آبزیستان Abzistan

وبلاگ شیلات،آبزی پروری و علوم زیستی

سال جهاد اقتصادی (3)
ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱   کلمات کلیدی: تیلاپیا ،محیط زیست ،جهاد اقتصادی

بحث ورود ماهی تیلاپیا به صنعت آبزی پروری کشور دیگر تکراری و نخ نما شده.آنقدر تکراری که حتی سازمان محیط زیست هم سرانجام خسته شد و این اواخر قول داده بود که بعد از اجرای پایلوت در یزد،اجازه پرورش و تکثیر آن در سطح محدود صادر شود.اما واکاوی این بحث هنوز شیرین و نشان از استادی بدنه مدیریتی ما در پاک کردن صورت مسئله دارد:

ماهی تیلاپیا از جمله آبزیانی است که بواسطه سهولت در تکثیر و پرورش و بازار پسندی مطلوب آن در بسیاری از نقاط دنیا طرفداران پروپاقرصی دارد.علاوه بر مواردی که ذکر شد هزینه تولید بسیار پائین ، رشد سریع و پتانسیل پرورش در آبهای شور و لب شور موجب گسترش طیف کشورهای پرورش دهنده این آبزی شده است.از طرفی مصرف این ماهی در بین مسیحیان از جایگاه ویژه ای برخوردار است و به واسطه اعتقاد این افراد مبنی بر اینکه "ماهی مورد مصرف حضرت عیسی(ع)در شام آخر همین تیلاپیا بوده" در مناسبات مذهبی مصرف ماهی تیلاپیا افزایش چشمگیری نشان می دهد. در سالهای اخیر حتی کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله کویت نیز نسبت به انجام تحقیقات کاربردی(نظیر پرورش تیلاپیا در قفس)اهتمام خاصی نشان داده و پروژه هائی را به انجام رسانده اند.اما حکایت این ماهی در ایران  قدری جالب است .

از چندین سال قبل که بخش خصوصی و کارشناسان بخش دولتی ایران با وقوف به اهمیت و جایگاه ماهی تیلاپیا در اقتصاد آبزی پروری جهان نسبت به ورود این آبزی به عرصه آبزی پروری کشور علاقه نشان داده و درخواستهائی در این زمینه مطرح کردند(هریک با نیتی ،کارشناسان بخش دولتی به نیت تنوع گونه ای و مدیران بخش خصوصی به لحاظ استفاده از پتانسیل مزارع میگو و سایر اراضی بایر شور و لب شور ساحلی)،سازمان محیط زیست به عنوان متولی مسائل زیست محیطی کشور و یکی از نهادهای تأثیر گذار درصدور یا عدم صدور مجوز ورود گونه های غیر بومی به اکوسیستم کشور،مخالفت خود را با این امر اعلام نمود.این مخالفت مبنائی به شدت علمی اما کمی قدیمی داشت.

موضوع از این قرار است که ماهی تیلاپیا به واسطه بلوغ زودرس خود قادر است به سرعت(بعضاً حتی در استخرهای پرورش)به بلوغ رسیده جفتگیری کرده و تولید لارو نماید.در مزارع احداث شده در بخشهای ساحلی،این مسئله می تواند تهدیدی مهم برای اکوسیستم آبهای اطراف محسوب گردد چرا که ورود بچه ماهی های تولید شده از طریق زهکش مزارع آبزی پروری ساحلی به آبهای اطراف قادر خواهد بود درمیان مدت بافت و تنوع گونه ای این اکوسیستم ها را تغییر دهد.اما طرح این موضوع یک اشکال کوچک داشت. اشکالی که کشورهای پیشرو در پرورش این آبزی قبلاً به آن پرداخته بودند.

اکنون در دنیا پرورش تیلاپیای مونوسکس(تک جنسی)امری بسیار متداول است و بچه ماهیهای مونوسکس تیلاپیا در سراسر جهان بوفور در اختیار مزارع متقاضی قرار دارد.بیوتکنیک تولید این نوع بچه ماهیها نیز بسیار رایج و سهل و آسان است.همین موضوع ترس کشورها را از مخاطرات موجود در خصوص امکان برهم خوردن نظم اکوسیستمی در آبهای آزاد زدوده و کشوری مثل کویت پروژه های تحقیقاتی خود را در خصوص تیلاپیا در قفس های دریائی مستقر در خلیج فارس(آب آزادتر از این؟)بر همین مبنا اجرا میکند.اما قانع نمودن مدیران محترم سازمان محیط زیست ایران سالها به طول انجامید ودر طول این مذاکرات  "ما بدو فرصت بدو"!

کاش این مدیران عزیز فقط یکبار از این منظر  به این مسئله نگاه میکردند که:

"حالا که تکثیر و پرورش این ماهی فرصتی برای تولید آبزیان  و اشتغال و ارزآوری ایجاد میکند،بیائیم با مشورت با کارشناسان شیلات راه مقابله با تهدیدات اکوسیستمی آن را بررسی کنیم ".اما ایشان بجای این رویکرد خودرا با این تفکر راحت کرده بودند که "سری که درد نمیکند چرا دستمال ببندیم؟".در حقیقت مثل بسیاری از تصمیمات مدیریتی دیگر برخورد سلبی از تفکرات ایجابی بسیار سهل تر و بی دردسر تر بوده و پاک کردن صورت مسئله از حل آن بسیار ساده تر است.

تا بعد"اگر عمری بود" بدرود.