آبزیستان Abzistan

وبلاگ شیلات،آبزی پروری و علوم زیستی

نظام بانکی،پرورش میگو و تولید ملی
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۳۱   کلمات کلیدی:

صنعت پرورش میگوی ایران تقریباً از همون ابتدای شکل گیری،در میان تمام تفاوتهای رنگارنگش با کشورهائی که در این زمینه به عنوان الگوی پرورش دهنده ایرانی،مطرح بودند،یک فرق خیلی عمده رو هم یدک می کشید و اون،منابع مالی اختصاص یافته به این صنعت بود.بجز سالهای ابتدائی راه اندازی صنعت که به نظر می رسید حتی نظام بانکی هم به نوعی تحت تأثیر تبلیغات بعضاً اغراق آمیز در مورد پرورش میگو و عواید اقتصادی اون قرار گرفته، مابقی ،و از قضا بحرانی ترین دوره این صنعت رو همواره دست اندرکاران با چالش منابع مالی سپری کرده اند.در سالهای اخیر تیترهای اینچنین در رسانه ها کم ندیده ایم:

"مدیرکل سابق دفترامورمیگو و آبزیان دریائی اظهارکرد:شرایط فعلی حاکم بر بانک ها در پرداخت تسهیلات به صاحبان مزارع پرورش میگو،مانع از ادامه فعالیت برخی مزارع شد.سایت علمی خبری فارمیران-25/2/1387".

" مدیرکل شیلات استان بوشهر گفت: به رغم تلاش ها و اقدامات بخش خصوصی در افزایش سطح استخرهای پرورش میگو، حمایت های لازم از سوی بانک ها و موسسات دولتی برای اعطای تسهیلات بانکی به آنها صورت نمی گیرد. آژانس خبری خلیج فارس-18/7/88".

" عضو هیات مدیره پرورش دهندگان میگوی سیستان و بلوچستان ادامه داد: کارشکنی بانک مرکزی در حالی صورت می گیرد که اکنون با فشار بانک ملت و بانک کشاورزی برای اخذ مطالبات خود از پرورش دهندگان میگو بسیاری از کشاورزان آبروی خود را از دست داده و با ضبط اموال ضامنین باعث بروز مشکلات عدیده ای در استانهای ساحلی شده است.(سایت خبری-تحلیلی حکیم مهر-مورخ 19 بهمن 1389)".

"خبرنگار«ایران» پرورش دهندگان میگو در خوزستان تاکنون موفق به دریافت تسهیلات بانکی نشده اند.
    مدیرکل شیلات خوزستان درجلسه ستاد میگو با بیان این مطلب افزود: تاکنون پرداخت 89 میلیون تومان تسهیلات بانکی بدون وثیقه به پرورش دهندگان محقق نشده است.
    24 مزرعه پرورش میگو برای دریافت تسهیلات بانکی به سه گروه تقسیم بندی شده که گروه دوم و سوم به ترتیب مشمول دریافت 89 و 40 میلیون تومان تسهیلات بانکی با وثیقه شدند که این مهم محقق نشد.روزنامه ایران-17/12/89".

" رییس سازمان شیلات ایران تصریح کرد: دیرکرد بانک مرکزی در ابلاغ و اجرای مصوبه صنعت میگو باعث محقق نشدن رشد صد درصدی در تولید میگوی امسال خواهد شد. ایسنا-17خرداد1391".

همونطور که گفته شد ،خبرها و تیترهائی از این دست در این سالها به وفور بر صفحه رسانه ها درج شده و عجیب اینکه گویا هیچ اراده ای نسبت به حل این معضل در سطح مدیریت کلان صنعت وجود نداشته چرا که اگر وجود می داشت تکرار اوضاع چندان عادی و معمول نمی نمود.به هرشکل این وضع ادامه داشت تا سالی که توسط مقام معظم رهبری به سال تولید ملی،حمایت از کار و سرمایه ایرانی ملقب شد.

بدون شک بیش از همه،تولید کنندگان کشور از این اتفاق خوشنود شدند.ولی به نظر می رسه پیش از سایرین،همون تولید کننده ها هم نومید از فراگیر شدن اون.در همین وبلاگ ،سال گذشته رشته مطالبی به سال جهاد اقتصادی اختصاص دادم.سال گذشته هم سال جهاد اقتصادی بود ولی با کمال تأسف گویا موتور مسئولینی که باید تصمیم سازی کنن و این شعارها تبدیل به شعورشون بشه و راهکار اجرائی اونا رو فراهم کنن دیر روشن و دیرتر از اون هم گرم  میشه.

از اواخر سال گذشته زمزمه هائی مبنی بر ابلاغ بسته حمایتی صنعت تکثیر و پرورش میگو شنیده شد و شخص رییس سازمان هم با سفر به استانهای کانون صنعت،در تسریع اجرائی شدن بسته نظارت و مدیریت کرد.اما خروجی این فرآیند هنوز چنگی به دل صاحبان صنعت نزده هرچند بی تأثیر هم نبوده.ولی تولید کنندگان زیادی همین الان در سایت های پرورش میگو در جنوب کشور با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم میکنن که از هرکدومشون بپرسید،اولین مشکل رو اعتبارات و منابع مالی معرفی میکنن.

بعضی از اونا حتی بعد از ماه ها چشم انتظاری مجبورند عطای کار امسال رو به لقاءش ببخشن و با سرافکندگی راهی دیار و خونه زندگیشون بشن و بعد از هزینه کرد کلان برای آماده سازی مزرعه،از نیمه راه دست خالی برگردن.واقعاً مفهوم حمایت از تولید ملی اینه؟این که دیگه اوج جزیره ای عمل کردنه!به بیان ساده تر گوئی نظام بانکی ، بعد از اون رسوائی های کوچیک و بزرگ بین خودشون ،حالا عافیت و امنیت رو در این دیده که "دور از شتر(تولید)بخوابه و خواب آشفته نبینه".حالا بقیه هرکاری دلشون میخواد بکنن.اگه یکی شش ماهه که رنگ خانواده اش رو ندیده به این امید که بعد از پرورش با دست پر برگرده خونه به اونا چه مربوط؟مجبورنیست با جیب خالی بیاد توی میدون! ولی همین نظام بانکی فراموش کرده که زمانی شریک سرمایه گذاری حضرات بوده.یک وقتی مشارکت داشته با این جماعت تولید کننده. عجیب تر اینکه صندوق های دولتی هم تسهیلات تولیدی خودشون رو با بهره های بالا تعیین کردن تا تیر خلاص رو به شقیقه تولید شلیک کنن.به هرحال این مسیر،مسیر سالمی نیست.برای کشوری که باید در مواقع بحران،به تولیدات خودش متکی باشه و باید نقشش در تامین اقلام با قابلیت صادرات اونقدر پررنگ باشه که حذفش از صحنه بین المللی چالش جهانی درپی داشته باشه،عملکرد سیستم های حمایتی تولید باید خیلی بیشتر از این که هست فعال و کارآمد باشه .


 
جایگاه کنترل کیفی لارو5
ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۳۱   کلمات کلیدی:

مشاهدات سطح 2 :

این سطح از کنترل کیفیت لارو ،برپایه مشاهدات میکروسکوپی و تهیه لام مرطوب صورت می پذیرد(در اینخصوص توصیه شده مشاهدات و تهیه نمونه ها،از حدود20قطعه لارواز هرمخزن لاروی انجام شود).

در این سطح از مشاهدات توجه عمده به شکل و حالت هپاتوپانکرآس ،محتویات روده،نکروز و تغییر شکل زوائد،وجود انگل ها و سایر موجودات ناخواسته روی بدن لارو و نیز وجود باکولو ویروس و سلولهای مرده (Bolitas) در هپاتوپانکرآس،روده و مدفوع(در مراحل بالاتر لاروی) معطوف است.البته باید اذعان نمود که سطح 2 مشاهدات ،بجز در موارد خاص،بطور معمول کمتر مورد توجه قرار می گیرد و تنها موارد قابل توجه در این مشاهدات،وضعیت هپاتوپانکرآس و روده(از نظر شکل تغذیه)،وجود هرگونه تک یاخته در روی اندام ها و نیز بروز نکروز در زوائد و اندام های میگو می باشد.

در این مطلب سعی شده ضمن رعایت امانت،موارد قابل توجه و کاربردی تر از مشاهدات سطح 2 کنترل کیفی لارو(موارد مربوط به کنترل کیفی پست لارو در جای خود بررسی خواهد شد)آورده شود و به همین دلیل،این مطلب تقریباً بطور کامل چکیده صفحات مربوطه  در جزوه مرجع (FAO)است.

هپاتوپانکرآس :

این اندام به واسطه نقش مهمی که در متابولیسم ترکیبات مختلف دارد شاخص خوبی جهت برآورد کیفیت تغذیه و سیستم هضمی به شمار می رود.در اینخصوص تهیه لام مرطوب از لارو و مشاهده هپاتوپانکرآس با بزرگنمائی 40،می تواند بررسی این اندام را به راحتی ممکن سازد.

در لاروهای سالمی که تغذیه و هضم فعال داشته باشند،هپاتوپانکرآس و روده میانی مملو از قطرات ریز و چربی هائی به شکل حباب بوده و حرکت دودی روده به خوبی قابل مشاهده است .هرگاه این خصوصیت در 90 درصد از نمونه لارو(20 قطعه)مشاهده شود،امتیاز کیفی 10،بین 70 تا90 درصد امتیاز5 و کمتر از آن امتیاز 0 به نمونه تعلق خواهد گرفت.

نکروز :

مشاهده نکروز در اندام و زوائد لارو،نشانه همجنس خواری و یا احتمالاً عفونت باکتریائی است که حتی با بزرگنمائی پائین میکروسکوپ نوری نیز قابل رؤیت و تشخیص است.اگر در هیچیک از نمونه ها ،نکروز دیده نشودامتیاز 10 ،مشاهده نکروز در 15 درصد از کل نمونه امتیاز 5 و بیش از آن امتیاز 0 را برای نمونه تعیین خواهد نمود.

وجود مشکلات ریختی و ظاهری :

بدشکلی های ظاهری در مراحل پائینتر لاروی را میتوان به کیفیت پائین ناپلی مربوط دانست اما اگر این موارد در مراحل بالای لاروی مشاهده شود،باید عواملی همچون استرس و جابجائی لارو به شیوه غیر صحیح را در بروز آن در نظر گرفت.از جمله ایرادات ظاهری باید به انسداد روده(مسدود بودن لوله گوارش پیش از اتصال به مخرج)،شکستگی یا خمیدگی روستروم و مویچه ها(Setae) و نیز خمیدگی و انحنا در ناحیه دم اشاره نمود.بطور معمول لاروهائی که دچار بد شکلی شده باشند تلف می شوند.

در غیاب هرگونه بدشکلی در نمونه ،امتیاز 10،مشاهده بد شکلی در کمتر از 10 درصد از نمونه امتیاز5 و بیش از آن امتیاز0 برای نمونه در نظر گرفته می شود.

 آلودگی سطح بدن :

سطح بدن لارو جایگاه مناسبی برای اتصال ارگانیسم های مختلف نظیر باکتری،قارچ و پروتوزوآست .این موجودات غالباً در ناحیه سر و تنه،بویژه در اطراف ناحیه آبششی لارو به پوسته متصل می شوند.اگر آلودگی خفیف باشد،ممکن است با پوست اندازی لارو برای ورود به مرحله بعد  شرایط اصلاح شود اما در وضعیت آلودگی حاد،حتی پس از پوست اندازی نیز میکروارگانیسم ها مجدداً به سطح پوسته متصل می شوند که این خود نشانه آلودگی آب و محیط اطراف لارو است.اگر در هیچیک از لاروهای موجود در نمونه، این نوع آلودگی مشاهده نشد،امتیاز متعلقه 10خواهد بود .مشاهده در کمتر از 15 درصد از کل نمونه امتیاز 5 و بیش از آن امتیاز 0 را برای نمونه رقم خواهد زد.

مشاهده باکولو ویروس و سلولهای مرده (Bolitas)در هپاتوپانکرآس ،مدفوع و روده نیز در مرجع مورد استفاده در تهیه این مطلب ذکر گردیده ولی چندان مرسوم نیست .با اینحال لازم است گفته شود وجود سلول های مرده در روده ها و هپاتوپانکرآس عارضه ای است که می توان آن را توسط پروبیوتیک ها و بهبود مدیریت تغذیه رفع نمود.


 
جایگاه کنترل کیفیت لارو4
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٤   کلمات کلیدی:

 

-           نورگرائی :

لارو میگو در مراحل ناپلی و زوآ،دارای نورگرائی مثبت(Positive phototaxis) بوده و به سمت منبع نور متمایل است.به منظور بررسی این وضعیت در مراحل یاد شده و امتیاز دهی،لازم است نمونه ای (ترجیحاً مخلوطی از چندین نمونه از نواحی متفاوت در یک مخزن)توسط یک بشر شیشه ای تهیه و در کنار یک منبع نور قرار داده شود.هرگاه بیش از 95درصد از جمعیت لارو به سمت منبع نور گرایش پیدا نمودند امتیاز 10،بین 70 تا 95 درصد امتیاز 5 و کمتر از 70 درصد امتیاز 0 به لارو تعلق خواهد گرفت.

-          طول رشته مدفوع :

در مرحله زوآ،به ویژه زوآ 1 و 2،طول رشته مدفوع شاخص مناسبی جهت تعیین کیفیت لارو است.گفته می شود هرگاه طول رشته مدفوع بیش از 1.5 برابر طول بدن لارو باشد(در مرحله زوآ)،می توان تغذیه لارو را مطلوب و به عبارتی کیفیت لارو را مناسب توصیف نمود چرا که با توجه به رفتار صافی خواری زوآ(Filter feeding)،زنجیره بلند مدفوع ،انعکاس تحرک و شنای فعال و تکمیل مسیر گوارشی لارو است هرچند در این خصوص ،تراکم و کیفیت فیتوپلانکتون موجود در ستون آب نیز می بایست در حد کافی بوده باشد.به هرحال هرگاه رشته بلند مدفوع در بین حدود 90% از زوآی موجود در نمونه مشاهده شد،امتیاز کیفی لارو 10،بین 70تا90 درصد ،امتیاز 5و هرگاه کمتر از 70% جمعیت نمونه واجد چنین خصوصیتی باشند امتیاز متعلقه 0 خواهد بود.

-          نورافشانی(Luminescence):

باکتری ویبریو هاروی(Vibrio harveyi)از باکتری های گرم منفی و به اعتقاد اغلب بیماری شناسان ،همچون سایر گونه های ویبریو،از عوامل بیماریزای فرصت طلب محسوب می گردد.آلودگی لارو میگو به این باکتری،سبب می شود،در تاریکی،بخشهای آلوده روی سطح بدن لارو بدرخشد.فارغ از شدت تلفاتی که این آلودگی قادر است بر جمعیت لارو تحمیل نماید،کارشناس کنترل کیفیت،با مشاهده نشانه های مرتبط با درخشندگی باکتریائی،باید پی به نقصان در عملکرد فیلتراسیون و سیستم ضد عفونی و فرآوری آب ببرد چرا که از جمله راه های پیشگیری از بروز این بیماری،استفاده مناسب از فیلتر شنی(و شستشوی بهنگام فیلتر)،فیلترهای کیسه ای و فیلترهای کاتریجی،همچنین افزایش کارائی کلرزنی پیشنهاد شده است.

به علاوه آلودگی تجهیزات و ادوات مورد استفاده در هچری و نیز عدم پاکسازی مخازن لاروی از مدفوع و پسماند غذا(سیفون)از راه های بروز و شیوع این عامل بیماریزا در کارگاه های تکثیر میگوشناخته می شود.

اما به منظور امتیاز دهی به لارو از نظر این شاخص ،پیشنهاد شده به شیوه زیر عمل گردد:

ابتدا به منظور حذف هرگونه تلاطم ،هوادهی قطع شده و پس از مشاهده مستقیم مخزن در محیط تاریک:

-          عدم مشاهده لارو درخشنده در مخزن 10 امتیاز

-          مشاهده درخشندگی در بین 10% درصد از کل جمعیت لاروی 5 امتیاز

-          مشاهده درخشندگی در بیش از 10 درصد کل جمعیت لاروی امتیاز 0

-          همگونی(Homogeneity) در مراحل لاروی:

یکسانی یا همگونی مرحله لاروی در بین جمعیت موجود در یک مخزن را می توان معیاری عمومی جهت موارد گوناگونی در نظر گرفت که از این میان می توان به احتمالاتی همچون:عدم برداشت ناپلی به شیوه نوری،عدم تغذیه مناسب و نیز مخلوط نمودن لارو از مخازن مختلف اشاره نمود.البته این معیار را بیشتر می بایست در مراحل زوآ 2 و 3 (به منظور بررسی وجود ناپلی در محیط)،مایسیس 2 و 3 (جهت بررسی امکان وجود زوآ در محیط) و در نهایت پست لارو 2 و 3 (بررسی احتمال وجود مایسیس در میان جمعیت)مدّ نظر قرار داد چرا که لارو میگو بطور دائم در حال پوست اندازی و دگردیسی است و ممکن است عدم همگونی قابل مشاهده در مرحله تبدیل M3 به PL و یا Z3  به M موجب بروز مشکل در استنباط کارشناسی شود.اما با فرض مشاهده در زمان مناسب ،در صورت قرار داشتن اغلب قریب به اتفاق جمعیت در مرحله ای مشخص،امتیاز 10،یکسانی مرحله در 70 تا 80 درصد جمعیت لاروی،امتیاز 5 و همگونی کمتر از 70 درصد فاقد امتیاز (0) در نظر گرفته می شود.هرچند می بایست در اینخصوص به موارد استثناء نیز توجه کرد چرا که محتمل است بواسطه مشکلی همچون سندرم زوآ ،علیرغم قرار داشتن کل جمعیت لاروی در مرحله ای مشخص ،ولی بواسطه بروز مشکلی(محیطی،فیزیولوژیک و...)،این شاخص موجب کسب امتیاز نگردد .از این رو در بررسی همگونی جمعیتی،شناسنامه مخزن لاروی و طول زمان دگردیسی و تغییر مرحله نیز باید در نظر گرفته شود.

-          محتویات روده :

مشاهده این شاخص،خاص مراحل بالاتر لاروی است.

روده  لارو را می توان در مراحل مایسیس و پست لارو ،بصورت خطی تیره که از هپاتوپانکرآس به سمت دم کشیده شده مشاهده نمود.بجز پر یا خالی بودن روده ،بعضاً رنگ محتویات آن نیز میتواند معیار و شاخص رژیم تغذیه ای لارو باشد ،هرچند بطور معمول و با توجه به تنوع غذاهای کمکی مورد استفاده در تکثیر،این رنگ تا حد زیادی قابل تغییر و اشتباه برانگیز است.

اگر بخش اعظم روده در بیش از 90 درصد جمعیت لاروی پر باشد امتیاز10، پنجاه درصد جمعیت دارای روده پر،امتیاز 5 و کمتر از 20 درصد جمعیت واجد روده پر،امتیاز 0 خواهد بود.

توصیه می شود کلیه مشاهدات یاد شده در سطح I (بجز مورد نورافشانی)،2 تا4بار در روز انجام شود.نورافشانی (لومینسنس)را میبایستی در هنگام شب و در تاریکی مورد بررسی قرار داد.


 
تولید مثل جلبک
ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٤   کلمات کلیدی:

گرگ پارکر با استفاده از میکروسکوپ، این تصویر را از تولیدمثل دو رشته جلبک اسپیروژیرا ثبت کرده است. سلول‌ها با استفاده از لوله‌هایی  به یکدیگر متصل شده و اطلاعات ژنتیکی را ردوبدل می‌کنند.

این جلبک‌ها (snaking Spirogyra algae) معمولا به‌صورت رشته‌هایی در آب جاری و تالاب‌ها دیده می‌شود. سلول‌های این جلبک مملو از کلروپلاست است، بسته‌هایی از کلروفیل که به گیاهان امکان می‌دهد طی فرآیند فتوسنتز انرژی تولید کنند.


 
جایگاه کنترل کیفیت لارو 3
ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٤   کلمات کلیدی: کنترل کیفی لارو میگو

رفتار شنای لارو بویژه در مرحله ناپلی ،از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده و درکنار نورگرائی لارو در این مرحله ،در جداسازی به شیوه نوری کاربرد فراوان دارد..هرچند در سالهای اولیه ،توجه به این معیار قویّاً مراعات می شد اما اخیراً به دلیل برخی محدودیتها نظیر وقت گیر بودن و نیز ماهیت سیستم تکثیر به شیوه ترکیبی ،این اهمیت رنگ باخته است .البته نباید نقش ناظرین و کارشناسان کنترل کیفیت را در این میان نادیده گرفت چرا که با نهایت تأسف،این اهمال و قصور در اجرای پروسه جداسازی نوری ناپلی ،غالباً با اطلاع و حتی بعضاً در حضور این کارشناسان انجام می شود.اختلاف سایز در میان جمعیت پست لارو در یک مخزن،افت شدید بازماندگی در تغییر مراحل لاروی(تبدیل ناپلی به زوآ،زوآ به مایسیس و مایسیس به پست لارو)و نیز بروز بدشکلی در بین میگوهای حاصل از یک مخزن منفرد را می توان به عنوان بعضی از نتایج این عدم توجه ،مورد اشاره قرار داد.

ماهیت تکثیر به شیوه مصنوعی و در شرایط کنترل شده به دلیل تفاوتهای ذاتی آن (از نظر مواد و روش های حاکم بر پروسه) با شرایط طبیعی،موجبات عدم حذف ناپلی های ضعیف(و به طور عام لارو های ضعیف تر)را فراهم می آورد در حالیکه فرآیند بقای اصلح و انتخاب طبیعی در محیط وحشی ،سبب می شود این نوع لاروها که قدرت تطابق با شرایط طبیعی را ندارند خودبخود حذف شده و تنها لاروهای قوی تر قادر به طی مراحل بعدی تکاملی شوند.در محیط تکثیر مصنوعی ،اما،این لاروهای ضعیف،با مدیریت های بهداشتی و تغذیه ای ،مراحل را (کج دار و مریز)طی نموده و اگر نگوئیم اغلب،ولی با درصد قابل توجهی به مراحل بالاتر هدایت می شوند.

نگهداری لارو ضعیف ،افزون بر مسائل و مشکلات ناشی از استفاده از مواد مکمل ،داروها و مواد شیمیائی فراوان،موجب هدررفت مواد غذائی می شود چراکه در صورت خروج این لاروهای ضعیف  از چرخه تولید (تلفات)در مراحل بالاتر،هزینه مصرف این مواد بدون آنکه منجر به افزایش کارائی تولید شده باشد به عنوان هزینه سربار محاسبه خواهد گردید.

از این رو ،جمع آوری نوری ناپلی های تولیدی در حقیقت غربالگری و بهگزینی مطمئنی است که در مراحل بعد،علاوه بر افزایش عملکرد تولید(نظیر بازماندگی و کاهش FCR)هزینه های آن را نیز کاهش می دهد.

از طرفی ،تأخیر در تغییر مراحل،ناهمگونی تکاملی در ساختارهای فیزیولوژیک را نیز در پی خواهد داشت(در بعضی از لاروها هنوز سیستم ایمنی و دفاعی مثل لاروهای معمولی و قوی تر کامل نشده است) که محتمل است، بواسطه ضعیف بودن لارو در مراحل پائینتر(و به طریق اولی،حضور لاروهای ضعیف در بین سایرین)جمعیت لاروی را مستعد ابتلا به بیماری در مناطق دارای سابقه بروز همه گیری نماید. به بیان ساده تر،مشکلاتی که عدم رعایت قاعده All in ,All out در کارگاه ها و مزارع دامپروری،مرغداری ها و مراکز آبزی پروری محتمل می سازد در این مورد نیز صدق خواهد نمود.


 
جایگاه کنترل کیفیت لارو 2
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢۳   کلمات کلیدی: کنترل کیفی لارو میگو

در زمینه کنترل کیفی لارو میگو تاکنون روش های مختلفی پیشنهاد شده است اما اگر قرار باشد قالب و فرمت کلی و پذیرفته شده ای را در اینخصوص مدّ نظر قرار دهیم می توان همان مواردی را نام برد که در راهنمای منتشر شده از سوی فائو در سال 2003 تحت عنوان "مدیریت بهداشت وحفظ ایمنی زیستی در کارگاه های تکثیر میگوی سفید(پنئوس وانامی) در آمریکای لاتین"به آنها اشاره شده است.

در این راستا سعی می شود در خصوص موارد اشاره شده بحث کنیم تا اهمیت اجرای آنها بیش از پیش مشخص گردد:

الف:سطح یک کنترل کیفی:مشاهده ماکروسکوپی

در این سطح بیشتر به مواردی پرداخته می شود که با چشم غیر مسلح نیز قابل تشخیص بوده و غالباً اطلاع از آنها در انجام بازدیدهای میاندوره ای(که البته در کشور ما تنها توسط کارشناسان ناظر و از سوی بخش دولتی صورت می پذیرد)مفید و سودمند است.

معیارهائی که در این سطح بدانها پرداخته می شود عبارتند از :

- رفتارشنا:هرچند رفتار شنای لارو میگو در مراحل مختلف،متنوع و به طرز قابل ملاحظه ای متفاوت است اما هر مرحله تیپ و نوع خاصی دارد که مدیران و کارشناسان تکثیر میگو بخوبی با آن آشنا هستند.

 شنای مرحله ناپلی منقطع و به سمت بالا و اگر بخواهیم دقیق تر گفته باشیم به سمت منبع نور است.در مرحله زوآ ،لارو همچنانکه خاصیت نورگرائی خود را حفظ میکند اما شنائی ممتد داشته و اغلب در مسیری دایره ای و یا بعضاً (در فواصل کوتاه)بصورت مستقیم به شنا می پردازد.این نوع شنا رفتار تغذیه ای صافی خواری(Filter Feeding)را که خاص لارو در این مرحله است تسهیل می سازد.لارو میگو در مرحله مایسیس در حالیکه بصورت اریب و مایل از ناحیه سر به سمت کف ظرف و یا مخزن نگهداری متمایل است شنا نموده ولی حرکات منقطع و ضربه ای به سمت عقب دارد.مایسیس این حرکت رو به عقب را از طریق بسته و باز کردن عضله ناحیه دمی خود انجام می دهد.اما شنای پست لارو(لارو پیشرفته)مجدداً حالت ممتد رو به جلو پیدا میکند و از مرحله پست لارو 4 و 5 ،لارو بیشتر تمایل به نشستن روی کف،دیواره ها و اجسام ساکن موجود در ظرف یا مخزن نگهداری را از خود نشان می دهد.در این مرحله ،میگوها میل دارند در جهت مخالف جریان آب شنا کنند.

توصیه شده که هرگاه بیش از 95درصد از لاروهای موجود در نمونه تصادفی از یک مخزن ،رفتار شنای فعال خاص الگوی هر مرحله را از خود نشان دهند امتیاز 10،بین 70 تا 95 درصد امتیاز 5 و کمتر از 70 درصد امتیاز 0 به کیفیت شنا تعلق گیرد.


 
اهمیت و جایگاه کنترل کیفیت لارو
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٢   کلمات کلیدی:

مدت زیادی میشه که مطلب جدیدی در وبلاگ نذاشتم.علت اصلیش هم فشردگی کاری و البته تنبلیه که این دومی علّت العلل هر تعطیلی و رکود در وبلاگ نویسی میتونه باشه(البته اگر از عوامل قهریه صرفنظر کنیم).

اما حقیقتاً در طول این مدت موارد بسیار زیادی وجود داشت که می شد موضوعات بکر و دست اولی ازش درآورد ولی تنوّع موضوعات،حساسیت اشاعه شون و نیز پردازش مطالب ،بسیار سخت تر از توجه و فکر کردن صرف به اصل موضوع ،دستم رو بسته  و مانع از درجشون به عنوان مطلبی وبلاگی شده بود.ادامه موضوع پرسش هائی در حوزه تکثیر که واقعاً بحث لازم و واجبیه و افسوس که به مرحله تعامل نمی رسه(و خودش نشون می ده این حوزه چقدر از نظر فنّی مورد بی توجهیه)،چندین مقاله و چکیده مقاله بسیار مفید که خیلی هم مناسب حال دانشجویان و علاقمندان حوزه تکثیر و پرورش میگو هست ،خبرای بسیار تکان دهنده بخصوص در حوزه تکثیر میگوی کشور که باز هم مارو برد به سال 81 و فغانهائی که از ته دل برمیومد و آقایان مسئول و از ما بیشتردان بنا به مصالحی اونها رو "شقشقیه هدرت ثمّ قرّت"می دونستند و چندین و چند سوژه دیگه.

ولی در طول این شب هائی که تحویل لارو به مزارع پرورش صورت می گیره،تکرار یک موضوع،علیرغم گذشت زمانی قریب به 20 سال از فعالیت بسیاری از پرورش دهندگان ،خیلی دردآور بود که بهتر دیدم ،آشتی دوباره با فضای مجازی رو با این انتقاد شروع کنم.

"برای بسیاری از پرورش دهندگان ما(و نه همه اونا)اهمیت و حساسیت کنترل کمّی بسیار بیش از کنترل کیفی لاروه."

البته روال متداول و معمول در مقابله با چنین اظهار نظرهائی که در نگاه اول خام و سرسری به چشم میاد،مخالفت و موضعی مثل خودش قطعی و خشک گرفتنه،ولی کلاه و قاضی و ...به مرور همه چیز رو حل میکنه.

شما خودت رو یک پرورش دهنده ای فرض کن که تشریف بردی کارگاه تکثیر و میخوای لارو خریداری شده طی قرارداد شماره فلان رو(که خود قرارداد و متن اون خودش سوژه ای شش دانگه)تحویل بگیری.اول نگاهی محققانه به لارو میندازی و بی دلیل یا مدلّل میپرسی:PL چنده؟مدیر کارگاه یا کارشناس محترم تولید هم مثلاً میگه PL فلان،که اگه زیر 10 باشه حتماً رفرنس های متعدد از تایلند و کامبوج و ویتنام از دوره های پارینه سنگی تا سال 2050 ارائه می ده که بهترین سن رها سازی پست لارو زیر ده اثبات(و نه توصیه!)شده و اگر هم بالاتر از 10 باشه فغان و فریاد که واویلا از مشتری مداری ما که میخوایم لارو درشت بهتون بدیم و هزینه تلفاتش رو داریم روزانه Nریال می پردازیم و ...شما هم که حتماً یا مسحور دانش بی حدّ و حصر جناب کارشناس شده ای و یا مغلوب حساب و کتاب هزینه های برباد رفته مدیر محترم کارگاه(و احیاناً به این فکر میکنی که حالا چکار کنم که این هزینه ها رو نخواد با من حساب کنه)فقط ،اگر اهل خالی کردن میدون نباشی،یک بادی در گلو میندازی و اظهار نظر یواشکی می کنی که:اختلاف سایزم داره ها!!و به سرعت توجهت رو جلب میکنی به نقطه ای دیگه که مبادا مدیر بخواد بخاطر این بی حرمتی!!که به لاروش شده قراردادت رو فسخ و از حق حیات در عرصه پر افتخار تولید محرومت کنه.به هر حال و پس از اینکه مدیر محترم هچری،شما مشتری گرامی رو کاملاً از صحت و سلامت!! لارو مطمئن کرد و مراحل پیمونه شاهد و شمارش پیمونه و بعد از اون  ردّ و بدل چک زمان تحویل و همه موارد فنّی تر  طی شد،نوبت پیمونه زنی(که بیت الغزل این شبهاست)فرا می رسه و امان از این شاه بیت.

حالا دیگه کی میتونه پرورش دهنده رو آروم کنه که با هر پیمونه ای که وارد ساچوک میشه با غیظ و خشم به پیمونه زن نگاه می کنه و اعتراض که :ای آقا!این پیمونه ها که همش سرخالیه. ای بابا! این که مث پیمونه اول نیس و ...حالا نوبت جولان اندیشه های فنّیه.اینجا پرورش دهنده تمام همّ و غمّش رو میذاره تا بیشترین درصد Over  رو بگیره تا به فاتح ترین سردار سایت ملقّب بشه و پیمونه زن بینوا بیشترین حواسش به "امّن یجیبیه"که زیر لب میخونه که مبادا اسمش به عنوان خائن ترین و کج دست ترین و ...ترین پیمونه زن تاریخ در کتاب رکوردهای گینس ثبت بشه(البته این در شرایط بهینه است وگرنه کم نداشتیم پیمونه زنای خوش دستی رو که انصافاً به خاطر عمل به "اوفوالکیل" چنان هنری به خرج می دادن که "کیل" تا سه روز بعدش " اوف اوف" میکرد).

خوب این تصویری بود از یک مراسم معمول تحویلگیری لارو در این هفده هیجده سالی که بنده به عنوان کارشناس در عرصه تکثیر و پرورش حضور داشته ام.البته در اینجا اصلاً قصد سیاه نمائی در خصوص هیچکدوم از دو عزیز پرورش دهنده و یا تکثیرکننده رو نداشته و ندارم و دوستان خودشون می دونن که همواره در حد توان هوای هردو رو داشته ام ولی سئوالی که برام بوجود میاد اینه که:واقعاً روند فعلی خرید و فروش لارو به عنوان یکی از حیاتی ترین نهاده های تولید میگو پرورشی شکل صحیحی داره؟جایگاه کنترل کیفی و کمّی لارو در این میان کجاست؟آیا ضرر وزیان پرورش دهنده از پیمونه های سرخالیه یا کیفیت لارو اعم از سن و اندازه و وضعیت شنا و ...تعیین کننده تره؟آیا پرورش دهنده حق داره کارشناس خودش رو برای کنترل کیفی لارو با خودش به سالن تکثیر ببره؟اگر کارشناس کنترل کیفی ،لارو رو تایید نکرد،تکلیف چیه؟داور یا حکم در این مورد (که میتونه شیلات باشه)کدام اهرم اجرائی رو میتونه داشته باشه؟اگه اجازه باشه، در بخش بعد مطلب رو ادامه بدیم.   


 
اسکوئید پرنده
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱۳   کلمات کلیدی:


 
پرسشهائی در حوزه تکثیر میگو(بخش چهارم)
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢   کلمات کلیدی: میگو وانامی ،مولد سازی ،تاثیر دما

تأثیر دما بر کیفیت اسپرم مولدین گونه لیتو پنئوس وانامی

از جمله مواردی که در خصوص تکثیر میگوی وانامی بخصوص در سالهای ابتدائی معرفی این گونه به صنعت ،بصورتی بسیار چالش برانگیز مطرح شده و به  لحاظ تازگی حوزه بحث،توجه بسیاری از دست اندرکاران تکثیر را به خود معطوف ساخت،خصوصیات دمائی مکان نگهداری میگوهای گونه وانامی بود.این نکته بویژه در خصوص جنس نر مطرح می شد که خوشبختانه از نظر تئوریک درک کم و بیش صحیحی در این مورد وجود داشت با اینحال از آنجا که بعضی کارگاه های تکثیر نیازمند اعمال تغییرات زیر بنائی در بخش بروداستوک خود بودند،بالطّبع تمکین در اینخصوص با مقاومت هائی نیز مواجه گردید.اما در مقاله ای که در سال 2001 بر اساس تحقیقی که توسط M.Perez.Velazquez و همکاران منتشر شده،پاسخ و مبانی علمی این مشکل تا حد زیادی تبیین گردیده است .برگزیده ای از متن این مقاله را تا حدی که مناسب حجم مطالب وبلاگ بوده و در حوصله عزیزان بازدید کننده نیز باشد در زیر ارائه نموده ام که امیدوارم مورد توجه قرار گیرد.

********************************************************

یکی از مشکلات رایج در میگوهای نر که در شرایط اسارت در در کارگاه های تکثیر نگهداری می شوند تخریب مجرای تولید مثلی این مولدین است .این مشکل بصورت افت تدریجی و پیش رونده اسپرم های زنده بروز نموده و گاهی همراه با ملانیزه شدن(تجمع رنگدانه های سیاه) اسپرماتوفورها و دستگاه تولید مثلی جنس نر نمود می یابد.

این عارضه MRTDS )Male Reproductive Tract Degenerative Syndrom) یا نشانگان تخریب مجرای تولید مثلی میگوی نر نام گرفته است .علل اصلی سندرم MRTDS هنوز بدرستی مشخص نیست اما  بعضی عوامل نظیر اسپرم گیری مکرّر بصورت مکانیکی یا الکتریکی،آلودگی باکتریائی و عوامل تغذیه ای در این زمینه مطرح شده است. بااینحال بروز MRTDS بصورت خودبخود نیز در میگوهائی که نه به طریق مکانیکی و یا الکتریکی اسپرم گیری شده و نه دچار عفونت باکتریائی تشخیص داده شده بودند،دیده شده است.حتی مشاهدات حاکی از بروز سندرم یاد شده درمیگوهایی که ظاهراً غذای حاوی مواد مغذی کامل دریافت کرده بودند نیزگزارش گردیده است .اما در میان عوامل مطرح در بین فاکتورهای مؤثر در بروز این پدیده ،دما را نیز نباید از نظر دور داشت .بر اساس نظرBray  و همکاران در سال 1985 دمای نگهداری مولدین در کارگاه های تکثیر ، بیش از دمای مناطقی است که بطور طبیعی میگوها در آنجا تخمریزی می کنند.به علاوه همین محققین نشان دادند که  می توان تخریب دستگاه تولید مثلی گونه L.setiferus را با کاهش دما به 25 تا 26 درجه سانتیگراد به تعویق انداخت.ولی حتی تحت این شرایط نیز مشکل MRTDS پس از مدتی بروز نمود.

در مطالعه دیگری که Pascual و همکاران نیز بر روی L.setiferus انجام دادند معلوم شد که دمای بین 26 تا 27 درجه سانتیگراد تا 30 روز از بروز سندرم MRTDS جلوگیری می کند ،درحالیکه در همین مدت ولی در دمای بالاتر(30 درجه سانتیگراد)میتوان افت کیفیت اسپرم را مشاهده نمود.

*******************************

پروژه حاضر در ایستگاه تحقیقاتی دانشگاه Texas A&M  برروی مولدین نر پرورشی میگوی وانامی که در شوری 1.7 تا 2  پی پی تی پرورش یافته بودند انجام گرفته است.دمای آب در طول دوره تحقیق(42 روز)بر حسب تیمارهای مختلف بین 26 تا 32 درجه سانتیگراد حفظ شد.شوری نیز از روز اول پروژه ، روزانه به میزان 1 پی پی تی افزایش یافته و در نهایت به شوری آب دریا رسید.سه دمای بکارگرفته در این تحقیق عبارت بودند از 26،29 و 30 درجه سانتیگراد.

مولدین در تراکم 1 قطعه در متر مربع در مخازن گرد با قطر 3.7 متر نگهداری شده و هر تیمار دارای سه تکرار بود.همچنین میزان تعویض آب روزانه در حدود 5% اعلام شده است(سیستم مدار بسته).

غذای مورد استفاده حاوی 40% پروتئین بود که بصورت 75% غذای خشک و 25% اسکوئید به میزان 3.5% وزن توده زنده در اختیار مولدین قرار می گرفت.

پارامترهای فیزیکوشیمیائی آب همچون اکسیژن محلول،دما و شوری روزانه ،و pH،نیترات،نیتریت و آمونیاک به شکل هفتگی کنترل و بررسی می شد.بمنظور مطالعه وضعیت اسپرم از نظر کیفی و کمّی(تعداد کل اسپرم و درصد اسپرم غیر طبیعی)اسپرم گیری به شیوه مکانیکی انجام و نمونه هابه آزمایشگاه ارسال می گردید.

معیارهای کیفی اسپرم به شکل زیر دسته بندی شدند :

-          اسپرماتوفور سالم:رنگ سفید با ظاهر طبیعی

-          مرحله ابتدائی تخریب اسپرماتوفور:بروز رنگ قهوه ای مایل به زرد با احتمال ملانیزه شدن در انتهای قدامی اسپرماتوفور.

-          تخریب پیشرفته :اسپرماتوفورها به رنگ قهوه ای تیره یا سیاه درآمده ،ملانیزه شدن در نقاط بیشتری توسعه می یابد.بعضاً تحلیل رفتگی در کناره های اسپرماتوفور دیده می شود.

-          تخریب شدید : معمولاً کل سطح اسپرماتوفور به رنگ سیاه در می آید.تحلیل رفتگی در ساختار بافتی این ناحیه کاملاً مشهود است .

نتایج :

در طول دوره تحقیق ،شوری در حد 36.1 پی پی تی ،اکسیژن بالاتر از 5.9 میلیگرم بر لیتر و pH در محدوده 8.2 حفظ شد.

وزن نهائی میگوها پس از پایان پروژه در هر سه تیمار دارای اختلاف معنی دار نبود.

در ابتدای پروژه ،تمامی میگوها ،اسپرماتوفورهای سالمی داشته و نرهایی که واجد نشانه های شروع تخریب اسپرماتوفور بودند از جمعیت حذف شدند.

اسپرماتوفور در 70% از مولدینی که در دمای 26 درجه سانتیگراد نگهداری شدند سالم باقیماند .به عبارتی تنها حدود 30    در صد از میگوها در این دما پس از 42 روز نگهداری ،نشانه های تحلیل اسپرماتوفور را بروز دادند.

در مقابل ،تحلیل و تخریب پیشرفته و شدید این بافت در تمامی میگوهای نگهداری شده در 29 و 32 درجه سانتیگراد مشهود بود و در هیچیک از این میگو ها اسپرماتوفور سالم دیده نشد.

در ابتدای دوره تحقیق تعداد کل اسپرم موجود در اسپرماتوفور و نیز درصد اسپرم های غیر طبیعی ،تفاوت معنا داری بین تیمارها نداشت.اما پس از 42 روز،مشخص شد که دما تأثیر بسیار چشمگیری بر کیفیت اسپرم داشته است .

متوسط تعداد اسپرم شمارش شده در مولدینی که در دمای 26درجه سانتیگراد نگهداری شده بودند 1.75±18.6میلیون ،در دمای 29 درجه ساتیگراد 0.05±0.1 میلیون و در 32 درجه سانتیگراد 0 بود.به بیان دیگر تمامی اسپرم ها در دمای 32 درجه سانتیگراد از بین رفته بودند.

در خصوص اسپرم های غیر طبیعی نیز در دمای 29 درجه 0.23%±99.7 و در 32 درجه 100 درصد اسپرم ها غیر طبیعی بودند حال آنکه این مقدار در دمای 26 درجه 3.32%±36.7 گزارش شد که با دماهای دیگر اختلاف معنی داری را نشان می دهد.

این تحقیق حساسیت فوق العاده میگوهای نر وانامی را نسبت به دما اثبات کرده و نشان می دهد که  افزایش دما از 26 تا 29 درجه تأثیر چشمگیری بر پارامترهای کیفی و کمّی اسپرم خواهد گذاشت.

در مطالعه مشابهی که تالبوت در 1989 انجام داد ، مشخص شد که در دمای 29.4 درجه سانتیگراد پس از گذشت 35 روز تمامی میگوهای نر گونه L.setiferus  عقیم شدند.

Lawrence و Leung-Trujillo نیز در 1987 بر روی همان گونه(L.setiferus)مطالعه ای انجام دادند که نشان داد میگوهای وحشی نر این گونه ،پس از 5 هفته نگهداری در دمای 27 تا 29 درجه باروری خود را به شکلی چشمگیر (و از نظر آماری معنادار) از دست دادند.البته لازم به ذکر است که بعد از 6 هفته (42 روز)تمامی اسپرم های مولدین مورد آزمایش از بین رفتند.

Dougherty در سالهای 1989 و 1990 پیشنهاد کرد که فرآیند تخریب اسپرماتوفور با تغییرات مرتبط با سن میگوها متناسب است.به عبارتی میگوهای مسن تر نسبت به کاهش کیفیت اسپرم تحت تأثیر دمای محیط نگهداری حساسیت بیشتری دارند.