آبزیستان Abzistan

وبلاگ شیلات،آبزی پروری و علوم زیستی

پروژه تحقیقاتی :تأثیر عمق و تراکم پرورش بر بازماندگی و رشد در میگوی وانامی
ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩   کلمات کلیدی: وانامی ،عمق و تراکم پرورش

بعضی از کارهای تحقیقاتی در دنیا انجام میشه که کفر آدم رو در میاره چرا که نه میشه گفت بیخودیه و نه هم میشه توی قالب کاربردی تفسیرش کرد.اما خوب از همین کارای غیر کاربردی هم شاید  نکات ریزی رو بشه استخراج کرد.نمونه اش همین پروژه تحقیقاتیه که به تازگی در تگزاس انجام و در مجله Aquaculture منتشر شده:

موضوع تحقیق در خصوص تأثیر تراکم ذخیره سازی و عمق بر رشد و بازماندگی میگوی وانامی در دوره پرورش 42 روزه  بوده.میگوها وزن اولیه ای در حدود 0.57± 6.67داشتند و محیط پرورش به صورت Indoor تعریف شده.تراکم ذخیره سازی عبارت بوده از 160،100،60،40  و 20قطعه در متر مربع و عمق مخازن نگهداری20،14،10،7،5 سانتی متر .برای هر تیمار هم 8 تکرار در نظر گرفته شده.

غذای دوره مطالعه 35 درصد پروتئین و 8 درصد لیپید داشته و اکسیژن، دما و شوری بصورت روزانه کنترل می شده.به علاوه کنترل PH،آمونیاک،نیتریت و نیترات هم بصورت هفتگی انجام می گرفته.

در پایان پروژه این نتایج به دست اومده :

اختلاف در بازماندگی در عمق و تراکم های متفاوت،معنی دار بود.بیشترین بازماندگی مربوط بوده به عمق 20 سانتی متر با 97.5 درصد و در تراکم های 100 و 160 قطعه در متر مربع بازماندگی به ترتیب 82 و 63.6% گزارش شده.

همچنین ،تا تراکم 60 قطعه در متر مربع در میزان رشد تفاوت معنی داری مشاهده نشد ولی در تراکم 100 و 160 قطعه در متر مربع میزان رشد هفتگی به ترتیب به 1.36 و 1.14 رسید.همچنین اختلاف در رشد در ارتفاع آب 10،7و5 سانتی متر معنی دار نبود.بیشترین رشد هفتگی به میزان 1.76 گرم در عمق 20 سانتی متر به دست اومد که البته تفاوت معناداری با عمق 14 سانتی متر نداشت.وزن نهائی میگوها بین 13.2 تا 17.8 گرم اندازه گیری شد.در پایان هم نتیجه گیری شده که در عمق های بین 5 تا 20 سانتیمتر میشه میگوی گونه لیتوپنئوس وانامی رو به وزن 14.9 تا 17.2گرم  رسوند.

حالا مرد میخوام بیاد با این عمق پرورش بده.نگفتم کاربردی نیست؟

ضمناً چکیده این پروژه رو میتونید در آدرس

 https://www.was.org/WasMeetings/meetings/mobile/MG_Paper.aspx?i=25391

جستجو کنید.


 
مدیریت استخرهای نرسری در اکوادور
ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩   کلمات کلیدی: نرسری ،اکوادور

لینک زیر مربوط به ترجمه مقاله ای است که سال 2010 در خصوص مدیریت حوضچه های آبراهه ای نرسری(Nursery Raceways)در بولتن Nicovita منتشر شده .اول خواستم متن خام مقاله رو در وبلاگ قرار بدم ولی حیفم اومد چون در ویرایش متن تا حدی روی تصاویر و جداولش هم کار شده بود.در نهایت تصمیم گرفتم در بخش مقالات آپلودش کنم که شما میتونید اون رو از آدرس زیر دریافت کنید:

 http://s3.picofile.com/file/7384730963/nursery_ponds_in_ecuador.pdf.html


 
پرسشهائی در حوزه تکثیر میگو(ضرورت ها)
ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧   کلمات کلیدی: تکثیر میگو

متأسفانه ظرف چند روز اخیر وقفه ای در به روز نمودن وبلاگ و دنبال نمودن مطلب "پرسشهائی در حوزه تکثیر" حادث شد که جا داره از بازدید کنندگان محترم پوزش بطلبم.راستش وقتی خودم به وبلاگی سر می زنم که تاریخ به روز رسانیش حتی یک هفته پیش باشه،دلم میگیره و به سرعت نتیجه میگیرم که" ای وای این یکی هم رفت".ولی در خصوص وبلاگ آبزیستان ، شاید این اتفاق  زیاد تکرار نشه.به هر جهت امیدوارم این مطلب رو بتونیم بطور مستمر تداوم بدیم و تا حدی ،هم دانش خودمون رو به روز کنیم.

اما حالا که این وقفه ناخواسته در مطلب "پرسش های حوزه تکثیر" پیش اومد،بد نیست عللی که این سلسله مطالب رو شروع کردم تببین کنم.

تکثیر میگو در کشور ما و بسیاری از کشورهای دیگه که صاحب این صنعت بصورت سنتی نیستند،فنّ جدیدی محسوب می شه که نیاز به تحقیقات بسیاری برای هدایت صحیح تر داره.این تحقیقات در کشورهای دیگه مثل چین،تایلند،هند،آمریکا ،بلژیک و...از سالها پیش حتی قبل از ورود صنعت به ایران شروع شده و محققین در مورد جنبه های مختلف از فیزیولوژی و تغذیه گرفته تا تأثیر پارامترهای فیزیکو شیمیائی بر جنبه های متنوع تولید ،شروع به طرح سئوال و یافتن پاسخ برای آن شده اند.اما عجیبه که موضوعات مورد تحقیق در کشور ما کمتر در محافل دانشگاهی به این سمت و سو هدایت شده و وقتی پروژه های دانشجوئی در مقاطع مختلف رو می بینیم متوجه این موضوع (مهجور افتادن حوزه تکثیر در بین موارد دیگه مرتبط با میگو)می شیم.حتی اگه کاری هم شده به شرط تقلیدی نبودن،تکراری نبودن و عملیاتی و کاربردی بودن موضوع،دیده می شه که این کار از طرف همکاران تحقیقاتی و یا اجرائی انجام گرفته که این قبیل تحقیقات بسیار اندک بوده و میشه گفت ناچیزه.

در کنار این مشکل ،مواردی هست که گاه و بیگاه در عرصه صنعت بروز میکنه و تکرار اون طی سالهای متوالی، حکایت از حجم بالای مجهولات در این حوزه و نیاز به موشکافی تحقیقاتی و علمی و یا حداقل مرور تحقیقات گذشته داره که متأسفانه نه تنها این مهم انجام نمی شه بلکه به نظر می رسه که اعتقادی هم در بیشتر موارد به اهمیت و کارآئی اون وجود نداره.افتخار کارشناسی استان های پیشرو کشور در زمینه تکثیر میگو (و حتی پرورش )اینه که کارها بصورت روتین در حال اجراست .این افتخار کمی نیست اما مشکل زمانی دردسر ساز میشه که یکی از آیتم های اجرا یا نهاده ها دچار تغییر بشه.مثلاً در تغییر مرحله یکی از مراحل به مرحله بعد تأخیری بوجود بیاد.اینجا دیگه  تسلط علمی و کارشناسی در سطح مدیریت تولید میتونه چاره ساز بشه و این تسلّط هم پرواضحه که با تکرار یک فعالیت روتین بوجود نمیاد و نیاز به مطالعه و کار علمی داره.

بچه که بودم حکایتی رو یه جائی خوندم به این مضمون که "شخصی که در شهر خودش آدم بد شانسی بود یه روز تصمیم می گیره از دیارش بزنه بیرون و راهی جای دیگه ای بشه. می ره به یه شهری و گرسنه می شه.از یه خونه ، غذا طلب می کنه.صاحبخونه غذا رو میاره ولی در کاسه ای که از فرط شسته نشدن جرم زیادی گرفته بود و دیگه گنجایشش کم شده بود.مرد مسافر هم به رسم معرفت بعد از خوردن غذا در جوئی که از اونجا می گذشت ظرف رو می شوره و تمیزش می کنه.صاحبخونه که میاد ظرف رو تحویل بگیره اول میگه این ظرف من نیست ولی مسافر اصرار میکنه که ظرف خودته.خلاصه صاحبخونه از خوشحالی فریاد می زنه و همه رو خبرمیکنه که "ایّهاالناس بیایید که یه نفر پیدا شده ظرف گشاد میکنه".مردم هم که همه از قماش همون صاحبخونه بودن ظرفای جرم گرفته از سر تنبلیشون رو میارن تا مسافر غریبه اونا رو به اصطلاح گشاد کنه.

در صنعت تکثیر و پرورش ما هم کم نبودن مسافرائی که از تایلند و هند و فیلیپین اومدن و ما تنبل ها ظروف جرم گرفته و تنگ خودمون رو دادیم تا اونا گشادش کنن.بعد هم "به به" و "چه چه" کنان هرجا نشستیم و در هر محفلی داد زدیم که "آقا حتی کارگرای تایلندی هم از دکترای ما وارد تر هستند و ...".البته اینکه دانش تکثیر و پرورش میگو در کشور ما علم جدیدیه و باید در پیشرفت اون از تجربه سایر کشورها بهره برد پر واضحه اما بعضی موارد دقیقاً از مصادیق همون مسافر غریبه و صاحبخونه تنبله. مگه مبانی بیولوژی،شیمی،بیوشیمی و...انحصاریه؟مگر نه اینکه ما اینهمه ادوات و ابزار آزمایشگاهی و تحقیقاتی داریم؟مگر عرصه تحقیقات تنگه؟حداقل از همین مقالات منتشز شده در اینترنت نمیشه ایده گرفت؟چرا باید کارشناس میگو  مبانی اطلاعاتیش مبتنی بر شنیده ها از کارگرای خارجی  باشه و خودش هیچوقت تحقیقی در این زمینه که نمی کنه هیچ ،اون عقاید بعضاً اشتباه رو ترویج هم کنه؟چرا هیچوقت میل نداریم باورهامون رو بازنگری کنیم؟

امام فخر رازی رو غالباً به نام شیخ الشّکّاکین میشناسند چون معتقد بود که از شک باید به یقین رسید.میخوام بپرسم چند نفر ازما ورای احترامی که برای این عالم قائلیم پیرو این نظریه هستیم؟اگر این حرف رو آنتونی رابینز ، وین دایر یا پائولو کوئیلو بزنه قبوله ؟چرا این بحث رو پیش کشیدم؟عرض میکنم:

حتماً خاطرتون هست سالهای 87-86 وقتی هنوز یکی دو سالی بیشتر از ورود گونه وانامی به صنعت تکثیر و پرورش میگوی کشور نگذشته بود بین کارشناسای ما رایج شده بود که "جنس نر وانامی لوسه و اگر دست بخوره زود قهر می کنه"!خوب شکی نیست که دستکاری کمتر در مرحله مولد سازی یکی از اصول موفقیته ولی این خاص یک گونه مشخص و به اصطلاح خیلی Species Specific نیست و در مورد سایر موجودات هم صادقه.اما بزرگنمائی و غلوّ در مورد این گونه نورسیده، تا حدود زیادی داشت شکل افسانه به خودش میگرفت و باور نمیکنید اگر بگم بواسطه این شعار کذائی چه فرصت سوزی بزرگی دامن تکثیر در چوئبده رو گرفت.سال 87 یکی از کارشناسان زبده اکوادوری(از همشهریان جناب وانامی) به چوئبده اومده بود تا هدایت تکثیر میگو رو از طرف تعاونی تولید در دست بگیره.این بنده خدا،ماده ها رو توسط اسپرم نرهائی که جفت گیری نمی کردند تلقیح مصنوعی می کرد.اما دلسوزان سینه چاک صنعت با سردادن همین ادعا(قهر جنس نر) نه تنها کارشناس رو از این کار منع کردند که مقدمات خروجش از عرصه رو هم مهیا نمودند.بله به همین راحتی!!!مدتی بعد،وقتی به دلیل گرمای سالن تصمیم گرفتیم مولد های نر رو جابجا کنیم  باز با مخالفت همان سینه چاکان مواجه شدیم ولی اینبار بواسطه اصرار ما و موافقت مدیر کارگاه تصمیم بر انتقال بخش اندکی از مولدین قرار گرفت (البته آقایان، مولدین جابجا شده رو به عنوان حذف از چرخه در نظر گرفتند)و با کمال تعجب از فردای روز انتقال، مولدین جفت گیری خودشون رو بصورت طبیعی شروع کردند و چون محل هم مناسب تر شده بود در غالب مواقع درصد ماده های جفت گیری کرده دو برابر مخازن دیگه بود.

مورد دیگه ای که قصد دارم در اینجا مثال بزنم حکایت پلی کت و تأثیرش روی رسیدگی جنسی تخمدانه.حتم دارم همکارانی که سالهای 73 و 74 در کارگاه تکثیر بندرگاه در خدمتشون بودم یادشون هست که یکی از کارای روتین ما جمع کردن کرم  از زیر ماسه های کنار دریا برای مولدین سمی سولکاتوس بود.از این رو اهمیت استفاده از کرم پلی کت یا الیگوکت در جیره خوراکی مولدین از ابتدا مشخص بود.ولی اینکه وانامی بدون کرم پلی کت محاله بارور بشه از اون حرفاست که البته همین هم تا الان کم مشکل ببار نیاورده.بد نیست دوستان در مورد استفاده از پلی کت مقالات موجود رو مطالعه کنند تا مشخص بشه چقدر تنوع عقاید در زمینه ماده مؤثره کرم در رسیدگی جنسی وجود داره.عده ای این ترکیب رو پروستاگلاندین و عده دیگری DHA و EPA می دونن.یک عده هم اون رو متیل فارنزوآت می دونن که البته تولید این ترپنوئید در غدد فکی(Mandibular organ)سخت پوستان انجام میشه به همین دلیل تولیدش  در کرم  با شک عنوان شده.اما چقدر روی تطبیق مقایسه ای پروفیل این موجود با کرم سفید که در مولد سازی ماهیان خاویاری استفاده می شه کارشده؟چقدر امکان داره با غنی سازی بشه پروفیل کرم سفید رو هم مثل پلی کت بالانس کرد؟البته بارور کردن مولد وانامی رو بنده در پایان نامه خودم با اصلاح ترکیب غذای پلت مولد سازی ساخت کارخانه های داخل کشور(به تنهائی و بدون استفاده از کرم و حتی اسکوئید و بیوماس آرتمیا) هم به نحو مطلوبی در شرایط آزمایشگاهی و بین 3 تا 5 روز انجام دادیم که همین هم نقض همون ادعاست.ادعائی که شاید با توجه به محدودیت منابع طبیعی کرم در ساحل و تعطیلی Sea Bait باید هرچه زودتر در موردش بازنگری انجام بشه.

به هرحال بحث "پرسشهائی در حوزه تکثیر میگو" با این ایده شروع شده و نیاز هست از حالت یک طرفه (اونم با فقر اطلاعاتی که این حقیر از خودم سراغ دارم)خارج بشه.هر سئوالی میتونه جرقه یک ایده جدید باشه و یا یک باور غلط رو اصلاح کنه.انشاءالله این مطالب بتونه مشکلی از این صنعت برطرف  و پیرایه هائی رو که بر دامن اون بسته شده رفع کنه.


 
تاثیر دما بر رفتار تغذیه ای میگوی پا سفید غربی ( litopenaeus vannamei )
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۳   کلمات کلیدی: پرورش میگو وانامی ،تغذیه

تاثیر دما بر رفتار تغذیه ای میگوی پا سفید غربی ( litopenaeus vannamei )

 

                      دکتر کارلوس چنگ    دکتر چالور لیمسوان                                  

مترجمین :

علی محمد یاری مرضیه ناجی

منبع :

Global aquacultures advocate May / June 2012

خلاصه :

 در این بررسی، محققین ، عبور غذا از روده  میگوی وانامی را در شرایط آزمایشگاهی مورد ارزیابی قرار داده اند.  همچنین مصرف غذا از سینی های غذا در چهارنوبت غذا دهی روزانه ، در شرایط مختلف دمائی آب،و در سامانه متراکم پرورش میگو توسط این افراد مورد بررسی قرارگرفته است . نتایج حاصل نشان می دهد که در دمای بیش ازºC 32  مصرف غذا توسط میگوها بسیار سریعتر انجام می شود .

با اینحال، سینی های غذادهی در دمای بالاتر از o31  سانتیگراد ابزار کارآمدی محسوب نمی شوند چراکه در این دما  کل غذای توزیع شده در سینی، یک ساعت پس از غذادهی توسط میگوها مصرف می شود .

   با توجه به دمای محیط پرورش ( آب ) و  سایرعوامل ، سرعت مصرف غذا و

هضم آن توسط میگو متفاوت است .   مطالعه تأثیر دماهای مختلف آب بر فرآیند

تغذیه در میگوی Litopenaeus vannamei درتحقیق آزمایشگاهی و بدنبال آن

عملیات میدانی ذیل، توسط نگارندگان این مقاله  صورت گرفته است :

 پژوهش آزمایشگاهی :

      در پژوهشی که در آزمایشگاه دانشگاه کازت سارت ( Kasetsart

university ) تایلند انجام شد تعدادی  میگوی گونه وانامی، با روده خالی و

متوسط وزن 12 گرم در آکواریومی محتوی آب شور فیلتر شده قرار داده شدند

تا عبور غذا از روده آنها در دماهای 24 ، 26 ، 28 ، 30 ، 32 ، 34 درجه

سلسیوس ، مشابه شرایط معمول دمائی در دوره پرورش میگو ، مورد ارزیابی

قرار گیرد. زمان طی شده در مراحل ذیل اندازه گیری و به ثبت رسید:

  • ·        زمان آغاز مشاهده غذا در روده  .
  • ·        زمانی که  نصف روده از غذا پر شود.
  • ·        زمانی که غذا کاملاً  روده ها را پرکرده و قبل از خروج مدفوع  .
  • ·        زمان آغاز خروج مدفوع از روده
  • ·        شروع مشاهده روده خالی
  • ·        زمان مشاهده روده کاملاً خالی

      مقدار غذای روزانه به میزان 3 % وزن بدن و بر اساس جدول غذادهی تهیه شده  توسط دانشگاه کازت سارت به میگوها داده می شد .به این ترتیب در هر وعده از وعده های سه گانه غذا دهی، میگوها به میزان یک درصد از متوسط وزن خود غذادهی می شدند. پیش از هر بار غذادهی ،پسماند ها  نظیر مدفوع ، پوسته میگوها و غذای مصرف نشده توسط سیفون جمع آوری می گردید.

نتایج آزمایشات :

           در اکثر تیمارها ، پنج دقیقه پس از بلع ، غذا  در روده های خالی

مشاهده شد  ولی اختلاف معنی دار در سرعت گوارش پس از این مرحله بود.

بعنوان مثال ، در دمای 24ºC ،پر شدن روده میگو 55 دقیقه بطول انجامید در

حالیکه در دمای 34ºC ،این زمان تنها 20 دقیقه  پس از  غذادهی ثبت گردید .

زمان شروع خروج مدفوع نیز با توجه به دما متفاوت  بود به طوریکه در    دمای

24ºC این زمان 105 دقیقه و در مقابل در دمای 34ºC این زمان 35 دقیقه پس از

بلع آغاز شد.این نتایج در جدول 1 مورد مقایسه قرار گرفته است .

تحقیق میدانی :

         بررسی  مصرف غذا در دماهای مختلف با استفاده از سینی های غذادهی ، در مزرعه پرورش میگوی The Golden Sunواقع در مائومینگ ، استان گوآنگ دونگ چین در فصول تابستان و پاییز سال 2010 انجام گرفت .           آزمایشات در 8 استخر به مساحت هر یک 0.25 هکتار انجام شد که با تعداد 150 قطعه میگو در متر مربع ذخیره سازی شده بودند. تحقیق از زمان تشدید افزایش مصرف غذا توسط میگوها (وزن متوسط حدود 6 گرم و غذا دهی به  میزان 3.5 درصد وزن بدن میگو)آغاز شده و در انتهای دوره  همزمان با برداشت میگوها  ( 14 گرم متوسط وزن بدن و غذادهی به میزان 2.5 درصد وزن بدن ) خاتمه یافت.     برای تعیین میزان غذای لازم در هر روز ،از جدول غذادهی روزانه استفاده می شد،  با اینحال در این خصوص نتایج بررسی سینی های غذا دهی در اولویت قرار داشت.

مقدار غذائی که  هر روز در سینی های غذا دهی ریخته می شد تنها 4درصد از کل غذای روزانه  بوده  و مابقی در سطح استخر توزیع می گردید . غذادهی  در ساعات 6 صبح ، 10 صبح ، 3 عصر و 6 عصر با توجه به دماهای مختلف و در مقادیر مساوی صورت می گرفت . قبل از توزیع غذا در هر وعده، دمای آب ثبت شده و میزان غذای مصرف شده در سینی ها و یا باقی مانده آنها، 1 تا 3 ساعت پس از هر وعده غذادهی موردبررسی و ارزیابی قرار می گرفت  . افزایش مقدار غذا تا سقف 30 % بیش از میزان توصیه شده در جدول غذادهی نیز انجام می گرفت .

نتایج دسته بندی شده در 3  محدوه دمایی مشخص  ( جدول 2 ) نشان می دهد که در دمای 32 تا 34 درجه سلسیوس ، هیچ گونه غذایی  در سینی غذادهی باقی نمی ماند ، در حالی که در بازه های دمایی 26 تا 28 و 29 تا 31 درجه سانتیگراد، مصرف غذا بر اساس مقدار غذای محاسبه شده(با مقدار اندکی باقی مانده در سینی) بوده است.   در این خصوص جدول شماره 2  اطلاعات تکمیلی را نشان می دهد .

غذادهی در دمای بالا :

          در دوره تابستانه پرورش ، در دمای 32 ºC و   بیش از آن   ، تکثیر بیش از

حد زی شناوران گیاهی مشاهده شد  که دلیل آن احتمالاً آزاد شدن عناصر

مغذی از غذا و انباشته شدن مقادیر زیاد مواد آلی در کف بستر بوده

است.بدنبال آن توده جلبکهای مرده در سطح آب دیده شد.   تحت این شرایط

وجود غذای اضافه  در استخر موجب افزایش ترکیبات سمّی  در کنار تکثیر

ویبریو و سایر باکتریهای بیماریزا و  متعاقب آن  ، بروز تلفات در میگوهای

پرورشی گردید .  شایان ذکر است که در برخی دیگر از استخرهای مزرعه که

خارج از پروژه حاضربوده و  غذادهی در آنها  فقط  3 بار در روز انجام می شد

،ضریب تبدیل غذایی( FCR و بازماندگی بهتری در مقایسه با استخرهای تحت

آزمایش  با غذادهی 4 بار در روز مشاهده شد که احتمالاً به دلیل حذف وعده

غذادهی ساعت 3 عصر، یعنی زمانی که دمای آب به بیش از 32 درجه سانتی

گراد می رسید بوده است.

 چشم انداز :

          یافته های متخصصین تغذیه دانشگاه کازت سارت با تکیه بر مشاهدات

صورت گرفته در این آزمایش نشان می دهد که مناسب ترین دما برای هضم و

جذب بهتر مواد مغذی توسط میگو های وانامی بین 29 و 31 درجه سانتی

گرادمی باشد  که با بهترین محدوده ضریب تبدیل غذایی( FCR)  مشاهده شده

در پروژه نیز منطبق است .    بر اساس آزمایشاتی که در این تحقیق انجام

گرفت ،در محدوده دمایی  24 تا 28 درجه سانتی گراد  گوارش غذا طی3 تا 4

ساعت بطول می انجامد که  نشان میدهد  فاصله بین وعده های  غذادهی 

میبایست  بین 5 تا 6 ساعت در نظر گرفته شود تا هضم و مصرف غذای هر

وعده بطور کامل صورت پذیرد.   از طرف دیگر در دمای بیش از  32ºC،میزان

مصرف غذا و گوارش آن سریعتر اتفاق می افتد اما افزودن مقدار غذا در این دما

این خطر را به دنبال دارد که مواد آلی در بستر استخر تجمع یافته و موجب بروز

شکوفائی بیش از حد زی شناوران گیاهی و تکثیر باکتری های بیماریزا نظیر

ویبریو گردد. نهایتاً در پایان این آزمایش مشاهده شدکه بعد از حذف وعده

غذادهی در دمای بالاتر از 32 درجه سانتیگراد ، وضعیت استخر و بطور کلی

شرایط تولید بهبود یافت.  


 
استخرهای نرسری در چوئبده - آبادان
ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٢   کلمات کلیدی: نرسری

استخرهای نرسری یا نوزادگاهی سازه های جدیدی در آبزی پروری محسوب نمی شوند اما دیدگاه های نوینی که به تازگی در زمینه بهداشت و کنترل بیماری ها بر صنعت پرورش میگو حاکم گردیده ،باعث شده نگرش مدیریتی و نوع بکارگیری این سازه ها تا حد زیادی تغییر کرده و از یک حلقه تقریباً قابل حذف و خنثی در سیستم های قدیمی تر  تکثیر(چنانکه در تبدیل سیستم گالوستون به ترکیبی شاهدش بودیم)،به ابزاری مدیریتی در مزارع پرورش مبدل شوند.

در این زمینه حتی شاید بتوان به فراگیر تر شدن نرسری های گلخانه ای در قیاس با انواع روباز نیز بعنوان سازه های کارآمد کنترل بیماری و افزایش طول دوره پرورش  اشاره ویژه نمود.

به هرحال آنچه در زمینه کاربرد نرسری در سالهای اخیر بیش از همه مورد توجه بوده را میتوان در سه گروه کلی زیر جای داد:

- افزایش طول دوره پرورش:که شامل امکان پذیر نمودن پرورش در دو یا سه دوره در سال و یا صرفاً طولانی نمودن تعداد روز پرورش در مناطقی با محدودیت های اقلیمی می گردد.

- مدیریت بهداشت و بیماریها در نقاطی که دارای سابقه بروز بیماری هستند.

- مدیریت تغذیه به منظور کاهش هزینه های تولید.

اما در این میان باید گفت،نرسری هرچه که باشد،فی نفسه سازه ای است که خود قادر به معجزه نیست.به عبارت ساده تر ،انتظارات پرورش دهندگان از این سازه و ابزار صرفاً می بایست در حد واقعیات مترتب بر یک ساختار صلب و سامانه مدیریتی  باشد و نه چیزی فراتر از آن.اشاره بنده در اینجا بیشتر به انتظارات و توقعاتی است که گهگاه از سوی پرورش دهندگان و حتی مدیران و کارشناسان بخش دولتی ابراز می شود.آنچه از استخرهای نرسری میتوان انتظار داشت نباید شامل "رشد جبرانی" یا compensatory gain  باشد هرچند بسته به ظرفیت تولید یک سیستم پرورش ،این موضوع خود قابل بحث است.اما مزایای سیستم نرسری در جای خود آنچنان سودمند و مفید هست که دیگر نیازی به غلوّ و آرایه چیدن بر پیکر  مطلوبیتهای این سازه احساس نشود. 

در زیر تصاویری از استخر نرسری احداث شده در مزرعه اتحاد آبادان به مدیریت آقایان مهندس نصاری و مهندس غانمی احداث شده است.این تصاویر حین رها سازی پست لارو در استخر برداشته شده و در هرمورد ،توضیحاتی نیز در زیر عکس قرار داده شده است:

نمای خارجی استخر نرسری:پوشش گلخانه ای این استخر علاوه بر مقاصد بهداشتی ،بیشتربه منظور حفظ دمای مناسب در اوائل سال در نظر گرفته شده و در روزهای اخیر با گرمتر شدن هوای منطقه دو پنجره در دو ضلع طولی نرسری تعبیه شده است.

کارگر مزرعه در حال رها سازی لارو به درون استخر.رها سازی پس از آداپتاسیون درحال انجام است هر چند تنظیم شوری حمل در کارگاه تکثیر تا حد ممکن انجام شده  به نحویکه شوری مخزن حمل(آب کارگاه تکثیر)18پی پی تی و شوری استخر 15 پی پی تی بود.

نمائی از استخر نرسری در چوئبده.کف روی آب ناشی از هوادهی است که توسط یکدستگاه دمنده(Air Blower)تأمین می شود.

این هم عکس بنده در کنار آقای عبدالحسین قاضی(دانشجوی دکترا) از دانشگاه علوم دریائی بصره (کشور عراق) که جهت آموزش در زمینه تکثیر ،پس از فراگیری دروس تئوریک که پارسال در خوزستان انجام گرفت ،امسال نیز در خدمتشان هستیم.عراقیها قویّاً به دنبال انتقال بیوتکنیک تکثیر میگو به کشور خود جهت تکثیر و بازسازی ذخایرشان می باشند.


 
ّFortilin و نقش آن در جلوگیری از ابتلا به ویروس بیماری لکه سفید
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۱   کلمات کلیدی: fortilin ،لکه سفید

به نظر می رسد متخصصین بیماری های آبزیان در گوشه و کنار دنیا تمامی همّ و غمّ خود را مصروف شکست دادن غول بیماری های ویروسی بخصوص لکه سفید میگو نموده اند و خوشبختانه تا به امروز نیز این تلاش و مساعی در موارد بسیاری به بار نشسته است.استفاده از محرک های سیستم ایمنی یکی از این موارد است که بواسطه غیر اختصاصی بودن دفاع ایمنی میگو،با محدودیت هائی مواجه بوده هرچند تأثیرات مثبت آن رانیز نمیتوان اندک دانست.

اما جدیدترین کاری که در این زمینه انجام شده تا حد زیادی حاصل دانش پزشکانی است که در جهت مبارزه با سرطان راهکارهای نوین را می آزمایند.

Fortilin نام پروتئینی است که در سیتوپلاسم و هسته سلول ها یافت شده و عامل راه اندازی پروتئین P53  و سرکوب روند خودکشی سلولی(آپوپتوزیس) در موارد ابتلا به سرطان است.این مولکول پروتئینی، 172 اسید آمینه داشته و در پستانداران تا گیاهان دیده شده است.هرچند این پلی پپتید در همه سلولها مشاهده شده اما محل عمده ترجمه آن،سلول های کلیه،کبد و روده کوچک می باشد.

مولکول Fortilin بصورت نوترکیب نیز توسط مخمر تولید شده و در تحقیقات سرطان شناسی مورد استفاده قرار میگیرد. اخیراً در آمریکا،محققین موفق شده اند با استفاده از Pm-Fortilin)  Fortilin استخراج شده از پنئوس مونودون)که بصورت نوترکیب (recombinant) توسط سلول مخمر تولید شده بود (rFortilin)در لیتوپنئوس وانامی، بیماری زائی ویروس لکه سفید را مهار نمایند.در این پروژه که چکیده آن را سایت شریمپ نیوز منتشر نموده هیچیک از 20 میگوئی که به آنها Pm-Fortilin تزریق شده بود به بیماری لکه سفید مبتلا نشدند.در تست خوراکی این ترکیب نیز(که بالطّبع کاربردی تر است) گروهی که غذای آنها با 5% از Fortilin  تیمار شده بود بازماندگی بالاتری نسبت به گروه 1%نشان دادند.اما نکته جالبتر در این پروژه ، نتیجه تست PCR میگوهای مورد مطالعه بود که علیرغم چالش با ویروس هیچیک از میگوهای زنده نه تنها علائم بیماری را نشان ندادند بلکه حتی سلولهای آنهانیز فاقد ژنوم ویروس بود.به عبارتی Fortilin سبب شده بود تا ویروس از وارد نمودن ژنوم خود به ژنوم میگو ناتوان بوده و بافت میگو عاری از هرگونه نشانه ای از ویروس باقی بماند. 


 
پرسشهائی در حوزه تکثیر میگو(بخش سوم)
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۱   کلمات کلیدی:

از جمله دیگر موارد مطروحه در ابتدای فصل و بویژه در زمان تهیه ناپلی از سایر کارگاههای تأمین کننده این نهاده،پرسش در زمینه کیفیت ناپلی های تولیدی در تخمریزی های ابتدائی یا غیر از آن است.ساده تر اینکه،ناپلی تحویلی از "شکم اول مولدین"آیا مناسب هست یا خیر؟

Racotta  و Palacios در مقاله ای که سال انتشار آن 2003 می باشد،مجموعه تقریباً جامعی را از نتایج تحقیقاتی که تا آن زمان در این خصوص ارائه شده بود جمع آوری کرده اند.این تحقیقات بر روی گونه های متنوعی انجام گرفته و بالطّبع خصوصیات گونه ای و نیز منشأتهیه مولد در این زمینه بی تأثیر نیست.اما با اطلاع از آنها میتوان دیدی کلی در این زمینه حاصل و قضاوتی منصفانه  به عمل آورد:

 


 
پرسشهائی در حوزه تکثیرمیگو(بخش دوم)
ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٩   کلمات کلیدی:

در بخش قبلی از این مطلب، نمودارهائی ارائه گردید که بدون ذکر گونه خاصی تأثیر زمان نگهداری مولدین در سیکل تولید و تأثیر این زمان را بر عملکرد تولید آنها نشان می داد.در این مطلب جدولی تهیه شده که خلاصه تر از مطلب پیشین و شاید تا حدی گویاتر باشد.

اما نخست اجازه می خواهم در مورد این رشته مطالب که از روز پیش در این وبلاگ منتشر شده و در روزهای آتی نیز انشاءالله تداوم خواهد یافت نکته ای را یادآوری نمایم.شاید برای تعدادی از بازدید کنندگان گرامی این سئوال پیش آمده باشد که اصولاً زمان نگهداری مولد در چرخه تولید چرا می بایست در وهله نخست اهمیت قرار گیرد؟

در پاسخ این دوستان باید گفت،بواسطه توصیه بعضی از کارشناسان تولید که در سالهای اخیر در کارگاههای تکثیر میگو مستقر شده اند،مدیران کارگاهها از حدود یکماه و بعضاً پانزده روز پیش از آغاز دوره تکثیر تمایل خود به انتقال مولدین را به تأسیسات برود استوک کارگاه خود تسلیم مرکز مولد سازی مینمودند.حتی برخی ابراز تمایل می کردند(و هنوز هم این تمایل وجود دارد)تا بخشی از دوره مولد سازی در کارگاه های ایشان طی شود با این توجیه که دوره خوگیری و تطابق پذیری مولدین در کارگاه ها هرچه بالاتر باشد بازماندگی لارو و بطورکلی عملکرد تولید افزایش می یابد.لذا در چرخه تکثیر ،که از زمان انتقال مولد به کارگاه تا خروج پست لارو از آن بطول می انجامد،نخستین مسئله پرسش برانگیز ،همین مورد می باشد که "اصولاً این خواسته کارشناسان و مدیران کارگاه ها تا چه اندازه بر منطق مطالعاتی و تحقیقاتی استوار است؟".درمطالب حاضر سعی شده ابتدا به این پرسش پرداخته و پس از آن سن مولد،تأثیر فاکتورهای مختلف بیوشیمیائی و ژنتیکی و حتی عقاید موجود در خصوص نوع تغذیه مولدین مورد بحث قرار گیرد.

***

در جدول زیر نتیجه تعدادی از تحقیقات در خصوص مولدین میگوی پنائیده حول محور تأثیر زمان نگهداری در چرخه تولید آورده شده است:


 
پرسشهائی در حوزه تکثیرمیگو
ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۸   کلمات کلیدی:

این روزها با شروع بکار مراکز تکثیر،بعضی سئوالات که گروهی تکراری و گروهی نیز بر حسب تجربه بیشتری که هر ساله مدیران کارگاه های تکثیر کسب می کنند،جدیدتر و بالطبع بحث برانگیز تر می باشند،در این حوزه مطرح می شود.

چه خوب می شد اگر گروه های اینترنتی فعال ما در زمینه تکثیر و پرورش میگو به محفلی برای پاسخ به این سئوالات مبدل می شدند تا هم صنعت پرورش میگوی ما از این غربت خارج گردد و هم بر غنای اطلاعاتی دست اندرکاران آن اعم از کارشناسان و مدیران و حتی دانشجویان و سایر علاقمندان این عرصه افزوده شود.

 حقیر بر حسب تجربه، اطمینان دارم جزایر اکنون جدا افتاده از یکدیگردر بخش های علمی ،تحقیقاتی و اجرائی دست اندر کار امر صنعت میگو،از پتانسیل بسیار بالائی برخوردار بوده و با جریان یافتن این توان در کالبد نیمه جان کنونی صنعت ، در آینده ای نزدیک شاهد اعتلای جایگاه آن در منطقه و جهان خواهیم بود .با اینحال تکرار وضع کنونی نه تنها به سود ما نیست و آتیه روشنی را رقم نمی زند که افقی تیره را نیز من حیث کاهش توان رقابت در منطقه و جهان فراروی صنعت متجلی خواهد ساخت.

اما اجازه می خواهم مجدداً به موضوع اصلی  مطلب حاضر برگردم:

از جمله پرسش هائی که بخصوص در اوائل دوره تکثیر مطرح می شود در خصوص تاثیر زمان نگهداری مولد در کارگاه بر کیفیت لارو تولیدی است.به عبارت دیگر اینکه دوره نگهداری مولد تا زمان تخمریزی طولانی تر باشد و به اصطلاح مولد با شرایط کارگاه تکثیر بیشتر خو بگیرد خوب است یا بد؟ 

این مسئله را محققین زیادی در مطالعات خود مورد بررسی قرار داده و هریک به تناسب گونه و شرایط تحقیق،پاسخی ارائه نموده اند .بر این اساس ارائه یک پاسخ کلی و رد یا قبول یکی از مفروضات را نمی توان دربست و بطور کامل پذیرفت اما شاید نمودارهای زیر ملاک و معیار مناسبی برای دیدگاه های متفاوت باشد:

 

   

 

 

 

در توضیح این نمودارها می بایست مواردی را متذکر شوم:

نخست اینکه نمودارها از پاورپوینت خانم Elena Palacius استخراج شده و به واسطه فقدان هرگونه توضیحی در خصوص گونه های مورد بررسی دست بنده نیز در این مورد بسته بود.ثانیاً اصل نمودارها از فایل پاورپوینت قابل استخراج نبود به همین لحاظ ارقام حتی المقدور سعی شده تا نزدیک به اصل در نمودار انتخاب شود و نمودار حاصله ارائه دهنده شمای کلی ازنتیجه تحقیق یا برآیند نتایج تحقیقاتی بوده که در اصل مقاله به آنها استناد گردیده است.


 
پرورش ماهی در انهار نخیلات
ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٢   کلمات کلیدی: پرورش ماهی در انهار نخیلات

یکی از جنبه های برجسته در قابلیت های جزیره آبادان،کشاورزی و علی الخصوص تولید خرما در نخیلات این جزیره است که سابقه ای طولانی و تاریخی در این منطقه دارد.مجاورت با دو رودخانه پر آب دائمی کشور(اروند و بهمنشیر)جلگه ای مستعد و سرشار از پتانسیل های مطلوب کشاورزی فراهم نموده که در کنار آب و هوای گرم،این ناحیه را جهت کشت خرما بسیار مساعد کرده است.

از طرفی شیوه آبیاری این مزارع،از طریق نهرهائی بوده که به تناسب قرار گرفتن در مجاورت منابع آبی منطقه،عمود بر یکی از رودخانه های اروند و یا بهمنشیر ،نخلستانهای جزیره را به شکل جزر و مدی آبیاری می کرده است.حجم آبگیری این انهار به تناسب از نهر اصلی(بزرگ)تا انهار واسط و سپس انتهائی(کوچکترین نهر) متغیر می باشد.

این مقدمه شاید تا حدی برای بازدید کنندگان وبلاگ آبزیستان غریب و نامتعارف باشد ولی باور کنید برای ورود به بحث اصلی ،پیش زمینه ای ناگزیر است.

از چند سال پیش کشورهای منطقه و جهان شروع به مدیریت منابع آبی خود به شیوه ای نموده اند که بهره وری بالاتری از حجم محدود منابع در دسترس را کسب کنند و این خود حکایت از نگرش هوشمندانه ایشان به این مقوله دارد.از طرف دیگر افزایش جمعیت جهان در سال های اخیر بحثی را تحت عنوان "جنگ آب" حتی در محافل دیپلماتیک جهان مطرح ساخته و اهمیت این نعمت خدادادی را بیش از پیش بر نوع بشر عیان نموده است.همین عامل(افزایش جمعیت) محققین را بر آن داشت تا درمسیر کشف و ابداع راههای نوین تولید غذا و انرژی راهکارهای مختلفی را با تلفیق علوم و روشهای کاربردی بیازمایند. 

اما حکایت تاکنون در بسیاری از کشورهای جهان سوم(در حال توسعه و یا توسعه نیافته)متفاوت بوده است.در حقیقت محافل علمی و اجرائی در این کشورها یا اصلا به این موارد توجهی ننموده اند و یا راه را غالبا به خطا رفته و راه حل را در جای دیگری (الگوبرداری صرف و ...)سراغ می گیرند.

از جمله پتانسیلهای بسیار مطرحی که میتوان با اتکای به آن بر بخشی از مشکلات اقتصادی و حتی اجتماعی مناطق روستائی کشور تفوق یافت استفاده بهینه و هدایت منابع موجود در این مناطق به مسیر بهره وری است.

بنده نیز در این مطلب در پی واگوئی یکی از تجاربی هستم که بحمدالله،با همکاری بخش متبوعه خود(اداره کل شیلات خوزستان)طی روزهای جاری آغاز فاز دوم اجرا را تجربه مینماید:"پرورش ماهی کپور در انهار کشاورزی نخیلات".

چنانکه پیش ازاین نیز گفته شد ،این انهار از رودخانه آب شیرین(سابقاً اروند و بهمنشیر و در سالیان اخیر با شورشدن نسبی اروند ،منحصراً بهمنشیر)مشروب شده ،تنها در بخش محدودی ازسال به شیوه جزر و مدی نخلستانهای جزیره آبادان را آبیاری میکنند.تجربه باستانی اقوام ازتک (رجوع شود به کانالهای موسوم به چینامپاس در بحث آکواپونیک)،سابقه چین و تایلند و همین اواخر، کشور ایران در پرورش ماهی در شالیزار حاکی از عدم منافات بین نگهداری و پرورش آبزیان با زراعت گیاهان بوده و حتی منافعی را بر این همزیستی مترتب می نماید.به علاوه با وجود محدودیت در منابع تولید،به نظر می رسد بخشهای ذیربط(و در عمل بی ربط و موازی)می بایست در خصوص تلفیق منابع و تدوین شیوه های نوین بهره وری ،این ایده ها را تقویت و هدایت نمایند(که در کشور عزیز و مدیر پرورمان ،به نظر آرزوئی دست نیافتنی است)به هرحال،این طرح با انگیزه افزایش سطح اقتصاد خانوار روستائی و کاهش سرعت مهاجرت ازروستا به شهر و نیز اشتغال زائی پایدار در مناطق محروم ارائه و اجرا شده و هدف غائی آن صد البته،ترویج فرهنگ کار،تولید غذای سالم و خارج ساختن بخش کشاورزی سنّتی (به سهم خود)از خمودگی مسلّطی است که به آن دچار گردیده است،انشاءالله. 

از راست به چپ:آقای خلیل طلاوری- نشسته روی تخته پل(کارشناس تشکّلهای آبزی پروری شیلات خوزستان)،آقای مهندس حمیدی نژاد-در حال رها سازی بچه ماهی در نهر(کارشناس تکثیر و پرورش ماهی شیلات خوزستان)،آقای جهانگیر شرافت-پشت سر آقای مهندس حمیدی نژاد(کارشناس ترویج آبزی پروری)-روستای شلحه ثوامر12 اردیبهشت 91

اینم بنده(علی قوام پور) در حال شمارش و تحویل بچه ماهی به یکی از مزرعه داران در روستای طرّه بخاخ(12اردیبهشت91)

آقایان مهندس حمیدی نژاد و شرافت در حال پکینگ بچه ماهی جهت ارسال به مزارع روستاهای طرّه بخاخ،حیّر و رمیله(12 اردیبهشت 91).

تعدادی از روستائیان مشارکت کننده در پروژه پرورش ماهی در انهار نخیلات،در انتظار دریافت سهمیه بچه ماهی تعیین شده(این سهمیه بر اساس مساحت آماده سازی شده نهر و بصورت رایگان توسط شیلات خوزستان توزیع گردید12اردیبهشت 91).


 
آکواپونیک
ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٩   کلمات کلیدی: آکواپونیک

آکواپونیک ،تلفیقی از هیدروپونیک و آبزی پروری

گردآوری:

علی قوام پور

بشر امروز با بهره گیری از علوم مختلف و در موارد بسیاری،توأم نمودن هوشمندانه  جنبه های متنوع علوم با یکدیگر،تلاش می کند تا از حداقل امکانات،بیشترین بهره وری را کسب نماید.این مقوله در جنبه های گوناگونی از زندگی مدرن نمود داشته و دامنه آن بطور مستمر رو به افزایش است.

هر چند به نظر نمی رسد بتوان در زمینه ترکیب علوم با یکدیگر محدودیتی قائل شد ،با اینحال در علوم کاربردی ،اثر بخشی این رویکرد ملموس تر بوده و کارائی مؤثرتری خواهد داشت.

یکی از نمونه های مثال زدنی و جالب در اینخصوص،آکواپونیک به معنی تلفیق آبزی پروری(Aquaculture)با هیدروپونیک(Hydroponics به مفهوم کشت گیاه بدون استفاده از خاک)می باشد.

در مورد پیشینه آکواپونیک گفته می شود ازتک ها از اولین اقوامی بوده اند که کشاورزی را به نوعی در تلفیق با آبزی پروری مورد استفاده قرار می دادند.این قوم ساکن آمریکای جنوبی، آب آبگیرهای راکد غنی از مواد مغذی(بواسطه وجود مواد دفعی آبزیان )را از طریق شبکه ای از کانال های آبرسان موسوم به Chinampas  به اراضی کشاورزی اطراف می رساندند.

از طرفی در چین،تایلند ،اندونزی و هند،پرورش آبزیان در مزارع برنج مقاوم به آب شور(Paddy fields)قدمت زیادی داشته و تمدن شرق دور از این روش در تولید غذا بهره زیادی برده است.

شالیزارهای paddy (محل کشت برنج مقاوم به آب شور)درحاشیه اقیانوس( اندونزی)

اما علیرغم ریشه تاریخی آکواپونیک در تاریخ  ازتکها و یا  در تمدن شرق دور نظیرچین و تایلند ،شاید اجرای سیستماتیک آن به شیوه ای که بتوان این فنّاوری را به عنوان راهکاری قابل اتکا جهت تولید پایدار غذا محسوب نمود،از اوائل دهه هشتاد میلادی آغاز شده و به نظر می رسد تلاش های تا قبل از این دهه چندان موفق نبوده است .تنها موردی که در این خصوص با توفیق نسبی همراه بوده را شاید بتوان کاری دانست که جان و نانسی تاد با همکاری ویلیام مک لارنی در انستیتو کیمیاگری که خود در سال 1969 بنیان نهاده بودند،به انجام رساندند.این افراد گلخانه ای احداث کردند تا  پناهگاهی برای یک خانواده چهارنفره بوده و در طول سال نیاز غذائی به ماهی و سبزیجات به روشی که امروزه آکواپونیک خوانده می شود ،تأمین گردد.

 در اواخر دهه 80 میلادی(1988) ،Mark Mc Murtry دانشجوی دکترای دانشگاه کارولینای شمالی به اتفاق پروفسور Doug Sanders نخستین نمونه از سیستم بسته آکواپونیک را ابداع نمودند.آنها نام این سیستم را Aqua-vege culture نهادند.پس از آن تحقیقات زیادی در کشورهای مختلف برروی گونه های متنوع ماهی و گیاه (بر حسب تنوع جغرافیائی)از کشورهای توسعه یافته تا درحال توسعه نظیرکانادا،آمریکا، بنگلادش و تایوان انجام شد که نتایج همه آنها دالّ بر موفقیت این شیوه و بهره وری بالاتر نسبت به اجرای جداگانه هر سیستم (آبزی پروری و هیدروپونیک )بوده است .

در ایران نیز پرورش توأم ماهی و برنج در شالیزارها نمونه ای از همین سیستم است که تاکنون در قالب پروژه های تحقیقاتی و ترویجی در نقاظ مختلف کشور به اجرا در آمده هرچند ،چنانکه پس از این نیز خواهد آمد،فضای کار وسیع تری در این زمینه موجود است.

مبانی سیستم آکواپونیک :

هردو سیستم آبزی پروری و هیدروپونیک در کنار تمامی موارد مثبت خود،جنبه های منفی نیز دارند که غالباً نادیده گرفته می شود.هیدروپونیک نیازمند فراهم نمودن مواد مغذی مورد نیاز گیاه است که با هزینه ای بالا تهیه شده و به محیط تزریق می گردد.از طرفی در مقاطعی،به دلیل نیاز به پاکسازی محیط کشت و کاهش خطر آلودگی ،کل سیستم بایستی تخلیه و شستشو شودکه این مرحله نیز به آلودگی محیط زیست اطراف و هدررفت مواد مغذی منجر خواهد گردید.

در آبزی پروری نیز نیاز به تخلیه مقطعی پسماند و متابولیت های دفعی موجود آبزی وجود دارد که در میان آنها مواد  دفعی،غذای خورده نشده ،مواد ناشی از مرگ وتجزیه فیتوپلانکتونها و سایر مواد آلی شکل گرفته در بستر را میتوان نام برد و همگی حاوی مواد مغذی است که اگرچه برای آبزی مضر است با اینحال سرشار از عناصر معدنی مورد نیاز گیاه می باشد.به علاوه تعویض آب و تبخیر در مخازن آبزی پروری(استخر،تانک و...)روزانه مقادیر معتنابهی آب را از این محیط خارج می سازد که در محیط های کم آب و خشک نظیر مناطق مرکزی و جنوبی کشور ایران ،مورد مثبتی به نظر نمی رسد.

امّا هرگاه این دو سیستم (آبزی پروری و هیدروپونیک و یا حتی کشاورزی به شکل سنّتی آن) بصورت توأم با یکدیگر به کار گرفته شوند این معایب به نکات مثبت بدل می شود.به بیان دیگر جنبه های مثبت آبزی پروری و هیدروپونیک به قوّه خود باقی مانده و معایب تا حدّ زیادی برطرف می گردد.

شمای کلی سیستم آکواپونیک :

شکل ساده سیستم آکواپونیک شامل یک مخزن پرورش ماهی است که آب از سطوح نزدیک به بستر آن به محیط کشت گیاهان (هیدروپونیک و یا سنّتی) پمپ می شود.آب حاوی مواد دفعی که از مخزن پرورش آبزی به محیط کشت گیاه وارد شده با ریشه گیاه تماس حاصل نموده ،آب و مواد مغذی مورد نیاز گیاه را به ریشه منتقل نموده و مابقی پس از گذر از بستر حاوی ماسه،پرلیت و یا رس حجیم شده(که معمولاً در بستر کشت های هیدرو پونیک مورد استفاده قرار می گیرد)علاوه بر تجزیه توسط باکتریهای موجود روی سطح  ذرّات تشکیل دهنده بستر،فیلتر شده ، جلبک ها و سایر مواد معلق را در بین دانه های بستر برجای میگذارد و بصورت آب تازه مجدّداً وارد مخزن پرورش آبزی می گردد.گفته می شود میزان آب مورد نیاز این روش حدود 10 درصد آبی است که در شیوه های مرسوم و سنّتی کشاورزی استفاده می شود.

چنانکه اشاره شد گونه های بسیار متنوّعی از آبزیان و یا رستنی های مختلف در این سیستم قابل کشت است که انتخاب آنها بستگی تام به منطقه جغرافیائی و اقلیمی و سلیقه پرورش دهنده دارد.

این شیوه را در ایران علاوه بر مزارع نسبتاً وسیع کشاورزی می توان در سطح مزارع کوچک و حتی در باغچه های کوچک خانگی نیز ترویج نمود.متون جالبی در زمینه احداث سیستم آکواپونیک در منازل (گاراژ و باغچه های خانگی)منتشر شده که پیاده سازی آنها در اماکن مسکونی،شهرک ها و ... ترویج تغذیه آبزیان و کشاورزی را بصورت توأم در پی خواهد داشت .