آبزیستان Abzistan

وبلاگ شیلات،آبزی پروری و علوم زیستی

خوزستان و غربت آبزیانی اش!
ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٤   کلمات کلیدی: هندیجان ،پرورش میگو ،خوزستان

وقتی میخواستم تیتر این پست رو انتخاب کنم اول ،یک دور ،خاطرات سالهای گذشته و ایامی رو که بر این استان (از دیدگاه یه شیلاتی)گذشته مرور کردم.خواستم عنوان رو سالهای خاکستر بذارم،دیدم نه بابا از اون عناوین تارکوفسکی میشه.خواستم تیتر بزنم صد سال به از این سالها دیدم خیلی به عید مونده تازه اینجوری خاطره عید و شادیاش رو خراب میکنم.خلاصه این عنوان رو انتخاب کردم تا یک کمی به اونچه امروز احساس کردم حداقل نزدیک باشه.منظره ای که شاید نشه بدون مرور گذشته دلیل قانع کننده ای براش پیدا کرد.

امروز  مأموریت رفته بودم منطقه هندیجان.شهری که بیش از هر چیزی دوستای خوبی که از قدیم اونجا دارم برام عزیزش کرده.توی این مأموریت باید به اراضی ساحلی منطقه هندیجان سرکشی می کردیم.اراضی بکری که امروز برای  اولین بار به دیده آبزیانی میدیدمشون.زمینهائی که در حاشیه خلیج فارس آروم گرفته بودن و آغوش بازکرده بودن تا اینهمه جوون جویای کار رو مشغول کنن.اراضیی که به دلیل کلاس خاکش جون میده برای پرورش میگو.اونم نه در کنار خور با اون سطح بالای تروفی بلکه در کنار آب الیگو تروف خلیج یعنی همون چیزی که پرورش میگو امروزه نیاز داره.

از همونجا تا آبادان که میومدیم به این فکر کردم که اگر این زمینا توی استان دیگه ای بود الان همینجور بایر و دست نخورده میموند؟مگر در استان همسایه ، بوشهر ،از همین جنس زمینا زیر کشت میگو نرفته؟توی همین سئوالات و خیالات بودم که ذهنم رفت به مکانیابی سالهای ابتدای دهه هفتاد.وقتی گروههای مختلف غربی و شرقی و داخلی و خارجی اومدن مکانیابی برای پرورش میگو در جنوب.به این فکر میکردم که چی شد چوئبده معرفی شد؟چی شد که هندیجان از قلم افتاد؟چه اتفاقی افتاد که اراضی بین جزرومدی در کنارمصب (با اینهمه مشکلات احداث و هزینه های اجرائی)درچوئبده دیده شد و اراضی حاشیه دریا در امامزاده عبداله و بوطاهری و رگ سفید در نقطه کور قرارگرفت؟بعد از اون چی؟چرا  هزاران هکتار زمین شوره زار ساحلی هنوز هم از قلم می افته ولی حاشیه رودخانه زهره(با اون بحثای خاصش در خصوص احداث سد بالادست) کاندیدای احداث سایت جدید پرورش میگو میشه؟

یکباره رفتم به 16 سال قبل.اینکه چرا سال 74  تنها کارگاه تکثیر 100 میلیونی میگو با کمک گروه کارشناسی آبزیان بوشهر (البته به عنوان همکار هرچند بعداً کل تکثیر به نام همون گروه که از قضا بنده هم عضو کوچیکی از اون بودم تموم شد)راه اندازی بشه ولی در سالهای بعدبدون اون گروه کارشناسی، هر ساله تولید کارگاه به مرور افت کنه و سرانجام در سال 76 خمپاره بخوره وسطش و هرکی پرتاب بشه به یه اداره ستادی ازسایر ادارات عدیده در اقصی نقاط شیلات خوزستان؟چرا در همون سال 76 مشکلی که سبب تعطیلی کارگاه بندرامام شد(عدم تغییر مرحله ناپلی ها و پائین بودن هچ تخم ها)در بوشهر سبب خیر شد و گروه های تایلندی برای نخستین بار پاشون از همونجا به صنعت میگوی ایران باز شد و تولید لارو رو متحول کردن؟البته اینکه اینهمه از بوشهر مثال میارم دلیلش اینه که خودم بیش از اینکه آبادانی باشم بوشهریم اما سئوالم اینه که مسئولین آبزیان در استانهای دیگه چی میدیدن که ما اینجا ندیدیم؟مهندس بهمنیاری در بوشهر چی میدید که مهندس ...در خوزستان ندید؟

 آیا این ندیدنها از جنس ندیدن اراضی هندیجان در خوزستان و دیده شدن اراضی بویرات و شیف و دلوار در بوشهر نبوده؟الله اعلم...