
چند سال پیش در جریان سفر به کشور تایلند،بازدیدی را برای گروهمان ترتیب دادند از پرورش ماهی در رودخانه ای در اون بلاد.پیش از بازدید و در طول مسیر ،راهنمای گروه که خود از کارشناسان آبزی پروری بود این سئوال را مطرح کرد که "به نظر شما چطور میشه ماهی را به یک قسمت از رودخانه یا دریا عادت داد بدون اینکه دیواره یا حصاری در اطراف اون بخش قرار داده باشیم". بر اساس تجربه ای که در پرورش ماهی در استخر خاکی داشتم،پاسخ به این سئوال چندان سخت نبود به همین دلیل پاسخ دادم "ما باید ابتدا منطقه غذا دهی رو در یک قسمت تعیین کنیم و دائم به غذا دهی در همون قسمت بپردازیم .ماهیها خودشون به بودن در اطراف همون ناحیه خو میگیرند و از اونجا دور نمیشن".هرچند راهنما از این پاسخ خوشش اومد و کلی احسنت و آفرین حواله مون کرد (پدر بیامرز فکر میکرد دیروز از مریخ افتادیم روی زمین )اما وقتی منطقه مورد نظر ایشون رو دیدم یک مسئله دیگه من رو شگفت زده کرد و به نظرم بسیار جالب اومد.وقتی غذاهای پلت آماده رو گرفتیم و چند تا دونه اش رو توی رودخونه جلوی معبدی که درست کنار آب قرار داشت انداختیم،به جرأت میتونم بگم چیزی حدود 3 تا 4 تن ماهی درشت با وزن حدود 2 تا 3 کیلوگرمی (غالباً گربه ماهی )روی هم می جهیدند تا غذا ها رو بخورند.دیدن این توده ماهی روی آب در یک نقطه کوچک حدود 5 متر مربعی خودش یک صحنه عجیبی رو بوجود آورده بود اما این تنها نکته جالب نبود.حالا تازه مونده بودیم این خوگیری ماهیها توسط چه کسی یا کسانی انجام گرفته؟این سئوالی بود که راهنما هم مطرح کرد ولی پاسخی از هیچیک از افراد گروه نگرفت.به ناچار خودش توضیح داد:"موضوع به این معبد کوچیک برمیگرده.از صدها سال پیش به اینطرف،مردم محلی برای راهب های این معابد غذا می آوردن. راهب ها بخشی از غذا رو در رودخانه برای ماهیها می ریختن و این موضوع باعث میشده که ماهیها در جلوی این معبد منطقه غذا دهی مناسبی رو در اختیار داشته باشن.

صدها ساله که این روند ادامه داره و ماهیها بنابر غریزه،نسل اندر نسل،جلوی این معبد رو به عنوان سفره تغذیه شون در نظر دارن".خوب تا اینجا موضوع تا حدی حل شد.اما موضوع دیگر تداوم این روش اهلی سازی و خوگیری ماهیها در طول چندین سال بود.راهنما می گفت :"صیادان در مقابل این معابد صید نمی کنند و از ابتدا بواسطه احترام به معابد ،همواره صید را در فواصل دورتری نسبت به معبد انجام می داده اند.در این مورد دولت هم از چند سال قبل این فاصله را حدود 200 متر قبل و بعد از معبد اعلام کرده و صیادان این موضوع را کاملاً رعایت میکنند".واقعاً هم همینطور بود.قایقهائی را مشاهده کردیم که با فاصله زیاد نسبت به معبد به صید مشغول بودند(حتی اگه عقلشون هم کار نمی کرد مطمئناً گروهی شون روشندل نبودند و میدیدن چقدر ماهی جلوی معبد روی هم می غلتند).پس نکته دیگر در مورد خوگیری ماهیهای وحشی به منطقه مقابل معبد هم مشخص شد.اما برای من یک پرسش دیگر وجود داشت."این معبد تنها معبد کنار رودخانه است؟یعنی در طول این رودخانه فقط شما همین یک منطقه رو دارید؟".پاسخ شگفت آور بود."نخیر .در طول این رودخانه حدود 1000معبد از این نوع داریم و همه همین وضعیت رو دارند".سرم سوت کشید.این یعنی ظرفیت پرورش ماهی در منابع طبیعی در حدود 4000تن آنهم با تلفیق فرهنگ و مذهب و احترام به قانون.
در آینده به کشور عزیز خودمان برمیگردیم(البته اشک ریزان و مویه کنان).میخوام در پستهای بعد که این بحث رو ادامه میدم قدری رک تر باشم(حداقل در این وبلاگ میتونم خود سانسوری نکنم و حرف دل رو بگم نه؟).اما قبلش از دوستانی که خیلی زود رگ گردنشون بیرون میزنه و جوش میارن پیشنهاد کنم یا پست بعدی در خصوص جهاد اقتصادی رو نخونن یا یه کمی ضماد انصاف و واقع بینی به رگ گردن مبارکشون بمالن تا از تورم بیجاش کاسته بشه.چون احتمال می دم عزیزانی که همواره راه رو از بیراهه و صواب رو از ناصواب بهتر از همگان تشخیص میدن و همواره خوبی ها را در این ملک و ملت و هرچه پلشتی است به تن اغیار دیده اند از برخی حرفها دلزده بشن.به هرحال...
تا بعد"اگر عمری بود"بدرود.