آبزیستان Abzistan

وبلاگ شیلات،آبزی پروری و علوم زیستی

سال جهاد اقتصادی(2)
ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳٠   کلمات کلیدی: جهاد اقتصادی

چند سال پیش،یکی از فعالان اقتصادی نسبتاً قوی در زمینه صنعت میگو پرورشی خوزستان،گروهی چینی را به خوزستان آورده بود تا اونا رو متقاعد کنه در صنعت میگو خوزستان سرمایه گذاری کنند.شرایط چینی ها جالب بود،خیلی جالب تر از اونکه ما فکر می کردیم:"تعهد میکنیم از هر هکتار ،تا 3 تن اول را به صاحب مزرعه تحویل دهیم و از مازاد  تولید به ازاء هر هکتار(بیشتر از 3 تن اولیه)خود مان 50 درصد را برمی داریم و مابقی سهم صاحب مزرعه".خوب تا اینجا قرارداد کاملاً ترکمانچائی به نفع طرف ایرانی است.اما شرط بعدی موجب عقیم ماندن کار شد."در عوض کارگران را ما از کشور خودمون میاریم .برای ما نمی صرفه کارگری رو با حقوق 300 تا 400 دلار به کاربگیریم وقتی کارگرای خودمون با 80 دلار دو برابر کارگرای شما بهره وری دارن".غیرتی نشید لطفاً!قرارداد منعقد نشد.چون یکی از متولیان صنعت که از قضا باید امور مربوط به سرمایه گذاری خارجی رو در استان نظارت کنه با حمیّت تمام جلوی قرارداد رو گرفت و نهیب زد"اینجوری که اشتغال زائی برای نیروهای داخلی تعطیل میشه.اصلاً قبول نیست".وطرف چینی،آزرده خاطر از این ضرر هنگفت!!! رفت و رفت و رفت.تا اینجای قصه خیلی جالب و شنیدنی بود و مایه مباهات و جنبش غرور ملی،اما نمیدانیم چه شد که یکسال بعد از آن اتفاق مبارک، در جریان بحثی که پیرامون تأمین اعتبار تولید میگو پرورشی خوزستان از محل وام اشتغال زائی به راه افتاد،نماینده عزیز نهادی که متولی اشتغال و کاریابی خلایق است نظر داد که "وام اشتغالزائی شامل صنعت میگو نمی گردد".به همین راحتی!!!آقای عزیز پس نیروهای داخلی و اشتغالزائی و ....

پیشنهاد میکنید اسم این پدیده را چه بگذاریم؟چرا وقتی سرمایه گذار خارجی حاضر است چرخ تولید را با هزینه ای پائینتر بگرداند تا ابتدا توجیه اقتصادی فعالیتی را تبیین نماید اینچنین بر او می تازیم تا بلکه رکنی از ارکان اقتصادی فعالیتی را احیا کنیم،اما زمانی که قرار است همان رکن را در قالب همان صنعت ،تقویت نمائیم متولی دیگری بر می آشوبد و طرفه آنکه همان مدافعین سابق اینبار تنها در نقش مستمع ظاهر می گردند و تنها برباد رفته در این صحنه میشود"فرصت"؟

آیا با این کمانداران و پهلوانان عرصه اقتصاد میتوان به جهاد رفت؟واقعیت این است که باید تغییر در روشها و دیدگاه ها را بیش از پیش مدّ نظر قرار داد.اینکه مدیر یا کارشناسی از بخش متبوع خود دفاعی منطقی داشته و مخالف هدررفت منابع در اختیار نهاد خود باشد امری بسیار پسندیده است اما باید در عین حال به این نکته نیز واقف بود که دفاع در مقابل کدام تهدید؟آیا دفاع جانانه این مدیران از منابع زیر بخش شان آنگاه که منجر به دور شدن از اهداف کلان و استراتژیک ملی میگردد،قابل نکوهش نیست؟بارها دیده ایم در جلسات رسمی و غیر رسمی که بعضی بخش های مشارکت کننده همچون فدائیان قسم خورده آنچنان از دژ تسخیر ناپذیر نهاد خود دفاع میکنند کانّه همگان قرار است دراین جلسه رخنه ای و شکافی در دیوار قلعه ایشان بیابند تا چپاول را آغاز کنند.یکبار دیده اید نماینده یکی از ادارات حاضر در جلسه ای سعی در تقریب روشها و اعمال مانورهای کارشناسی در جهت نزدیکتر شدن به هدف مورد نظر اجلاس نماید؟ برعکس هرچه مانور است و شعبده،در جهت فرار از مسئولیت پذیری و ابداع گره ها و گلوگاههای نوین از کارشناسان و مدیران شاهد بوده ایم. هریک به نحوی.کارشناس تازه کار از برای اثبات خویشتن و مدیران محترم از برای تبیین اهمیت بخش خود.در زمینه تولید آبزیان،اگر شما موفق شدید کارشناسان امور آب را متقاعد به غنی بودن پساب خروجی مزارع پرورش ماهی کنید و استفاده مجدد از این پساب را مفید برای مزارع پائین دست،ما هم احتمالاً توفیق تبدیل مس به طلا را خواهیم یافت.هیچگاه یکی از کارشناسان متولی امور آب به کارشناس شیلات در اینخصوص اقتدا کرده است؟برعکس حتی وقتی فارغ التحصیلان شیلات راهی بخشهای محیط زیست و امورآب می شوند صبغه ای دیگر میگیرند و اندیشه ای از نوع دیگر در آنها متجلی می گردد.اینبار تازه گویا در می یابند که آبزیان را به آب چه کار و آب باید باشد تا روان گردد و محیط زیست باید برپا باشد تا انسان(ولو گرسنه و دچار فقر غذائی)از آن لذت وافر برد.اینهم نظری است.

انشاءالله در پست های آتی بحث را ادامه خواهم داد.