آبزیستان Abzistan

وبلاگ شیلات،آبزی پروری و علوم زیستی

جهاد اقتصادی (6)
ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٩   کلمات کلیدی: جهاد اقتصادی

 

مطلب را ابتدا میخوام بانقل به مضمون این عبارت از مرحوم سید جمال الدین اسدآبادی شروع کنم که گفت"در غرب مسلمانی دیدم و اسلام ندیدم و در شرق اسلام دیدم و مسلمانی ندیدم".

این مطلب رو به چند پرده  تقسیم میکنم و در آخر یک جمع بندی کلی خواهم داشت:

پرده اول:

حدود ده دوازده سال قبل یک روز یکی از صیادان در جمعی ،با قیافه ای بشاش و خندان وقتی می خواست از قانونمندی پلیس کویت بگه تعریف می کرد:"چند سفر قبل در زمان ممنوعیت صید شوریده داشتیم ماهی شوریده می بردیم کویت،نزدیکای کویت گارد ساحلیشون اومد لنجمون رو تفتیش کنه.من فهمیدم الان که صید شوریده ممنوعه حتماً میاد جریمه مون میکنه برای همین پریدم توی انبار لنج دوتا پلاستیک پر از ماهی آوردم بالا که بدم بهشون.پلیس کویت وقتی پلاستیکا رو بهش تعارف کردم گفت :فکر کردی ما مثل خودتونیم .ما از دولتمون حقوق میگیریم.مگه گدا هستیم؟"و من در همراهی این صیاد عزیز تنها زهر خند داشتم که تحویل بدم و به این فکر می کردم که چرا قانونمندی رو برای خودمون قبول نداریم ولی برای دیگران به به و چه چه میکنیم؟چرا به ممنوعیت صید در آبهای خودمون تمکین نمی کنیم ولی حتی جریمه پلیس کشور دیگه رو با روی گشاده میپذیریم؟مگر نه اینه که تخلف از قوانین موضوعه در حکومت اسلامی مجاز نیست و مخالفت با اسلامه؟ما که اینهمه برای اسلامی بودن قوانین کشورمون حساسیت نشون می دیم پس مشق مسلمونی هم یادمون نره و تمرینش کنیم.دوستی میگفت"عقب موندگی اینه که آشغالامون رو بریزیم توی خیابون ولی از تمیزی خیابونای دوبی تعریف کنیم".البته همه دست اندر کاران و مسئولین شیلات کشور بامعضل قاچاق صید و ضرر وزیان سالانه اون به منابع و ذخایر آبزی کشور آشنا هستن...بگذریم.

پرده دوم:

سال 85 در یکی از انهار نخیلات تعدادی بچه ماهی کپور ریختیم تا بررسی کنیم وضعیت رشدشون چطوره تا اگه مناسب بود در سطح وسیع تر ترویجش کنیم.بالطبع چون ساختار این انهار جوریه که آب مستقیم از رودخونه وارد و مستقیم هم خارج میشه لازمه برای حفظ ماهیها در انتهای آزاد نهر یک توری به شکلی قرار بدیم که ماهی در هنگام جزر از نهر خارج نشه.خلاصه اینکار رو کردیم و به صاحب مزرعه هم اطمینان دادیم که ماهی برای خودت فقط ما هر ماه میایم تا اونا رو بیومتری کنیم و ببینیم افزایش وزنشون چقدر بوده.بعد از بیومتری ماه اول و دوم وزن ماهیها از 70گرم که به متوسط350گرم  رسید به صاحب مزرعه سفارش کردیم حواست دیگه به موش خرما ها باشه که وارد نهر نشن ماهیهاتو بخورن.اما گفتن این نکته همان و پشیمانی از کرده خود همان"این چرا کردم چرا دادم پیام".بیومتری سوم هیچ خبری از کپورها نبود.هرچه تور انداختیم و ساچوک(تور دستی) در نهر گردوندیم هیچ ماهی پیدا نشد.جالب بود که صاحب مزرعه هم ایستاده بود و هیچ نمی گفت.وقتی ازش پرسیدیم که اتفاق خاصی افتاده یا نه؟ جواب داد"راستش موش خرما همه رو خورد توری رو هم پاره کرد".سراغ توری رفتیم دیدیم ای دل غافل توری جر خورده.بهش گفتیم آخه پدر آمرزیده موش خرما که تیغ موکت بر نداره توری رو به این صافی ببره تازه موش خرما چکار به توری داره؟بهش گفتیم:ما که بهت اطمینان داده بودیم این ماهیها مال خودته.و اون صاحب مزرعه خوش انصاف و همکار عزیز مروّجمون مصداق شعر مرحوم تولّلی"ما هیچ ،ما نگاه.

حالا بعد از ذکر این دوتا خاطره و گذشتن از کلی خاطره از این دست که یادآوریش شاید دیگه دردی رو دوا نمیکنه ،یه بار دیگه پست قبلی رو در خصوص سال جهاد اقتصادی مرور کنید و البته گفته سید جمال الدین اسدآبادی رو.ببینید کدوم مسلمون تریم!؟ببینید با این وضعیت آیا فرصتی که پیش رومون هست و البته بسیار هم کوتاه شده بهترین فرصت حداقل برای بازنگری در نوع نگاهمون و تعریف دوباره فرصت های پیش رومون هست یا نه؟هرجا که دوباره نگرش ها و سلیقه های شخصی داشت غلبه می کرد یادمون بیاد که برای اسلامی بودن قوانین کشورمون "رنج دوران برده ایم".