آبزیستان Abzistan

وبلاگ شیلات،آبزی پروری و علوم زیستی

سال جهاد اقتصادی (4)
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢   کلمات کلیدی: جهاد اقتصادی ،آبادان ،محرومیت زدائی

اگر می بینید اینهمه در پستها این روزها از سال جهاد اقتصادی مینویسم باور کنید به خاطر اینه که اولاً می بینم این مسئله خیلی مظلوم قرار گرفته،ثانیاً یکی از راهکارهای حل معضلات امروزمونه و ثالثاً این روزها دیگه نیمه سال رو رد کرده ایم و سال 90 داره تموم میشه با اینحال در راستای این نامگذاری کار شایان توجه و قابلی حداقل در حوزه شیلات و آبزی پروری بخصوص در استان خودم نمی بینم که به سر انجام رسیده باشه.مطمئن باشید نه تا 6 ماه آینده بلکه تا 60 سال دیگه هم اگه نگرش برخی مدیران ما در حوزه کلان تصمیم گیری و به تبع اونا،مدیران رده های میانی همین باشه که هست،کار خاصی  انجام نخواهد شد.

من از استان خوزستان میگم.از استانی که پنج رودخانه پر آب دائمی کشور در اون  جریان داره.استانی که 220 کیلومتر مرز آبی با خلیج فارس داره.استانی که دشتهای وسیع و پهناور و هموار و در عین حال بایر و لم بزرعی داره.استانی که سدهای بسیار بزرگی داره و بالاخره استانی که تنوع آب و هوائی در اون به حدیه که از یکطرف چشمه سارهای سردی مثل اندیکاوشیوند و اندیمشک و در کناراون آبهای گرم بهمنشیر و اروند رو داره.تازه در کنار اینا خوریات کویرین و گوبان و خور موسی و تالاب شادگان و...هم هست.

خوب اینا رو گفتم که چی؟شاید فکر کنید اینا پس دادن درس جغرافیا یا یه چیزی در همون حده.نه قربان.همه اینا رو کنار هم بذاری،شیلاتی هم باشی اون موقع اگه دلتون نسوزه برای اینهمه بیکاری و محرومیت در استان ،و ببینی تنها نفته که اسم این استان رو سر زبونا انداخته خیلی عجیبه.چرا؟عرض میکنم.

شما یک استانی رو پیدا کنید که اینهمه تنوع منابع آبی داشته باشه.از استعداد پرورش ماهیان سردابی و گرمابی آب شیرین ،تا استعداد پرورش ماهیان دریائی در قفس و استخرخاکی گرفته تا پرورش در منابع پشت سد.این آمارها رو ببرین بدین به چینی ها،تایلندیا و البته ژاپنی ها بعد بهشون بگید استانی که از این نعمتها برخورداره یکی از بالاترین نرخ های محرومیت و بیکاری رو هم در ایران به خودش اختصاص داده.البته، اول از توان فرار از مهلکه مطمئن بشید چون احتمالاً سامورائی ها و یاکوزا ها میفتن به جونتون که "آدم حسابی فکر کردی ما ببو گلابی هستیم که  اینهمه راه از ایران اومدی مسخره مون کنی؟".

جداً چقدر در حد ظرفیت و پتانسیل بالقوه و بالفعل آبزی پروری و صنایع شیلاتی در مناطق مختلف استانهای محرومی مثل خوزستان فکر کرده ایم؟

میدونید چقدر زمین لم یزرع و بایر(این لم یزرع را از عمد تکرار میکنم تا هیچ مدعی برای کشاورزی در اون پیدا نشه)در این استان وجود داره که خاکش هم همینطور سال به سال  داره دچار فرسایش بیشتری میشه؟به عنوان نمونه یکبار تشریف بیارید به شهر من آبادان و از جاده قفاس ابو شانک به سمت چوئبده ادامه مسیر بدید.سمت چپتون تا چشم کار میکنه زمین خشک و دشت بی آب و علفیه که از سمت دیگرشون خوریات شور متصل به خور موسی قرار گرفته.اصلاً همین قسمت نماد بسیار جالبی از توانائی و ظرفیت عظیم جزیره آبادان برای انواع آبزی پروریه.چون اگه در همون مسیر به جای سمت چپ روتون رو به سمت راست بگردونید بهمنشیر نجیب و نخلستانهای مجاورش رو می بینید که آب شیرینش الان چند سالیه که حتی حوزه اروند رو هم مشروب میکنه.حالا فکر کنید در این دشتهای پهناور خشک و بایر میشه چه کارها کرد.هم میشه با آب شور خوریات گوبان و کویرین پرورش ماهیان دریائی و جلبک و آرتمیا راه اندازی کرد و هم میشه از آب شیرین بهمنشیر استفاده کرد و علاوه بر پرورش ماهیان گرمابی آب شیرین،با پساب مزارعش ،زمینهای منطقه  مدن و تنگه رو زهکشی کرد و در سالهای آینده شاهد سبز شدنش بود.این یه چشمه از کارهایی بود که می شد در این سال بهش اهتمام داشت و نداشتیم.هنوز هم هست.

تا بعد"اگر عمری بود" بدرود.