آبزيستان Abzistan

وبلاگ شیلات،آبزی پروری و علوم زیستی

پرسشهائی در حوزه تکثیرمیگو(بخش دوم)
ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٩   کلمات کلیدی:

در بخش قبلی از این مطلب، نمودارهائی ارائه گردید که بدون ذکر گونه خاصی تأثیر زمان نگهداری مولدین در سیکل تولید و تأثیر این زمان را بر عملکرد تولید آنها نشان می داد.در این مطلب جدولی تهیه شده که خلاصه تر از مطلب پیشین و شاید تا حدی گویاتر باشد.

اما نخست اجازه می خواهم در مورد این رشته مطالب که از روز پیش در این وبلاگ منتشر شده و در روزهای آتی نیز انشاءالله تداوم خواهد یافت نکته ای را یادآوری نمایم.شاید برای تعدادی از بازدید کنندگان گرامی این سئوال پیش آمده باشد که اصولاً زمان نگهداری مولد در چرخه تولید چرا می بایست در وهله نخست اهمیت قرار گیرد؟

در پاسخ این دوستان باید گفت،بواسطه توصیه بعضی از کارشناسان تولید که در سالهای اخیر در کارگاههای تکثیر میگو مستقر شده اند،مدیران کارگاهها از حدود یکماه و بعضاً پانزده روز پیش از آغاز دوره تکثیر تمایل خود به انتقال مولدین را به تأسیسات برود استوک کارگاه خود تسلیم مرکز مولد سازی مینمودند.حتی برخی ابراز تمایل می کردند(و هنوز هم این تمایل وجود دارد)تا بخشی از دوره مولد سازی در کارگاه های ایشان طی شود با این توجیه که دوره خوگیری و تطابق پذیری مولدین در کارگاه ها هرچه بالاتر باشد بازماندگی لارو و بطورکلی عملکرد تولید افزایش می یابد.لذا در چرخه تکثیر ،که از زمان انتقال مولد به کارگاه تا خروج پست لارو از آن بطول می انجامد،نخستین مسئله پرسش برانگیز ،همین مورد می باشد که "اصولاً این خواسته کارشناسان و مدیران کارگاه ها تا چه اندازه بر منطق مطالعاتی و تحقیقاتی استوار است؟".درمطالب حاضر سعی شده ابتدا به این پرسش پرداخته و پس از آن سن مولد،تأثیر فاکتورهای مختلف بیوشیمیائی و ژنتیکی و حتی عقاید موجود در خصوص نوع تغذیه مولدین مورد بحث قرار گیرد.

***

در جدول زیر نتیجه تعدادی از تحقیقات در خصوص مولدین میگوی پنائیده حول محور تأثیر زمان نگهداری در چرخه تولید آورده شده است:


 
پرسشهائی در حوزه تکثیرمیگو
ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۸   کلمات کلیدی:

این روزها با شروع بکار مراکز تکثیر،بعضی سئوالات که گروهی تکراری و گروهی نیز بر حسب تجربه بیشتری که هر ساله مدیران کارگاه های تکثیر کسب می کنند،جدیدتر و بالطبع بحث برانگیز تر می باشند،در این حوزه مطرح می شود.

چه خوب می شد اگر گروه های اینترنتی فعال ما در زمینه تکثیر و پرورش میگو به محفلی برای پاسخ به این سئوالات مبدل می شدند تا هم صنعت پرورش میگوی ما از این غربت خارج گردد و هم بر غنای اطلاعاتی دست اندرکاران آن اعم از کارشناسان و مدیران و حتی دانشجویان و سایر علاقمندان این عرصه افزوده شود.

 حقیر بر حسب تجربه، اطمینان دارم جزایر اکنون جدا افتاده از یکدیگردر بخش های علمی ،تحقیقاتی و اجرائی دست اندر کار امر صنعت میگو،از پتانسیل بسیار بالائی برخوردار بوده و با جریان یافتن این توان در کالبد نیمه جان کنونی صنعت ، در آینده ای نزدیک شاهد اعتلای جایگاه آن در منطقه و جهان خواهیم بود .با اینحال تکرار وضع کنونی نه تنها به سود ما نیست و آتیه روشنی را رقم نمی زند که افقی تیره را نیز من حیث کاهش توان رقابت در منطقه و جهان فراروی صنعت متجلی خواهد ساخت.

اما اجازه می خواهم مجدداً به موضوع اصلی  مطلب حاضر برگردم:

از جمله پرسش هائی که بخصوص در اوائل دوره تکثیر مطرح می شود در خصوص تاثیر زمان نگهداری مولد در کارگاه بر کیفیت لارو تولیدی است.به عبارت دیگر اینکه دوره نگهداری مولد تا زمان تخمریزی طولانی تر باشد و به اصطلاح مولد با شرایط کارگاه تکثیر بیشتر خو بگیرد خوب است یا بد؟ 

این مسئله را محققین زیادی در مطالعات خود مورد بررسی قرار داده و هریک به تناسب گونه و شرایط تحقیق،پاسخی ارائه نموده اند .بر این اساس ارائه یک پاسخ کلی و رد یا قبول یکی از مفروضات را نمی توان دربست و بطور کامل پذیرفت اما شاید نمودارهای زیر ملاک و معیار مناسبی برای دیدگاه های متفاوت باشد:

 

   

 

 

 

در توضیح این نمودارها می بایست مواردی را متذکر شوم:

نخست اینکه نمودارها از پاورپوینت خانم Elena Palacius استخراج شده و به واسطه فقدان هرگونه توضیحی در خصوص گونه های مورد بررسی دست بنده نیز در این مورد بسته بود.ثانیاً اصل نمودارها از فایل پاورپوینت قابل استخراج نبود به همین لحاظ ارقام حتی المقدور سعی شده تا نزدیک به اصل در نمودار انتخاب شود و نمودار حاصله ارائه دهنده شمای کلی ازنتیجه تحقیق یا برآیند نتایج تحقیقاتی بوده که در اصل مقاله به آنها استناد گردیده است.


 
پرورش ماهی در انهار نخیلات
ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٢   کلمات کلیدی: پرورش ماهی در انهار نخیلات

یکی از جنبه های برجسته در قابلیت های جزیره آبادان،کشاورزی و علی الخصوص تولید خرما در نخیلات این جزیره است که سابقه ای طولانی و تاریخی در این منطقه دارد.مجاورت با دو رودخانه پر آب دائمی کشور(اروند و بهمنشیر)جلگه ای مستعد و سرشار از پتانسیل های مطلوب کشاورزی فراهم نموده که در کنار آب و هوای گرم،این ناحیه را جهت کشت خرما بسیار مساعد کرده است.

از طرفی شیوه آبیاری این مزارع،از طریق نهرهائی بوده که به تناسب قرار گرفتن در مجاورت منابع آبی منطقه،عمود بر یکی از رودخانه های اروند و یا بهمنشیر ،نخلستانهای جزیره را به شکل جزر و مدی آبیاری می کرده است.حجم آبگیری این انهار به تناسب از نهر اصلی(بزرگ)تا انهار واسط و سپس انتهائی(کوچکترین نهر) متغیر می باشد.

این مقدمه شاید تا حدی برای بازدید کنندگان وبلاگ آبزیستان غریب و نامتعارف باشد ولی باور کنید برای ورود به بحث اصلی ،پیش زمینه ای ناگزیر است.

از چند سال پیش کشورهای منطقه و جهان شروع به مدیریت منابع آبی خود به شیوه ای نموده اند که بهره وری بالاتری از حجم محدود منابع در دسترس را کسب کنند و این خود حکایت از نگرش هوشمندانه ایشان به این مقوله دارد.از طرف دیگر افزایش جمعیت جهان در سال های اخیر بحثی را تحت عنوان "جنگ آب" حتی در محافل دیپلماتیک جهان مطرح ساخته و اهمیت این نعمت خدادادی را بیش از پیش بر نوع بشر عیان نموده است.همین عامل(افزایش جمعیت) محققین را بر آن داشت تا درمسیر کشف و ابداع راههای نوین تولید غذا و انرژی راهکارهای مختلفی را با تلفیق علوم و روشهای کاربردی بیازمایند. 

اما حکایت تاکنون در بسیاری از کشورهای جهان سوم(در حال توسعه و یا توسعه نیافته)متفاوت بوده است.در حقیقت محافل علمی و اجرائی در این کشورها یا اصلا به این موارد توجهی ننموده اند و یا راه را غالبا به خطا رفته و راه حل را در جای دیگری (الگوبرداری صرف و ...)سراغ می گیرند.

از جمله پتانسیلهای بسیار مطرحی که میتوان با اتکای به آن بر بخشی از مشکلات اقتصادی و حتی اجتماعی مناطق روستائی کشور تفوق یافت استفاده بهینه و هدایت منابع موجود در این مناطق به مسیر بهره وری است.

بنده نیز در این مطلب در پی واگوئی یکی از تجاربی هستم که بحمدالله،با همکاری بخش متبوعه خود(اداره کل شیلات خوزستان)طی روزهای جاری آغاز فاز دوم اجرا را تجربه مینماید:"پرورش ماهی کپور در انهار کشاورزی نخیلات".

چنانکه پیش ازاین نیز گفته شد ،این انهار از رودخانه آب شیرین(سابقاً اروند و بهمنشیر و در سالیان اخیر با شورشدن نسبی اروند ،منحصراً بهمنشیر)مشروب شده ،تنها در بخش محدودی ازسال به شیوه جزر و مدی نخلستانهای جزیره آبادان را آبیاری میکنند.تجربه باستانی اقوام ازتک (رجوع شود به کانالهای موسوم به چینامپاس در بحث آکواپونیک)،سابقه چین و تایلند و همین اواخر، کشور ایران در پرورش ماهی در شالیزار حاکی از عدم منافات بین نگهداری و پرورش آبزیان با زراعت گیاهان بوده و حتی منافعی را بر این همزیستی مترتب می نماید.به علاوه با وجود محدودیت در منابع تولید،به نظر می رسد بخشهای ذیربط(و در عمل بی ربط و موازی)می بایست در خصوص تلفیق منابع و تدوین شیوه های نوین بهره وری ،این ایده ها را تقویت و هدایت نمایند(که در کشور عزیز و مدیر پرورمان ،به نظر آرزوئی دست نیافتنی است)به هرحال،این طرح با انگیزه افزایش سطح اقتصاد خانوار روستائی و کاهش سرعت مهاجرت ازروستا به شهر و نیز اشتغال زائی پایدار در مناطق محروم ارائه و اجرا شده و هدف غائی آن صد البته،ترویج فرهنگ کار،تولید غذای سالم و خارج ساختن بخش کشاورزی سنّتی (به سهم خود)از خمودگی مسلّطی است که به آن دچار گردیده است،انشاءالله. 

از راست به چپ:آقای خلیل طلاوری- نشسته روی تخته پل(کارشناس تشکّلهای آبزی پروری شیلات خوزستان)،آقای مهندس حمیدی نژاد-در حال رها سازی بچه ماهی در نهر(کارشناس تکثیر و پرورش ماهی شیلات خوزستان)،آقای جهانگیر شرافت-پشت سر آقای مهندس حمیدی نژاد(کارشناس ترویج آبزی پروری)-روستای شلحه ثوامر12 اردیبهشت 91

اینم بنده(علی قوام پور) در حال شمارش و تحویل بچه ماهی به یکی از مزرعه داران در روستای طرّه بخاخ(12اردیبهشت91)

آقایان مهندس حمیدی نژاد و شرافت در حال پکینگ بچه ماهی جهت ارسال به مزارع روستاهای طرّه بخاخ،حیّر و رمیله(12 اردیبهشت 91).

تعدادی از روستائیان مشارکت کننده در پروژه پرورش ماهی در انهار نخیلات،در انتظار دریافت سهمیه بچه ماهی تعیین شده(این سهمیه بر اساس مساحت آماده سازی شده نهر و بصورت رایگان توسط شیلات خوزستان توزیع گردید12اردیبهشت 91).


 
آکواپونیک
ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٩   کلمات کلیدی: آکواپونیک

آکواپونیک ،تلفیقی از هیدروپونیک و آبزی پروری

گردآوری:

علی قوام پور

بشر امروز با بهره گیری از علوم مختلف و در موارد بسیاری،توأم نمودن هوشمندانه  جنبه های متنوع علوم با یکدیگر،تلاش می کند تا از حداقل امکانات،بیشترین بهره وری را کسب نماید.این مقوله در جنبه های گوناگونی از زندگی مدرن نمود داشته و دامنه آن بطور مستمر رو به افزایش است.

هر چند به نظر نمی رسد بتوان در زمینه ترکیب علوم با یکدیگر محدودیتی قائل شد ،با اینحال در علوم کاربردی ،اثر بخشی این رویکرد ملموس تر بوده و کارائی مؤثرتری خواهد داشت.

یکی از نمونه های مثال زدنی و جالب در اینخصوص،آکواپونیک به معنی تلفیق آبزی پروری(Aquaculture)با هیدروپونیک(Hydroponics به مفهوم کشت گیاه بدون استفاده از خاک)می باشد.

در مورد پیشینه آکواپونیک گفته می شود ازتک ها از اولین اقوامی بوده اند که کشاورزی را به نوعی در تلفیق با آبزی پروری مورد استفاده قرار می دادند.این قوم ساکن آمریکای جنوبی، آب آبگیرهای راکد غنی از مواد مغذی(بواسطه وجود مواد دفعی آبزیان )را از طریق شبکه ای از کانال های آبرسان موسوم به Chinampas  به اراضی کشاورزی اطراف می رساندند.

از طرفی در چین،تایلند ،اندونزی و هند،پرورش آبزیان در مزارع برنج مقاوم به آب شور(Paddy fields)قدمت زیادی داشته و تمدن شرق دور از این روش در تولید غذا بهره زیادی برده است.

شالیزارهای paddy (محل کشت برنج مقاوم به آب شور)درحاشیه اقیانوس( اندونزی)

اما علیرغم ریشه تاریخی آکواپونیک در تاریخ  ازتکها و یا  در تمدن شرق دور نظیرچین و تایلند ،شاید اجرای سیستماتیک آن به شیوه ای که بتوان این فنّاوری را به عنوان راهکاری قابل اتکا جهت تولید پایدار غذا محسوب نمود،از اوائل دهه هشتاد میلادی آغاز شده و به نظر می رسد تلاش های تا قبل از این دهه چندان موفق نبوده است .تنها موردی که در این خصوص با توفیق نسبی همراه بوده را شاید بتوان کاری دانست که جان و نانسی تاد با همکاری ویلیام مک لارنی در انستیتو کیمیاگری که خود در سال 1969 بنیان نهاده بودند،به انجام رساندند.این افراد گلخانه ای احداث کردند تا  پناهگاهی برای یک خانواده چهارنفره بوده و در طول سال نیاز غذائی به ماهی و سبزیجات به روشی که امروزه آکواپونیک خوانده می شود ،تأمین گردد.

 در اواخر دهه 80 میلادی(1988) ،Mark Mc Murtry دانشجوی دکترای دانشگاه کارولینای شمالی به اتفاق پروفسور Doug Sanders نخستین نمونه از سیستم بسته آکواپونیک را ابداع نمودند.آنها نام این سیستم را Aqua-vege culture نهادند.پس از آن تحقیقات زیادی در کشورهای مختلف برروی گونه های متنوع ماهی و گیاه (بر حسب تنوع جغرافیائی)از کشورهای توسعه یافته تا درحال توسعه نظیرکانادا،آمریکا، بنگلادش و تایوان انجام شد که نتایج همه آنها دالّ بر موفقیت این شیوه و بهره وری بالاتر نسبت به اجرای جداگانه هر سیستم (آبزی پروری و هیدروپونیک )بوده است .

در ایران نیز پرورش توأم ماهی و برنج در شالیزارها نمونه ای از همین سیستم است که تاکنون در قالب پروژه های تحقیقاتی و ترویجی در نقاظ مختلف کشور به اجرا در آمده هرچند ،چنانکه پس از این نیز خواهد آمد،فضای کار وسیع تری در این زمینه موجود است.

مبانی سیستم آکواپونیک :

هردو سیستم آبزی پروری و هیدروپونیک در کنار تمامی موارد مثبت خود،جنبه های منفی نیز دارند که غالباً نادیده گرفته می شود.هیدروپونیک نیازمند فراهم نمودن مواد مغذی مورد نیاز گیاه است که با هزینه ای بالا تهیه شده و به محیط تزریق می گردد.از طرفی در مقاطعی،به دلیل نیاز به پاکسازی محیط کشت و کاهش خطر آلودگی ،کل سیستم بایستی تخلیه و شستشو شودکه این مرحله نیز به آلودگی محیط زیست اطراف و هدررفت مواد مغذی منجر خواهد گردید.

در آبزی پروری نیز نیاز به تخلیه مقطعی پسماند و متابولیت های دفعی موجود آبزی وجود دارد که در میان آنها مواد  دفعی،غذای خورده نشده ،مواد ناشی از مرگ وتجزیه فیتوپلانکتونها و سایر مواد آلی شکل گرفته در بستر را میتوان نام برد و همگی حاوی مواد مغذی است که اگرچه برای آبزی مضر است با اینحال سرشار از عناصر معدنی مورد نیاز گیاه می باشد.به علاوه تعویض آب و تبخیر در مخازن آبزی پروری(استخر،تانک و...)روزانه مقادیر معتنابهی آب را از این محیط خارج می سازد که در محیط های کم آب و خشک نظیر مناطق مرکزی و جنوبی کشور ایران ،مورد مثبتی به نظر نمی رسد.

امّا هرگاه این دو سیستم (آبزی پروری و هیدروپونیک و یا حتی کشاورزی به شکل سنّتی آن) بصورت توأم با یکدیگر به کار گرفته شوند این معایب به نکات مثبت بدل می شود.به بیان دیگر جنبه های مثبت آبزی پروری و هیدروپونیک به قوّه خود باقی مانده و معایب تا حدّ زیادی برطرف می گردد.

شمای کلی سیستم آکواپونیک :

شکل ساده سیستم آکواپونیک شامل یک مخزن پرورش ماهی است که آب از سطوح نزدیک به بستر آن به محیط کشت گیاهان (هیدروپونیک و یا سنّتی) پمپ می شود.آب حاوی مواد دفعی که از مخزن پرورش آبزی به محیط کشت گیاه وارد شده با ریشه گیاه تماس حاصل نموده ،آب و مواد مغذی مورد نیاز گیاه را به ریشه منتقل نموده و مابقی پس از گذر از بستر حاوی ماسه،پرلیت و یا رس حجیم شده(که معمولاً در بستر کشت های هیدرو پونیک مورد استفاده قرار می گیرد)علاوه بر تجزیه توسط باکتریهای موجود روی سطح  ذرّات تشکیل دهنده بستر،فیلتر شده ، جلبک ها و سایر مواد معلق را در بین دانه های بستر برجای میگذارد و بصورت آب تازه مجدّداً وارد مخزن پرورش آبزی می گردد.گفته می شود میزان آب مورد نیاز این روش حدود 10 درصد آبی است که در شیوه های مرسوم و سنّتی کشاورزی استفاده می شود.

چنانکه اشاره شد گونه های بسیار متنوّعی از آبزیان و یا رستنی های مختلف در این سیستم قابل کشت است که انتخاب آنها بستگی تام به منطقه جغرافیائی و اقلیمی و سلیقه پرورش دهنده دارد.

این شیوه را در ایران علاوه بر مزارع نسبتاً وسیع کشاورزی می توان در سطح مزارع کوچک و حتی در باغچه های کوچک خانگی نیز ترویج نمود.متون جالبی در زمینه احداث سیستم آکواپونیک در منازل (گاراژ و باغچه های خانگی)منتشر شده که پیاده سازی آنها در اماکن مسکونی،شهرک ها و ... ترویج تغذیه آبزیان و کشاورزی را بصورت توأم در پی خواهد داشت .


 
ماهی عجیبی از جنس طلا!!!
ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٩   کلمات کلیدی:

بعد از مدت ها یک مطلب اینترنتی جالب در مورد آبزیان پیدا کردم که برای اطلاع شما در این پست قرار می دم :

یک ماهی شگفت انگیز که در آبهای اطراف تایوان کشف شده و در موزه طبیعت تایوان نگهداری می شود.

این ماهی کاملا به رنگ طلایی است و دانشمندان قسمت هایی از بدن این ماهی زیبا را دارای طلای خالص 24 عیار میدانند !


 
پوست اندازی ، این بار در صنعت میگوی چوئبده
ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۳   کلمات کلیدی: میگو ،چوئبده

همه عادت کرده ایم به اینکه پوست اندازی  در میگوها را به عنوان یک فرآیند فیزیولوژیک برای رشد یا پاسخ به یک محرک بررسی کنیم.اما این مسئله کم کم صنعت میگو را هم به خود دچار نموده ،و امید می رود همچنانکه در حالت معمول به رشد میگو می انجامد در اینجا نیز   موجب تعالی و توسعه  صنعت گردد.

با آغاز دوره جدید پرورش میگو  در سایت چوئبده بازدیدهای معمول کارشناسی هم به صورت  جدی تر و با نظم بیشتری در حال برنامه ریزی و اجراست .اما یکی دو سالی است که به نظر می رسد  اتفاق خاصی در میگوی چوئبده  در حال وقوع است.اتفاقی که میتوان گفت به نوعی شروع یک دگردیسی در شرایط کلی حاکم بر صنعت میگو در منطقه به حساب می آید. این عبارت دگر دیسی نه تعارف و نه مبالغه ،که عین حقیقت و یا محتاطانه تر،بخش عمده ای از واقعیت موجود است.

البته مقدمات این دگردیسی از دو سه سال قبل آغاز شد یعنی زمانی که هسته اولیه تشکل های صنفی خرد آنهم نه به صورت دستوری که به شکل خودجوش پا گرفت.

درک درستی که اعضای این تشکل از واقعیت و الزامات جاری در صنعت تکثیر و پرورش میگوی کشور به دست آورده بودند در کنار شناخت و مدیریت صحیح منابع و امکانات موجود سبب شد تا به تدریج و در زمانی کوتاه نه تنها مسیر  توسعه را در میان ناکجا آباد بحران زده پرورش میگو چوئبده بیابند که به مرور زمان  شکل خاصی از سیستم کار در کنار بیماری را نیز معرفی کنند که من ،حالا به هر دلیل(شما فرض کنید عرق و حمیّت استانی) میل دارم آن را "سیستم خوزستانی" لقب دهم.منطق این نام گذاری را نیز همان می دانم که سبب شد سیستم های ژاپنی،گالوستون و ترکیبی در تکثیر میگوی جهان شکل بگیرد.هرچند در شکل گیری سیستم خوزستانی عواملی از بیرون و درون ،جبری و یا اختیاری ، نقشی عمده داشته اند.

در سیستم خوزستانی ،به منظور کار در کنار بیماری ،مدیریت آب در درجه نخست اهمیت قرار گرفته است ،چرا که همه ، از متولی گرفته تا بهره بردار به این نتیجه رسیده اند(و یا دیگر ابائی از اعتراف ندارند) که منابع آبی منطقه آلوده بوده و ناقلین بیماری در این منابع تهدید بالقوه ای برای صنعت محسوب می گردند.به این منظور توجه ویژه ای به فیلتراسیون می شود و در این راستا از فیلتر شنی تا فیلترهای پارچه ای و استخرهای ذخیره همه مدّنظر قرار داشته و به صورت بهینه و کارآمد می بایست مورد استفاده قرار گیرند.

 

به نظر می رسد در سیستم خوزستانی،بواسطه تقویم کوتاه پرورش ،استخرهای نرسری جایگاه ویژه ای پیدا خواهند نمود ،همچنانکه در سالجاری احداث و بکارگیری  این استخرها در تعدادی از مزارع آغاز گردیده است.

در این سیستم ،تشکل های خرد،تأمین نهاده ها و روابط حاکم بر حلقه های بالا دستی و پائین دستی صنعت را مدیریت میکنند تا در شرایطی که سابقه چندین باره بیماری و بروز تلفات در مزارع پرورش ،حتی برخی نهادهای دولتی را نیز به ایزوله سازی این صنعت در قاب استان متقاعد کرده (رجوع کنید به ممنوعیت ارسال پست لارو مازاد بر نیاز استان خوزستان در سال گذشته به  بوشهر علیرغم عدم وجود حتی یک مورد بروز بیماری در کارگاه های تکثیر استان خوزستان  و مقایسه کنید با رفتار نه چندان عادلانه همان نهاد!؟ را در اعطای مجوز صدور مولد ،ناپلی و پست لارو از مراکز تکثیر سایر استانها حتی  با دارا بودن حداقل دو تا سه گزارش آلودگی طی چند سال اخیر، به استان خوزستان) برنامه ریزی جهت هرچه بهتر مهیا نمودن نهاده های لازم و هماهنگی با خریداران داخلی و خارجی محصول را خود ،بطور متمرکز در درون  تشکل  صورت دهند.

در سیستم خوزستانی ،بومی سازی و مولد سازی میگو از اهمیت ویژه ای برخوردار است چرا که به لحاظ پارامترهای آب، کنترل و برنامه ریزی جهت آمیزش انتخابی و نیز ایمنی زیستی،می بایست با دقت و حساسیت افزون تری دنبال گردد(هرچند این مهم هنوز از دید بهره برداران و حتی برخی متولّیان مغفول مانده است).

اما در مسیر تداوم و بلوغ این سیستم همچنان آفات و بلایای بسیاری قد علم کرده اند که از جمله مهمترین آنها می توان به ناهمگونی و تشتت راهبرد اعضاء ،ناشی از عدول از اصل خودجوشی در شکل گیری تشکل  اشاره کرد که الحق تجربه تلخ و عبرت آموزی برای دست اندرکاران صنعت در چند سال پیش از این برجای گذاشت.ضمن اینکه غفلت از پویائی در مسیر توسعه از چالش های فراروی این سیستم نوپاست که امید می رود از دید صاحبان و مبدعان اصلی آن،دور نماند.

 

 

 


 
ما با دیگران تفاوت داریم!!
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۳   کلمات کلیدی: مولد سازی ،spt

ترجیح می دم بدون مقدمه به سراغ اصل مطلب برم.

خبری امروز در سایت شریمپ نیوز درج شده با عنوان:Primo Broodstock.

در متن خبر گفته شده:شرکت Primo در ایالات متحده،اعلام کرده که بعد از گذشت دوره ای 12 ساله و کار بر روی به گزینی و مولد سازی میگو،موفق شده مولدین SPF با قابلیت تحمل درمقابل WSSV  یا به عبارتی(SPT)تولید کنه که در چالش با ویروس لکه سفید در محیط آزمایشگاه 52 درصد بازماندگی در مقابل لکه سفید و 80 درصد بازماندگی در مقابل IMNV نشون بده.

این موفقیت با همکاری سه نفر مشاور خبره در زمینه های تولید(Neil Gervais )،ژنتیک(João Rocha ) و بیماری های آبزیان(این آخری خیلی شناخته شده است :پروفسور لایتنر)و اجرای برنامه های بهگزینی ژنتیکی  حاصل شده .

***

از چندسال پیش ،مرکز شهید کیانی در چوئبده آبادان ،پروژه های مولد سازی خودش رو بر اساس جداسازی لاین های فامیلی(بر حسب منطقه پرورش)شروع کرد.به این منظور یک گلخانه احداث و پارتیشن بندی(و تجهیز ،حالا نه ایده آل بلکه در حد عده و عُدّه) شده و هر سال هم سعی شده پیش مولدینی از چوئبده و حتی سایر استان ها تهیه و در گلخانه نگهداری بشه.اینکه چرا پیش مولدین غالباً از مزارع چوئبده ( حتی در سالهای بروز بیماری)  جمع آوری شده ریشه در هدفی داره که ما برای این پروژه تعریف کرده بودیم:"تهیه و تولید میگوهای SPT از میگوهائی که حتی در مواقع بروز بحران درگیر بیماری نشده باشند".این اصطلاحات رو هم نه از دوره های خارج از کشور،نه از مریخ و سایر سیاره ها که از مقالات فائو و ناکا کش رفته بودیم (بابا عصر انفجار اطلاعاته دیگه).حتی سه نفر از خبرگان صنعت میگو رو هم پیشنهاد دادیم تا در کنار پروژه به عنوان مشاور در خدمتشون باشیم که پیشنهاد در همون نطفه خفه شد( شباهت ترکیب مشاورین پروژه Primo با اون چیزی که ما پیشنهاد دادیم هم بسیار جالبه)  .حتی این مسئله در بازدید دکترMatthew Briggs مورد تأیید قرار گرفت و زیبائی مسئله این بودکه دوستان با چه ولعی حرفای ما رو از دهان جناب متیو شکار کرده و با چه تحکّمی به خورد خودمون میدادند.

تا بحال مولدین پرورشی حاصل از این پروژه ،با هدف کاهش قیمت تمام شده لارو بصورت مجانی در اختیار کارگاه های تکثیر متقاضی قرار داده می شد و این مسئله متأسفانه اصل پروژه رو منحرف کرد.به عبارتی حالا که تکثیر کنندگان چوئبده قصد انتقال مستقیم ناپلی و تولیدپست لارو رو دارند(و متقاضی مولد نیستند)توجه به این پروژه از سوی مسئولین کاهش پیدا کرده(هرچند پیش از اون هم ظاهراً اهمیتی نداشت و تنها به چشم یک پروژه معمولی مولد سازی بهش نگاه می شد).

حالا با توجه به موفقیت پروژه Primo در آمریکا و به موجب مثل معروف "مرغ همسایه..."انشاءالله به پروژه مولد سازی مرکز شهید کیانی چوئبده توجه بیشتری بشه(زهی خیال باطل!!) شاید چند سال بعد بتونیم اعلام کنیم میگوهای SPT در چوئبده تولیدکردیم .البته قدر دانی از کارکارشناسی  رو بی خیال حداقل تهدید لکه سفید خوزستان رو به فرصت برای صنعت پرورش میگو  تبدیل کنیم.(این مطلبای اول سال بدجور زیرآبمونو می زنه خدا به خیر بگذرونه). 

 


 
پشت چراغ قرمز!!
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٠   کلمات کلیدی:

گاهی اوقات یک جرقه هائی نابجا توی ذهن آدم میزنه که نه در محل خودشه و نه بهش ربطی داره.

دیروز پشت چراغ قرمز حکیم نظامی(اصفهان)با تایمر 45ثانیه ای،یکی از این جرقه ها به مغز ما قدم رنجه کرد.به این فکربودم حالا که بعضی مزارع پرورش میگو چوئبده قصد دارند نرسری انجام بدن ،بالطّبع کارگاه یا کارگاههای تکثیر تأمین کننده پست لارو مورد نیاز اونا لازمه زودتر از هرسال آماده فعالیت بشه و کارشناس هاشون رو بیارن مستقر کنن و ...بعد چی؟

فرض کنید لارو مورد نیاز نرسری ،نیمه فروردین تحویل شد.بین نیمه فروردین تا اواخر اردیبهشت،این کارشناسای محترم چه کنن؟چقدر یه قل دو قل؟چقدر برن ته لنجیای آبادان رو زیارت کنن؟هزینه نگهداریشون چی؟

***

تا بحال نشنیدم یا نخوندم در جائی تأکید شده باشه،موعد بازسازی ذخایر میگوی بحرکان(بوشهر و هندیجان) و یا لیفه بوسیف(آبادان)زمستان است و بس،هرچند بر اساس دوره تکثیر و پرورش میگو و به جهت عدم تداخل کاری بازسازی ذخایر با تأمین لارو مورد نیاز مزارع پرورش (و هم بواسطه به زحمت نیفتادن برادران سخت کوش تحقیقات در خصوص تعیین مناطق مناسب رها سازی)این موضوع موکول به بعد از دوره معمول تکثیر شده .فکر میکنم بر حسب پیک تخمریزی بهاره و پائیزه ،بشه اواخر تابستان هم پست لارو یک گرمی در مناطق نوزادگاهی مناسب این گونه ها(که طبق معمول کاملاً صحیح و بجا و با رعایت کامل ضوابط و شرایط فنی و کارشناسی مشخص میشه) رها سازی کرد.پس...

***

پس چرا از این توفیق اجباری استفاده نکنیم؟چرا از کارگاه های فعال برای تأمین لارو نرسری مزارع پرورش برای تولید لارو بازسازی ذخایر(در این فاصله زمانی یا اصطلاحاً Gapبین نیمه فروردین تا زمان معمول پرورش)بهره نبریم تا هم کارشناسای مستقر اوقات فراغتشون به بطالت نگذره و شیطونی نکنن و هم اهداف شیلات محقق بشه؟مگر نه اینکه در این مدت میتونیم حتی دوره بین لارو 12 روزه تا یک گرمی رو به دلیل مطلوبیت پارامتر دما بجای تانک های تکثیر ،در استخرهای خاکی مزارع پرورش داشته باشیم؟پس چه بهتر که قراردادهای این پروژه ها در همین زمان بسته بشه و ...

بجز این میشه در این فاصله لارو آفی نیس تولید کرد و به عنوان پرورش با هزینه پائین در مزارعی که مدیرانش توان مالی بالا ندارند ،با درصد کم پروتئین جیره و تراکم پائینتر از معمول پرورش داد تا شاید فرجی بشه و کم کم به یمن تنوع گونه ای و قیمتای تقریباً مناسب این روزای میگو در بازار ،صنعت پرورش میگو در خوزستان سروسامونی بگیره.(اصلاً به من چه الان چراغ سبز میشه ما هم باید راه خودمون رو بریم .باشه آقا بوق نزن رفتم!!!).فقط خدا کنه از این چراغ قرمزا همه جا باشه.

 


 
← صفحه بعد صفحه قبل →