آبزیستان Abzistan

وبلاگ شیلات،آبزی پروری و علوم زیستی

من و تکامل!
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۳٠   کلمات کلیدی:

یادش به خیر،یه استاد تکامل توی دانشگاه داشتیم که به اقتضای ماهیت درسش قریب به اتفاق مطالبی که عنوان می کرد برامون پیچیده و مبهم بود.از بخت بد، ما هم با اون زبون الکن و علم اقلّ،هیچوقت نمی تونستیم منظور دقیقمون رو ضمن سئوالاتی که بیشتر به اراجیف می موندن به ایشون حالی کنیم.از جمله خود من همیشه با این عبارت مشکل داشتم که"یکی از اصولی که همواره طبیعت در روند تکامل به کار بسته صرفه جوئی بوده".حالا میبینید مشکل من چه بزرگ بود؟وقتی گفته می شه اصل یا اصول،دیگه آدم باید خیلی پررو باشه که به قضیه شک کنه.تئوری و فرضیه که نیست، اصله!

اما مشکل من چی بود؟اینکه برام سخت بود قبول کنم مثلاً چینش حساب شده بازهای نیتروژنی و بوجود آوردن ژنوم یه موجود ،جوری که بتونه در روند تکاملی ،کد کننده تمام نیازهای ادواری و غیر ادواری حیات اون موجود باشه، اگر حتی بشه به انتخاب طبیعی و انتخاب اصلح هم اعتقاد داشت، با صرفه جوئی قابل تفسیر باشه.

مثلاً شما بیا و مجسم کن بعضی از موجودات ساکن در شکاف های هیدروترمال کف اقیانوس، اول برای یافتن جای مناسب زندگی ،کلی بگردن و اینجوری چندین نسل رو هدر بدن.بعد از اینهمه تکاپو به نتیجه برسن که کنار شکاف هیدروترمال جای خوبی برای زندگیه چرا ؟چون هر جانوری(و از جمله شکارچی) نمیتونه شرایطش رو تحمل کنه.خوب خودشون چی؟می تونن اینکار رو بکنن؟حالا چند نسل بگذره تا توانائی استقرار در اون نقطه رو پیدا کنن.حالا غذا چی بخورن؟مگه اینجا رستورانه که همه چیز مهیا باشه؟حالا بیا و به ضرب و زور ،باکتری های گوگردی رو پیدا کن و ازشون خواهش کن که "جناب!تشریف بیار با من همزیست شو .شما  این بخارات گوگردی رو نوش جان کن و برام مواد آلی بساز تا من هم کوفت کنم.".کلّی هم حالا نسل اینجوری هدر بره تا این تعارفات و از دید علمی تر،همزیست شدن کرم های Vestimentiferan با باکتری های گوگردی،محقق بشه.آخرش چی؟آخه به این میشه گفت صرفه جوئی؟خوب اون موقع من جوجه دانشجو چه جور می تونستم این موضوع رو به استاد بگم و نترسم از اینکه یکی از آخر کلاس با لنگه کفش بزنه پس سرم که "هو!بذار درسشو بده بره دیگه!!اچقد هذیون می گی نکبت !!!!".

حالا بعضی موارد  میشه گفت با صرف زمان و یه حالت تدریجی میتونه اتفاق بیفته،اما برخی خصوصیات رفتاری موجودات چی؟انگار یه کسی نشسته یادشون داده!شما می گی طبیعت ؟نه بابا !من با این هم مشکل دارم.خیلی راحته بشینی و بگی"طبیعت بهترین معلم است نقطه سر سطر".ولی پشت این عبارت یه عالمه مجهولات مخفی شده.

تا بحال در مورد روش Sneaking یا "خزیدن" به عنوان یکی از روش های جایگزین تولید مثلی چیزی شنیده اید؟خیلی روش نامردانه و جلفیه!در بعضی از گونه های ماهی ،یه ماهی نر ضعیف که از شرایط استاندارد برای جفت یابی برخوردار نیست، برای اینکه نسل تحفه خودش رو حفظ کنه،در فصل تولید مثل میره بالای آشیانه ای که یه نر قوی و استاندارد داره با جفت ماده خودش ، (به خیال باطل) دور از چشم اغیار،معاشقه می کنه.این نر زبون و نامرد و ضعیف النّفس،همینجور بالاسر لانه این جفت خوشبخت دور می زنه و دور می زنه تا وقتی نر از همه جا بی خبر، اسپرم خودش رو خیلی محترمانه و معقول،رها می کنه .حالا اون نامرد ، ناغافل و یکدفعه خودش رو پرت می کنه توی لانه و اونم اسپرمش رو ول می ده اون وسط  تا اینجوری با نامردی(که خودش اسمش رو می ذاره زرنگی)مقدمات احیاء یه نسل مفقودالوجدان دیگه مثل خودش رو تدارک ببینه.

دیگه نه کاری داره به اینکه عیش اون بندگان خدا رو منغّص کرده ،نه اینکه اصلاً اون نر گردن کلفت و غیرتی چه بلائی سرش میاره،نه اینکه بنیان خانواده اون بیچاره ها رو به باد داده،هیچ!!!آدم حالش به هم می خوره از این همه نامردی و بی وجدانی.

ولی از احساسات گذشته،این جلب بازی رو کی یاد ماهی ضعیف تر داده؟ چه جوری و طی چه مکانیسمی این رفتار نسل به نسل آموزش داده می شه تا روش "خزیدن " به عنوان یه روش جایگزین تولید مثلی بین نرهای ضعیف تر یا مغلوب تر جا بیفته؟من که با انتخاب طبیعی به عنوان غالب ترین مکانیسم تکامل همین الان هم مشکل دارم.شما رو نمی دونم...