آبزیستان Abzistan

وبلاگ شیلات،آبزی پروری و علوم زیستی

رسم "نوروز صیادی" در قشم
ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢   کلمات کلیدی: فرهنگ

صیادان جزیره قشم آخرین روز تیرماه هر سال را نوروز یا نوروز صیاد می‌نامند که اولین روز از فصل گرمای واقعی است. در نوروز صیاد، هیچ‌یک از صیادان قشمی هیچ ماهی و موجود آبزی دیگری را صید نمی‌کنند و از خوردن هر گونه آبزی‌ای امتناع می‌کنند...

اسطوره‌شناسان و محققانی که در حوزه‌های فرهنگ مردم پژوهش و مطالعه می‌کنند، منشا تمامی فرهنگ‌ها را برآمده از اصول فرهنگی کشاورزی و چوپانی و در نهایت مدنی یا یکجانشینی که به شهرنشینی ختم می‌شود می‌دانند. البته این باور کاملا قابل قبول است زیرا انسان برای تهیه غذا نیازمند کشاورزی و دامداری بوده و هست و در طول تاریخ تمام رفتار‌های بشری پیرامون همین قضایا شکل گرفته است. اما از آنجایی که باورها و اندیشه‌های انسانی هیچ‌گاه مطلق نبوده است نمی‌توان تنها به دو اصل کشاورزی و دامداری در زیرساخت‌های زندگی انسان بسنده کرد. به‌عنوان مثال می‌توان به جشن یا آیین «نوروز صیاد» اشاره کرد؛ جشنی که توانسته خود را از سالیانی بس دور به دروازه‌های هزاره سوم از تاریخ بشر برساند.

بی‌شک هر کسی که برای یک‌ بار در این آیین شگفت شرکت کند به این نتیجه می‌رسد که «نوروز صیاد» هیچ تاثیری از باورهای چوپانی و کشاورزی نگرفته است. پیش از ورود به مبحث جشن «نوروز صیاد» باید به این موضوع توجه داشت که هر جشن و آیینی مبانی تقویمی و گاهشماری دارد و تمامی کشاورزان و دامداران بر مبنای آن گاهشماری جشن‌ها و مراسم خود را برگزار می‌کنند.

صیادان منطقه جنوب کشور نیز مانند سایر اقوام ایرانی دارای تقویم و گاهشماری مخصوص به خود هستند؛ تقویمی که آغاز سال نو صیادی در آخرین روز ماه تیر اتفاق می‌افتد. سال صیادان هم مانند سال دامداران و کشاورزان چهار فصل دارد و این جشن هم همه ساله در آخرین روز تیرماه یعنی شروع فصل جدید صید توسط روستاییان جزیره قشم برگزار می‌شود.

صیادان جزیره قشم آخرین روز تیرماه هر سال را نوروز یا نوروز صیاد می‌نامند که اولین روز از فصل گرمای واقعی است. سال پس از یک گردش کامل به جای اولش بازگشته که این اتفاق مصادف با به پایان رسیدن فصل صید ماهی «حور» و «کوسه» است. در نوروز صیاد، هیچ‌یک از صیادان قشمی هیچ ماهی و موجود آبزی دیگری را صید نمی‌کنند و از خوردن هر گونه آبزی‌ای امتناع می‌کنند. آنها باور دارند در این روز باید همه ماهی‌ها باشند تا نسل خود را در هر کجای دریا خواستند بپراکنند و این را امری حیاتی برای تداوم و تکثیر هر چه بیشتر ماهی‌ها می‌دانند.

در ستاره‌شناسی ایران باستان باورهای فراوانی وجود دارد؛ یکی از این باورها گذاشتن نام ماهی روی آخرین ماه سال است که امروزه به «حوت» در صور فلکی از آن یاد می‌شود. آنها بر این باور بودند که خورشید در آخرین روز از ماه سال مانند ماهی در آب فرومی‌رود و در آغازین روز از سال جدید مانند بزی روی قله کوه‌ها نمایان می‌شود. گمان می‌رود که این باور تحت تاثیر نوروز صیاد باشد.

به هر حال از فردای نوروز صیاد، صید «گرگور» شروع می‌شود و براساس گاهشماری صیادی تا «دهی گرما» (ده روز اول گرما)، بیستی گرما، سی‌ای گرما، چهلی گرما، پنجاهی گرما، شصتی گرما و نیم در شصتی است که گرما ادامه پیدا می‌کند. در آغاز فصل بعدی، صیادان با قلاب به صید ماهی‌های بومی می‌پردازند. ماهی‌های غیربومی مهاجر، مثل حور در دو فصل پاییز و بهار به صیدگاه‌های ساحل‌نشینان جنوب می‌آیند.

ساکنان بومی قشم بر این باورند که در نوروز صیاد تمامی چشمه‌ها به دریا می‌ریزند و بر همین اساس این روز را جشن می‌گیرند و تن به آب‌های متلاطم دریا می‌سپارند تا همه بیماری و بلایا را از تن خود دور کنند. این رسم بی‌شک باید ریشه در غسل داشته باشد و یادآور غسل آتش در پایان سال ایرانی است. در این روز فرزندان، پدر و مادر سالخورده خود را در دریا می‌نشانند و به نیت شفابخشی بر سر و لباس آنها آب می‌ریزند که این رسم هم به نوعی «آب نیسان» و «آب پاشان» را در ذهن تداعی می‌کند .

از دیگر رسم‌های این روز می‌توان به «به آب سپردن لباس‌های کهنه»، «پوشیدن لباس‌های رنگی و نو و رفتن به دریا»، «رنگ‌آمیزی درهای چوبی خانه‌ها - به باور آنها در‌های چوبی روح دارد و رنگ‌آمیزی درختان و احشام با خاک سرخ سواحل هرمز» اشاره کرد. خواندن دعای «لوبن» برای سلامت احشام نیز از دیگر رسم‌های نوروز صیاد است.

ساکنانی که در کنار صید به پرورش دام نیز مشغولند در این روز نزد یکی از چند دعاخوان نوروزی می‌روند تا برای آنها «لوبن» بخوانند. «لوبن» دعایی است که ضمن افزایش برکت دام‌ها، آنها را از گزند بلایا در امان نگه می‌دارد. به باور آنها این دعا فقط تا شش ساعت پس از تحویل سال صیادی تاثیر دارد و پس از تمام شدن زمان معین دعا تاثیر خود را از دست خواهد داد.

کسی که برای هر دامی «لوبن» می‌خواند نخ سبزرنگی گره می‌زند. در پایان، نخ گره زده‌شده که به تعداد دام‌هاست به صاحب دام‌ها داده می‌شود تا آن را در سوراخ دیواری پنهان کند و روی آن را بپوشاند تا کسی نتواند آن را پیدا کند یا گرهی از آن باز کند. در هر روستا فقط دو یا سه نفر می‌توانند این دعا را بخوانند و هرگاه یکی از دعاخوانان تصمیم بگیرد آن را به شخص دیگری که معمولا از خودش جوان‌تر است بیاموزد، بعد از یاد دادن دعا خودش دیگر دعا نمی‌خواند زیرا بر اساس باور‌هایشان دیگر دعاهای او تاثیری نخواهد داشت.

منبع : سایت قشم آنلاین