آبزیستان Abzistan

وبلاگ شیلات،آبزی پروری و علوم زیستی

وبلاگ من
ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱   کلمات کلیدی: وبلاگ ،خاطره

سالها پیش،وقتی دوره راهنمائی بودم،دفترچه یادداشتی داشتم که هرمطلبی از روزنامه و مجله و کتاب که خوشم میومد،رونوشتی،بریده ای چیزی رو ازش برمی داشتم و در اون دفترچه میچسبوندم.یادمه اونوقتا،عشق داریوش بودم و اسم اون دفترچه که جلد پلاستیکی سیاهی هم داشت گذاشته بودم"سبد خاطره".همه چیز توی این سبد خاطره من پیدا میشد.از گلشن راز شبستری تا بیولوژی شتر .از جنگ اسرائیل و فلسطین تا حکایات بهلول.یادمه وقتی اون دفترچه که صد برگ هم بود پر شد،جلد دومی هم براش گذاشتم کنار که این یکی خیلی حرفه ای تر پر شد ولی جلد اول لطف و صفای دیگه ای داشت.

اینا رو نوشتم تا برسم به وبلاگ نویسی های  در هم و برهمی که این روزا دارم.این وبلاگ درست شده مثل همون روزا،مثل سبد خاطره.اولش با نیت شیلات و آبزی پروری شروع شد.ولی بعد دیدم بابا من خودم یه جورائی آش شله قلمکارم.لیسانس ژنتیک ،فوق لیسانس بیوشیمی ،علاقمند به مطالعات اجتماعی و  آخرسر هم کارشناس تکثیر و مولد سازی میگو .باز یادم هست دوره دانشگاه،هر وقت فرصتی می شد سر کلاسهای فارسی استاد ثامنی میرفتم تا توی بحثای شعر نو شرکت کنم.از سهراب و اخوان میگفت و من اول کیفور می شدم و بعدش گیج که آخه آدم حسابی،همین رشته ادبیات مگه چش بود که رفتی با کروموزوما محشور شدی؟  هرکاری هم کنم نمیتونم از یکی از این علایق دست بکشم.دیدم به جائی هم برنمیخوره اگه توی اینهمه صفحه وبلاگ،گاه گداری یه گریزی به علایق خودم بزنم.بالاخره این وبلاگ هم میراث همون دفترچه صدبرگ جلد سیاه سی سال پیشه دیگه!!!

الآن هم زیاد فرقی نکرده.اونوقتا قیچی بود و چسب،حالا زنده باشه copy  و paste. اون روزا توی حسینیه نورالمهدی یا آخر سرویس مدرسه مینشستیم و مطالب "سبد خاطره" رو ورق می زدیم،حالا هرکی توی خونه خودش مث آدمیزاد میشینه و تخمه میشکنه و با یه کلیک صفحات وبلاگ رو چک میکنه.تازه اونوقتا دوستان شاید شرمشون میشد و جلومون هیچ نمیگفتن،ولی حالاکه لیبرالیسم کاملاً برقراره  اسفندیاربا یه خروار ریش و سبیل از بناگوش در رفته میتونه با اسم جعلی نوش آفرین  بیاد "هرچه میخواهد دل تنگش بگه".ولی بازهم این وبلاگها مثل جلد دوم همون سبد خاطره اس برام.حرفه ای تره ولی صفاش کمتره.آخه  لای برگ برگ اون دفترچه پرکلاغی، یه بچه دلش رو برای فرداهایی مبهم کادو کرده بود.