آبزیستان Abzistan

وبلاگ شیلات،آبزی پروری و علوم زیستی

ماهی عجیبی از جنس طلا!!!
ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٩   کلمات کلیدی:

بعد از مدت ها یک مطلب اینترنتی جالب در مورد آبزیان پیدا کردم که برای اطلاع شما در این پست قرار می دم :

یک ماهی شگفت انگیز که در آبهای اطراف تایوان کشف شده و در موزه طبیعت تایوان نگهداری می شود.

این ماهی کاملا به رنگ طلایی است و دانشمندان قسمت هایی از بدن این ماهی زیبا را دارای طلای خالص 24 عیار میدانند !


 
پوست اندازی ، این بار در صنعت میگوی چوئبده
ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۳   کلمات کلیدی: میگو ،چوئبده

همه عادت کرده ایم به اینکه پوست اندازی  در میگوها را به عنوان یک فرآیند فیزیولوژیک برای رشد یا پاسخ به یک محرک بررسی کنیم.اما این مسئله کم کم صنعت میگو را هم به خود دچار نموده ،و امید می رود همچنانکه در حالت معمول به رشد میگو می انجامد در اینجا نیز   موجب تعالی و توسعه  صنعت گردد.

با آغاز دوره جدید پرورش میگو  در سایت چوئبده بازدیدهای معمول کارشناسی هم به صورت  جدی تر و با نظم بیشتری در حال برنامه ریزی و اجراست .اما یکی دو سالی است که به نظر می رسد  اتفاق خاصی در میگوی چوئبده  در حال وقوع است.اتفاقی که میتوان گفت به نوعی شروع یک دگردیسی در شرایط کلی حاکم بر صنعت میگو در منطقه به حساب می آید. این عبارت دگر دیسی نه تعارف و نه مبالغه ،که عین حقیقت و یا محتاطانه تر،بخش عمده ای از واقعیت موجود است.

البته مقدمات این دگردیسی از دو سه سال قبل آغاز شد یعنی زمانی که هسته اولیه تشکل های صنفی خرد آنهم نه به صورت دستوری که به شکل خودجوش پا گرفت.

درک درستی که اعضای این تشکل از واقعیت و الزامات جاری در صنعت تکثیر و پرورش میگوی کشور به دست آورده بودند در کنار شناخت و مدیریت صحیح منابع و امکانات موجود سبب شد تا به تدریج و در زمانی کوتاه نه تنها مسیر  توسعه را در میان ناکجا آباد بحران زده پرورش میگو چوئبده بیابند که به مرور زمان  شکل خاصی از سیستم کار در کنار بیماری را نیز معرفی کنند که من ،حالا به هر دلیل(شما فرض کنید عرق و حمیّت استانی) میل دارم آن را "سیستم خوزستانی" لقب دهم.منطق این نام گذاری را نیز همان می دانم که سبب شد سیستم های ژاپنی،گالوستون و ترکیبی در تکثیر میگوی جهان شکل بگیرد.هرچند در شکل گیری سیستم خوزستانی عواملی از بیرون و درون ،جبری و یا اختیاری ، نقشی عمده داشته اند.

در سیستم خوزستانی ،به منظور کار در کنار بیماری ،مدیریت آب در درجه نخست اهمیت قرار گرفته است ،چرا که همه ، از متولی گرفته تا بهره بردار به این نتیجه رسیده اند(و یا دیگر ابائی از اعتراف ندارند) که منابع آبی منطقه آلوده بوده و ناقلین بیماری در این منابع تهدید بالقوه ای برای صنعت محسوب می گردند.به این منظور توجه ویژه ای به فیلتراسیون می شود و در این راستا از فیلتر شنی تا فیلترهای پارچه ای و استخرهای ذخیره همه مدّنظر قرار داشته و به صورت بهینه و کارآمد می بایست مورد استفاده قرار گیرند.

 

به نظر می رسد در سیستم خوزستانی،بواسطه تقویم کوتاه پرورش ،استخرهای نرسری جایگاه ویژه ای پیدا خواهند نمود ،همچنانکه در سالجاری احداث و بکارگیری  این استخرها در تعدادی از مزارع آغاز گردیده است.

در این سیستم ،تشکل های خرد،تأمین نهاده ها و روابط حاکم بر حلقه های بالا دستی و پائین دستی صنعت را مدیریت میکنند تا در شرایطی که سابقه چندین باره بیماری و بروز تلفات در مزارع پرورش ،حتی برخی نهادهای دولتی را نیز به ایزوله سازی این صنعت در قاب استان متقاعد کرده (رجوع کنید به ممنوعیت ارسال پست لارو مازاد بر نیاز استان خوزستان در سال گذشته به  بوشهر علیرغم عدم وجود حتی یک مورد بروز بیماری در کارگاه های تکثیر استان خوزستان  و مقایسه کنید با رفتار نه چندان عادلانه همان نهاد!؟ را در اعطای مجوز صدور مولد ،ناپلی و پست لارو از مراکز تکثیر سایر استانها حتی  با دارا بودن حداقل دو تا سه گزارش آلودگی طی چند سال اخیر، به استان خوزستان) برنامه ریزی جهت هرچه بهتر مهیا نمودن نهاده های لازم و هماهنگی با خریداران داخلی و خارجی محصول را خود ،بطور متمرکز در درون  تشکل  صورت دهند.

در سیستم خوزستانی ،بومی سازی و مولد سازی میگو از اهمیت ویژه ای برخوردار است چرا که به لحاظ پارامترهای آب، کنترل و برنامه ریزی جهت آمیزش انتخابی و نیز ایمنی زیستی،می بایست با دقت و حساسیت افزون تری دنبال گردد(هرچند این مهم هنوز از دید بهره برداران و حتی برخی متولّیان مغفول مانده است).

اما در مسیر تداوم و بلوغ این سیستم همچنان آفات و بلایای بسیاری قد علم کرده اند که از جمله مهمترین آنها می توان به ناهمگونی و تشتت راهبرد اعضاء ،ناشی از عدول از اصل خودجوشی در شکل گیری تشکل  اشاره کرد که الحق تجربه تلخ و عبرت آموزی برای دست اندرکاران صنعت در چند سال پیش از این برجای گذاشت.ضمن اینکه غفلت از پویائی در مسیر توسعه از چالش های فراروی این سیستم نوپاست که امید می رود از دید صاحبان و مبدعان اصلی آن،دور نماند.

 

 

 


 
ما با دیگران تفاوت داریم!!
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱۳   کلمات کلیدی: مولد سازی ،spt

ترجیح می دم بدون مقدمه به سراغ اصل مطلب برم.

خبری امروز در سایت شریمپ نیوز درج شده با عنوان:Primo Broodstock.

در متن خبر گفته شده:شرکت Primo در ایالات متحده،اعلام کرده که بعد از گذشت دوره ای 12 ساله و کار بر روی به گزینی و مولد سازی میگو،موفق شده مولدین SPF با قابلیت تحمل درمقابل WSSV  یا به عبارتی(SPT)تولید کنه که در چالش با ویروس لکه سفید در محیط آزمایشگاه 52 درصد بازماندگی در مقابل لکه سفید و 80 درصد بازماندگی در مقابل IMNV نشون بده.

این موفقیت با همکاری سه نفر مشاور خبره در زمینه های تولید(Neil Gervais )،ژنتیک(João Rocha ) و بیماری های آبزیان(این آخری خیلی شناخته شده است :پروفسور لایتنر)و اجرای برنامه های بهگزینی ژنتیکی  حاصل شده .

***

از چندسال پیش ،مرکز شهید کیانی در چوئبده آبادان ،پروژه های مولد سازی خودش رو بر اساس جداسازی لاین های فامیلی(بر حسب منطقه پرورش)شروع کرد.به این منظور یک گلخانه احداث و پارتیشن بندی(و تجهیز ،حالا نه ایده آل بلکه در حد عده و عُدّه) شده و هر سال هم سعی شده پیش مولدینی از چوئبده و حتی سایر استان ها تهیه و در گلخانه نگهداری بشه.اینکه چرا پیش مولدین غالباً از مزارع چوئبده ( حتی در سالهای بروز بیماری)  جمع آوری شده ریشه در هدفی داره که ما برای این پروژه تعریف کرده بودیم:"تهیه و تولید میگوهای SPT از میگوهائی که حتی در مواقع بروز بحران درگیر بیماری نشده باشند".این اصطلاحات رو هم نه از دوره های خارج از کشور،نه از مریخ و سایر سیاره ها که از مقالات فائو و ناکا کش رفته بودیم (بابا عصر انفجار اطلاعاته دیگه).حتی سه نفر از خبرگان صنعت میگو رو هم پیشنهاد دادیم تا در کنار پروژه به عنوان مشاور در خدمتشون باشیم که پیشنهاد در همون نطفه خفه شد( شباهت ترکیب مشاورین پروژه Primo با اون چیزی که ما پیشنهاد دادیم هم بسیار جالبه)  .حتی این مسئله در بازدید دکترMatthew Briggs مورد تأیید قرار گرفت و زیبائی مسئله این بودکه دوستان با چه ولعی حرفای ما رو از دهان جناب متیو شکار کرده و با چه تحکّمی به خورد خودمون میدادند.

تا بحال مولدین پرورشی حاصل از این پروژه ،با هدف کاهش قیمت تمام شده لارو بصورت مجانی در اختیار کارگاه های تکثیر متقاضی قرار داده می شد و این مسئله متأسفانه اصل پروژه رو منحرف کرد.به عبارتی حالا که تکثیر کنندگان چوئبده قصد انتقال مستقیم ناپلی و تولیدپست لارو رو دارند(و متقاضی مولد نیستند)توجه به این پروژه از سوی مسئولین کاهش پیدا کرده(هرچند پیش از اون هم ظاهراً اهمیتی نداشت و تنها به چشم یک پروژه معمولی مولد سازی بهش نگاه می شد).

حالا با توجه به موفقیت پروژه Primo در آمریکا و به موجب مثل معروف "مرغ همسایه..."انشاءالله به پروژه مولد سازی مرکز شهید کیانی چوئبده توجه بیشتری بشه(زهی خیال باطل!!) شاید چند سال بعد بتونیم اعلام کنیم میگوهای SPT در چوئبده تولیدکردیم .البته قدر دانی از کارکارشناسی  رو بی خیال حداقل تهدید لکه سفید خوزستان رو به فرصت برای صنعت پرورش میگو  تبدیل کنیم.(این مطلبای اول سال بدجور زیرآبمونو می زنه خدا به خیر بگذرونه). 

 


 
پشت چراغ قرمز!!
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٠   کلمات کلیدی:

گاهی اوقات یک جرقه هائی نابجا توی ذهن آدم میزنه که نه در محل خودشه و نه بهش ربطی داره.

دیروز پشت چراغ قرمز حکیم نظامی(اصفهان)با تایمر 45ثانیه ای،یکی از این جرقه ها به مغز ما قدم رنجه کرد.به این فکربودم حالا که بعضی مزارع پرورش میگو چوئبده قصد دارند نرسری انجام بدن ،بالطّبع کارگاه یا کارگاههای تکثیر تأمین کننده پست لارو مورد نیاز اونا لازمه زودتر از هرسال آماده فعالیت بشه و کارشناس هاشون رو بیارن مستقر کنن و ...بعد چی؟

فرض کنید لارو مورد نیاز نرسری ،نیمه فروردین تحویل شد.بین نیمه فروردین تا اواخر اردیبهشت،این کارشناسای محترم چه کنن؟چقدر یه قل دو قل؟چقدر برن ته لنجیای آبادان رو زیارت کنن؟هزینه نگهداریشون چی؟

***

تا بحال نشنیدم یا نخوندم در جائی تأکید شده باشه،موعد بازسازی ذخایر میگوی بحرکان(بوشهر و هندیجان) و یا لیفه بوسیف(آبادان)زمستان است و بس،هرچند بر اساس دوره تکثیر و پرورش میگو و به جهت عدم تداخل کاری بازسازی ذخایر با تأمین لارو مورد نیاز مزارع پرورش (و هم بواسطه به زحمت نیفتادن برادران سخت کوش تحقیقات در خصوص تعیین مناطق مناسب رها سازی)این موضوع موکول به بعد از دوره معمول تکثیر شده .فکر میکنم بر حسب پیک تخمریزی بهاره و پائیزه ،بشه اواخر تابستان هم پست لارو یک گرمی در مناطق نوزادگاهی مناسب این گونه ها(که طبق معمول کاملاً صحیح و بجا و با رعایت کامل ضوابط و شرایط فنی و کارشناسی مشخص میشه) رها سازی کرد.پس...

***

پس چرا از این توفیق اجباری استفاده نکنیم؟چرا از کارگاه های فعال برای تأمین لارو نرسری مزارع پرورش برای تولید لارو بازسازی ذخایر(در این فاصله زمانی یا اصطلاحاً Gapبین نیمه فروردین تا زمان معمول پرورش)بهره نبریم تا هم کارشناسای مستقر اوقات فراغتشون به بطالت نگذره و شیطونی نکنن و هم اهداف شیلات محقق بشه؟مگر نه اینکه در این مدت میتونیم حتی دوره بین لارو 12 روزه تا یک گرمی رو به دلیل مطلوبیت پارامتر دما بجای تانک های تکثیر ،در استخرهای خاکی مزارع پرورش داشته باشیم؟پس چه بهتر که قراردادهای این پروژه ها در همین زمان بسته بشه و ...

بجز این میشه در این فاصله لارو آفی نیس تولید کرد و به عنوان پرورش با هزینه پائین در مزارعی که مدیرانش توان مالی بالا ندارند ،با درصد کم پروتئین جیره و تراکم پائینتر از معمول پرورش داد تا شاید فرجی بشه و کم کم به یمن تنوع گونه ای و قیمتای تقریباً مناسب این روزای میگو در بازار ،صنعت پرورش میگو در خوزستان سروسامونی بگیره.(اصلاً به من چه الان چراغ سبز میشه ما هم باید راه خودمون رو بریم .باشه آقا بوق نزن رفتم!!!).فقط خدا کنه از این چراغ قرمزا همه جا باشه.

 


 
دو هاف تایم در جهنم!!
ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۸   کلمات کلیدی:

سالها قبل ،صدا و سیمای فخیمه ملی فیلمی رو پخش کرد(و طبق سنت حسنه اش چندین بار نیز من باب "ان الذکری تنفع المؤمنین" تکرارش کرد)به نام دو هاف تایم در جهنم(Two halftimes in the hell)  محصول 1963 که هم ورزشی بود ،هم جنگی ،هم تاریخی و هم درام.موضوع از اینقرار بود که برای تولد هیتلر افسران نازی تصمیم گرفتند یک مسابقه فوتبال بین اسرای متفقین و سربازای نازی برگزار کنن و ... یک کاراکتر جالب و دوست داشتنی در این فیلم ایفای نقش می کرد به نام استاینر با بازی Dezso Garasکه شاید بیش از همه در ذهن بینندگان فیلم مونده باشه.این کاراکتر یکی از خصوصیات بارزش مطیع بودنش بود تا حدی که حتی حین بازی هم هروقت تماشاگران که عمدتاً از افسران نازی بودند هوس میکردند ، یک خبردار می دادند و این بیچاره استاینر هم حتی پا به توپ،در جا سیخ می ایستاد و توپ رو رها می کرد.

***

در چند سال اخیر ،یکی از بحث های مطرح در صنعت میگوی کشور هزینه های تولید بوده که بواسطه تورم و افزایش قیمت نهاده ها،هر سال افزایش پیدا نموده و علاوه بر تأثیر منفی بر امکان رقابت محصول تولیدی در بازارهای جهانی ،حاشیه سود رو برای محصول تولید شده در غالب موارد بسیار کاهش داده.

بعضاً در جهت کاهش این تأثیر منفی،راهکارها و تمهیداتی از سوی پرورش دهندگان و بعضاً بخش دولتی اندیشیده و در برخی موارد بکار بسته شده که از شاخص ترین آنها میتوان به تولید غذای دست ساز در بعضی مزارع اشاره نمود.این موارد غالباً در دوره ای بود که گرانی نهاده ها و تورم دائماً مورد تکذیب نهادهای مسئول قرار می گرفت و به نوعی ،تأمین کنندگان ملزومات و نهاده ها ، تا حدودی بر مرکب طمع خود افسار مینهادند و رعایت حال حلقه پائین دستی رو مینمودند.اما اکنون که گرانی و تورم افسارگسیخته به هر روزنه ای از ارز و سکه گرفته تا کاکل و منگک سرک میکشه و حتی ریاست محترم بانک مرکزی از شتاب تورم گلایه داره ،مشکل بشه افسار بر مطامع برخی حلقه ها زد.

از صنعت خودمون بگیم،قیمت لارو افزایش حدود 35درصدی نشون می ده،قیمت غذا هم حتماً افزایش قابل ملاحظه ای خواهد داشت.از طرفی شاید بلای خودرو سازیمون بر سر نهاده های تولید میگو هم بیاد یعنی کیفیت بعضی از اونا متأثر از گرونی مواد اولیه و ...افت پیدا کنه.

الان زمانیه که اون آسمون بند اول (استاینر در فیلم دو هاف تایم در جهنم)رو به این ریسمون پیوند بزنیم.

فکر می کنم دیگه نسخه های شفا بخش قبلی (با کسب اجازه از دوستان دلسوز)کارآئی خودشو از دست داده باشه.دیگه  فرمان ممنوعیت بکارگیری غذای دست ساز شاید همون دستور خبردار نابجا بین بازی باشه که استاینر مطیع و حرف گوش کن رو ناخودآگاه وسط بازی میخ و از بازی خارج میکنه.بجاش روی انجام درست و با حداکثر صحت این راهکارهای خودجوش زوم کنیم.بذاریم نظارت کارشناسی بخش دولتی وجهه غالب تری پیدا کنه تا اینکه روشهای سلبی ما در این بخش مانع توسعه زیر بخشمون بشه.بجای اینکه ادامه روش های قبل رو ولو با هزینه بالا دیکته کنیم راهکار کاهش هزینه های بالادستی یا افزایش سود آوری در حلقه های پائین دستی رو بررسی کنیم.

در سالهای پیش از این دست فرمانهای خبردار کم ندیده ایم.تیلاپیا گزینه مناسبیه اما استاینر!!خبردار!!!برای محیط زیست خطرناکه.پرورش دهنده چوئبده میخواد زمستون قزل آلا پرورش بده اما استاینر!!خبردار!!!دامپزشکی ممنوعش کرده.امارات خریدار میگوی پرورشیمونه به قیمت خوب ولی استاینر!!خبردار!!!باید ثبت سفارش و بسته بندی هزینه بر و ...داشته باشه.یکی هم این وسط نیومد بگه آقا راهکار "نه سیخ نه کباب" کدومه؟همیشه کباب سوخت و سیخ قبراق تر از همیشه اون وسط ،نسوز باقی موند.

***

چند وقت پیش کتابچه ای به دستم رسید که موضوعی تبلیغاتی داشت اما بسیار مفید و حاوی ایده جالبی بود."یک شرکت مشاوره دام و آبزیان که مشاورینی در حوزه اقتصادی هم در لیستش دیده می شد."از جمله مواردی که در شرح خدمات این شرکت مشاهده می شد امکان برآورد سود محتمل در روشهای مختلف تولید و سرانجام اولویت بندی استفاده از هر روش بطور مجزا بود تا پرورش دهنده بتونه آیتم های مختلف هزینه ای رو با هم جفت و جور کنه و بهترین گزینه رو انتخاب و اجرا کنه.به عنوان یک پیشنهاد میشه روی آیتم تراکم،سطح زیر کشت،سیستم پرورش،ترکیب غذا در دوره های مختلف پرورش و ...برآوردهای مختلفی انجام داد و به صرفه ترین گزینه رو انتخاب کرد.

الان فکر میکنم یکی از بزنگاه هائیه که جایگاه مشاورین اقتصادی در صنعت پرورش میگو باید پررنگ تر بشه و در این میون متولیان امر(نهادهای نظارتی )باید این نکته رو بیشتر جدی بگیرند.

***

 

 

 

 

 


 
سال 1391 بر شما بازدید کننده گرامی مبارک!
ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٧   کلمات کلیدی: تبریک سال 91

این تبریک سال نو اونم این موقع از فروردین از اون تبریک های تأخیر داریه که شاید لطفش رفته باشه ولی به گردنم مونده بود مثل بار سنگینی که وقت سرکشی به وبلاگ آبزیستان روی دوشم احساس می کنم.بقول مسعود بهنود"من میآیم خیلی دیر است اما می آیم".این تأخیر در بروز رسانی صفحات وبلاگ نهایت خیلی که طول بکشه تا 25 فروردین ادامه پیدا می کنه.نه که تا اون موقع خبری از بروز رسانی نیست ولی شاید زیاد فنی و کارشناسی و به سیاق قبل،جذاب(اگه بوده)نباشه.

به هرحال،این مطلب فرصتی فراهم کرد تا هم سال نو رو تبریک بگم و هم عذرخواهی کنم از بازدید کننده های محترم وبلاگ.

"پیروز باشید".