آبزیستان Abzistan

وبلاگ شیلات،آبزی پروری و علوم زیستی

ظرفیت توسعه شیلات :عامل مجهول در معادلات توسعه(3)
ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢   کلمات کلیدی: توسعه آبزی پروری

 

اگر به خاطر داشته باشید در بخش نخست این بحث،پرسشی مطرح شد به این مضمون که ظرفیت توسعه شیلات و آبزی پروری در مناطق مختلف کشور به چه میزانی است؟اکنون نیز جا دارد مجدّداً همان پرسش را مطرح کنیم.واقعاً ظرفیت توسعه آبزی پروری اعم از برآورد شده و غیر از آن،به چه میزان تخمین زده می شود؟آیا کلیه اراضی دارای پتانسیل احداث مزارع پرورش آبزیان در همه استان های کشور در نقشه فرضی مکانیابی شیلات وارد شده است ؟آیا با در نظر گرفتن سیستم های نوین آبزی پروری ،امکان احداث کارگاه ها و مزارع کوچکتر با بازدهی بیشتر در مناطق مختلف در نظر گرفته شده است؟آیا در تمامی استان های ساحلی ،عملیات مکانیابی بصورتی متوازن و همسنگ انجام شده یا خیر؟آیا متناسب با تغییر شرایط زیستی و اکوسیستمی در نقاط مختلف کشور ،تغییری در سیاستگذاری نهادهای مسئول و دست اندرکار آبزی پروری انجام گرفته و در آخر آیا اصولاً سیاستها و راهبردهای اتخاذ شده شیلات در سالهای ابتدائی ورود صنعت به کشور منعطف و دارای قابلیت مانور و به روز نمائی را در خود مستتر دارند یا خیر؟

بدیهی است پاسخ به هریک از این پرسش ها در حیطه اختیارات  مسئولین و تصمیم گیران کلان کشور بوده و آنچه در اینجا قابل بررسی است تنها توجه به مصادیقی است که شاید بتوان برآن اساس اندکی از واقعیات موجود در این زمینه را شناسائی نموده و بر مبنای قیاسی استقرائی  حداقل بخشی از وضعیت موجود مشخص گردد.

اگر قرار باشد بیطرفانه و از دید یک ناظر در خصوص اراضی ساحلی و عرصه های مجاور مصب رودخانه های جنوب کشور قضاوت کنیم بعید است از آبزی پروری به عنوان یکی ازنخستین کاندیداها در عمران این مناطق چشم پوشی کنیم.در حقیقت در اکثر این مناطق کلاس خاک 5 و یا بالاتر،دسترسی به آب شور و یا لب شور،آب و هوای گرم و (در بخش زیادی از سال)مرطوب مشاهده می شود.البته می توان عنوان کرد طول فصل مناسب،مشکلات زیست محیطی و تداخل فعالیت ها در اینخصوص را نباید از نظردور داشت . به نظر بنده این ایراد کاملاً وارد و از قضا دقیقاً بیانگر کم کاری متولیان این صنعت است.تابحال (بعد از دوره تب میگو)چند مورد را می توان سراغ گرفت که عرصه ای توسط  سازمانها و ارگان های ذیربط به منظور امکان سنجی پرورش آبزیان(بطور عام)بصورت متمرکز مورد بررسی قرار گرفته باشد؟به این شکل که پارامترهای فیزیکو شیمیائی آب،جنس خاک،متوسط پارامترهای آب و هوائی در طول سال و ...بصورت میدانی جهت عرصه های مشخص(با نقطه یابی دقیق و معین )تعیین و سپس در کمیته ای مرکب از ارگان های نظارتی ذیربط مورد بررسی و تلاش جهت امکانیابی پرورش آبزیان واقع شود؟از بعدی دیگر،کدام منطقه از نظر امکانیابی پرورش آبزی مشخص(ماهی و میگوی آب شیرین،ماهی و میگوی آب شور،کروکودیل،خرچنگ درازو ...)تطبیق و به سایر ارگانها معرفی گردیده است؟یا به عنوان مثال درکدام مورد پارامترهای اپتیمم و مطلوب یک گونه آبزی با شرایط موجود در مناطق مختلف کشور تطبیق دهی شده و یا در اینخصوص استعلامی صورت گرفته است؟

شاید این مراحل،گام های ابتدائی جهت تعیین نقشه آبزی پروری کشور را بنیان نهد.

از طرفی منطقی تر آن است که سیاست توسعه فعالیت آبزی پروری درکشور برمبنای مقتضیات جمعیتی ، تغییرات اکوسیستمی و نیز تحولات جهانی شکل گرفته و در این مسیر تلاش بیشتری در خصوص تقویت زیر ساختها انجام شود.به بیان دیگر،ابتدا تلاش شود همزمان با ایجاد زمینه های نوین آبزی پروری در کشور،شرایط تأمین نهاده ها در مقیاس کلان نیز در داخل دیده شود.

به عنوان مثال تا چه اندازه می توان استدلال سازمان محیط زیست را در رابطه با عدم صدور مجوز احداث مزارع پرورش ماهی در حاشیه تالاب شادگان منطقی دانست وقتی دیگر اثری از تالاب(حداقل در مجاورت شهرستان آبادان) نیست؟در اینخصوص تلاش خواهم نمود تصویری گویا از بیابانی که سابق براین عرصه تالاب نامیده می شد و اکنون (از حدود 10 سال پیش) به شوره زاری وسیع مبدّل گردیده در وبلاگ قرار دهم تا معترضین و متعرّضین به این کلام ،خود به قضاوت بنشینند.چقدر منصفانه خواهد بود توسعه و اشتغال در این مناطق سابقاً تالاب و اکنون شوره زار ، صرفاًبه دلیل عدم توجه به واقعیات ایران به عنوان کشوری در حال توسعه و نیازمند برنامه ریزی های هدفمنداقتصادی دچار اختلال گردد؟

حتی با درنظرگرفتن مقرّرات دشوار و سختگیرانه زیست محیطی،کدام منطق در ورای اعمال محدودیت در مسیر احداث مزارع پرورش ماهی در حاشیه اروند رود قرار دارد؟رودخانه ای که دیگر حتی بخش دولتی عراق نیز از عنوان نمودن آن به عنوان زهکش مزارع کشاورزی نوار جنوبی کشور خود ابائی ندارد با اینحال ارگان های نظارتی کشور ایران همچنان آنرا عاری از پساب مزارع پرورش ماهی می خواهند...