا حتی F40 هستند مشکل که حل نمی شود هیچ،پیچیده تر و بغرنج تر نیز میگردد. حقیقت هم تقریباً همین است.آنچه از سوی مؤسسات مولد سازی هاوائی،فلوریدا و یا این اواخر،تایلند روانه بازار می شود،مولدینی هستند که طی برنامه های بهگزینی،آمیزش انتخابی و مولد سازی ،نسلهای پی در پی تولید نتاج کرده و واجد مطلوبیت ژنی و در عین حال مناسب بازار گردیده و اکنون به دست تکثیر کننده داخلی رسیده است.توطئه ای هم در کار نبوده و این روند سالهاست در دام و طیور و آبزیان زینتی و حتی گل و گیاه نیز رایج بوده و پایه و مبنای علمی دارد.حتی اگر قرار بود بهترین زاده ها را در اختیار خریدار قرار دهند باید از همین مسیر عبور می نمودند،یعنی آمیزش مطلوبترین زاده ها از نظر صفت مورد نظر با حفظ و رعایت حداقل قرابت و خویشاوندی.به این ترتیب میبایست آنقدر روند آمیزش را تداوم بخشید که زاده ها به حداکثر مطلوبیت صفت مورد نظر نائل گردند.البته این پروسه چندان آسان و سهل الوصول نیست چرا که برای هر آمیزش ،مولدین منتخب باید از نظر خصوصیات شجره ای و راندمان تولید ،همچنین برپایه میزان وراثت پذیری صفت مشخص حائز بیشترین امتیاز ممکن شوند.به عنوان مثال هرگاه وراثت پذیری صفتی 0.33محاسبه شود مولدین منتخب می بایست حداکثر این امتیاز را داشته باشند و صرف دوری یا نزدیکی شجره ای ملاک نیست. اما بیشترین صفتی که در پروژه های مولد سازی و اصلاح نژاد میگو مورد توجه قرار می گیرد نرخ رشد هفتگی است. در اینخصوص لازم است بحث کاملی را آغاز کنیم که به نظر می رسد از حوصله مطلب حاضر خارج باشد .به این دلیل ادامه بحث را به مطلب آتی موکول مینمایم. تا بعد "اگر عمری بود"بدرود. |
|
| میگو،ژنتیک،مولد سازی و افق های پیش رو(2) |
| ساعت ٧:٢٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧ کلمات کلیدی: مولد سازی ،میگو ،بیوتکنولوژی |
|
بنده قویّاً بر این اعتقادم که باید روش های انتخاب و آمیزش مولدین میگو در کشور مورد بازنگری و تحوّل واقع شود.روشهای سنّتی مورد استفاده در دامپروری پروسه هائی زمان بر و اکثراً در خصوص میگو،فاقد کارآمدی لازم هستند،چراکه تعداد زاده در میگو بسیار زیادتر از دام های عالی تر بوده بعلاوه درجه هموزیگوسیتی را با توجه به تنوع در منبع تأمین این موجودات نمی توان به سادگی بین لاین های والدی و زاده ها(حداقل در فواصل اندک بین نسل ها) تعیین نمود. برای ساده تر شدن موضوع اجازه دهید از یک مثال کمک بگیریم: در آمیزش های معمول بین دو گاو به عنوان دام های عالی،شباهت و یا تفاوت فنوتیپی و ظاهری بین زاده ها با والدین ،به سادگی از روی رنگ بدن،میزان شیر،وزن نهائی،وزن شیردهی و...قابل مقایسه است.البته در این مورد نیز خصوصیات فنوتیپی در سطح فیزیولوژی را نیز میتوان مبنای مقایسه قرار داد اما آنچه به عنوان صفات اقتصادی موجود ملاک عمل در آمیزش های انتخابی و بهگزینی والدین واقع می شود بیشتر حول همین خصوصیات است.حال اگر قرار باشد ماده گاو به تعداد 100هزار فرزند داشته باشد و شما بنا داشته باشید تمام زاده ها را برای بهگزینی از روی صفات ظاهری بررسی کرده و بهترین گله از آنها را برای تولید نسل بعد انتخاب نمائید به نحویکه زاده ها واجد صفات مورد نظر شما باشند.مسلّماً این کار اگر نگوییم غیر ممکن ولی کاری دشوار و پرهزینه است. البته در مورد میگوها باید به تمام این دشواری ها ، بایدشباهت فراوان ظاهری بین زاده ها را نیز افزود.البته این مشکل با توجه به محدودیت پارامترهای اقتصادی قابل ردیابی در مولدین میگو(عموماً رشد و تا حدی مقاومت در مقابل بیماری) ،در مرحله بهگزینی تا حد زیادی مرتفع می شود اما اینبار درجه همخونی مولدین انتخابی مشکل بعدی خواهد بود.در دام های عالی رسم شجره ژنتیکی جهت لاین والدی به دلیل سهولت در استخراج سوابق فامیلی امر چندان دشواری نیست اما چنین کاری برای میگوها با روشهای مرسوم بسیار دشوار است بویژه در کشورهائی که واردکننده میگوهای مولد از منابع خارجی هستند دشواری این امر دوچندان میگردد.تصورکنید بخواهید سابقه فامیلی لاین والدی مولدین مورد استفاده خود را در یک برنامه آمیزش انتخابی ردیابی کنید.نهایت کاری که میتوان کرد ،ردیابی شجره تا نخستین نسلی است که وارد کشور شده اما پیش ازآن را تنها (حتی اگر چنین اطلاعاتی را بتوانید کسب کنید) با نام کارگاههای تولید کننده در اختیارخواهید داشت تا اینکه سرانجام به لاینی می رسید که از دریا صید شده است.مسلّماً این اطّلاعات گردآوری شده برای شما هیچ دست آوردی نخواهد داشت و هیچگونه کمکی در ترسیم شجره به شما نخواهد نمود. اگر با دیدگاه سنّتی بدنبال چاره باشیم میتوان نسل در اختیار خود را نسل F0 نامید و از همان نقطه اقدام به ضبط داده ها کرد.این کارخطا در ارزش گذاری را سبب می شود.در حقیقت شما از درجه هموزیگوسیتی مولدین واجد صفت مورد نظر آگاهی نداشته و ادامه آمیزش بر مبنای ارزش گذاری انجام شده درجه همخونی زاده ها را به سرعت افزایش خواهد داد. اما چاره کار را خوشبختانه روشهای ژنتیک مولکولی و بیوتکنولوژی پیش روی ما قرار داده است.در این مورد میتوان به راحتی از الگوی مارکرهای ژنتیکی استفاده نمود. در مطالب بعد بحث مارکرها و موارد استفاده از آنها را بیشتر موشکافی خواهیم کرد. تا بعد اگر عمری بود"بدرود". |
|
| بازسازی ذخایر چنانکه هست و چنانکه باید باشد(بخش پایانی) |
| ساعت ۱٢:۳٢ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢۸ کلمات کلیدی: میگو ،بازسازی ذخایر ،ژنتیک آبزیان ،ژنتیک جمعیت |
|
از دیگر معایبی که میتوان در خصوص پروژه های بازسازی ذخایر میگو(و مشخصاً پنئوس سمی سولکاتوس در خوزستان ) برشمرد و شاید از فرط تکرار نخ نما شده باشد،مکان،زمان و شیوه رها سازی لارو تولید شده است. جهت تسهیل در روند بحث،مایلم این بخش را به زیر بخش هائی تقسیم نمایم و هریک را به فراخور وضعیت موجود مورد نقد قرار دهم.پیشاپیش نیز این نکته را عرض میکنم که اگر در این بحث نهاد یا بخش اقتصادی ،تحقیقاتی یا اجرائی خاصی روی سخن را متوجه خود دید،آن را صرفاً در قالب بحثی کارشناسی تعبیر نموده و مخالفان یا موافقان، نظرات اصلاحی خود را در این زمینه در وبلاگ منعکس نمایند. - لزوم تعیین محدوده و مسیر مهاجرت گونه میگوی پنئوس سمی سولکاتوس توسط پژوهشکده میگوی کشور در حال حاضر دقیقاً مشخص نیست رها سازی میگوی پنئوس سمی سولکاتوس با وزن یک گرم در موعد اعلام شده و در آبهای هندیجان ،تا چه حد از دقت و صحت برخوردار بوده و بر پایه نتایج تحقیقات هست یا نه؟به عبارتی در همین سئوال چند مشکل بروز مینماید: آیا تعیین وزن یک گرم برای لارو تحویلی در فصل زمستان(بدون امکان نرسری در استخر خاکی) از نظر فنی دارای پشتوانه است؟ آیا موعد رها سازی بچه میگوی 1 گرمی در فصل زمستان است؟ آیا محل زمستان گذرانی بچه میگوهای یک گرمی پنئوس سمی سولکاتوس ،در زیستگاه ساحلی هندیجان است؟ - لزوم برآورد کمّی از نتیجه میزان نتیجه بخش بودن پروژه های بازسازی ذخایر سالانه چند درصد ازلارو رها سازی شده به جمعیت ذخایر وحشی افزوده می شود؟ چه روشی جهت برآورد نتایج حاصل از پروژه های بازسازی ذخایر پیش بینی گردیده است؟ |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : نام من علی قوام پوراست و دانش آموخته کارشناسی ژنتیک ، کارشناس ارشد بیوشیمی و کارشناس مسئول تکثیر و مولد سازی میگو در شیلات خوزستان می باشم.علاقمندم در این وبلاگ مطالب ،دیدگاهها و نظرات خود را در زمینه رشته تخصصی ،تحصیلی و شغلی خود به اشتراک بگذارم .از شما نیز دعوت می کنم در اینخصوص مشارکت نمائید. پروفایل مدیر : علی قوام پور |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |































