آبزيستان Abzistan

وبلاگ شیلات،آبزی پروری و علوم زیستی

Aero-Feeder
ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۳٠   کلمات کلیدی: aero- feeder ،پرورش میگو ،غذادهی ،هوادهی

در ایالت کاتالان اسپانیا،به تازگی دستگاهی اختراع شده که نام Aero-Feeder  رو بر روی اون گذاشته اند و همزمان میشه باهاش هردو کار غذا دهی و هوادهی رو در استخرهای پرورش میگو انجام داد.البته بخشی از این کار(پخش غذا) با رکاب زدن انجام میشه و بالطبع بسیار سخته بویژه اینکه در هوای گرم دوره پرورش میگو و کار طاقت فرسای غذادهی استخرهای بزرگ،اینکار انرژی زیادی رو می طلبه.به هرحال برای تأمین انرژی این دستگاه باید فکری کرد مثل استفاده از پنل های خورشیدی که اتفاقاً در هوای آفتابی و گرم مناطق جنوبی خیلی خوب جواب میده و کارگر تنها برای هدایت این دستگاه باید وقت بذاره.

اما این اختراع نشون می ده که هر روز چهره صنایع مختلف با اختراعات و ابداعات نوین تغییر میکنه و چه خوبه که مخترعین ما هم با همکاری و مشاوره فنی افراد مجرّب در زمینه های اینچنین،راهکارهای جدیدی ارائه کنند.

http://www.4shared.com/video/-YODQYOA/Aerofeeder.html


 
امسال همه مردود شدند!
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢۸   کلمات کلیدی: پرورش میگو ،چوئبده

یادش بخیر دوستی داشتیم که اگرچه از هوش فنی خوبی برخوردار بود ولی در درس و مدرسه شانسی نداشت و دائم درجا میزد( البته پایه تحصیلیش رو بتن آرمه می کرد).بالاخره هم ترک تحصیل کرد و رفت دنبال همون کار فنّی (و خلاصه عاقبت به خیر شد).اما همین دوستمون  تعریف می کرد که وقتی میخواست خبر مردودیش رو به خانواده اش بگه همین که وارد خونه می شد قبل از اینکه حتی سلام کنه میگفت:امسال توی مدرسه با همه لج کردن ، همه رد شدن.

این روزا که کمتر به وبلاگ سر می زدم،راستش فرصتی دست داده بود تا یک خلاصه ای از شکوائیه پرورش دهندگان محترم میگوی خوزستان رو علیه شیلات بخونم.حین خوندن این شکوائیه،بعضاً به مواردی بر می خوردم که دقیقاً مصداق حرف این دوستمون بود که "امسال همه رد شدند.".در برخی از موارد ،مشکلات میگوی چوئبده چنان شدید و غلیظ عنوان شده که اگر کسی تازه با صنعت میگو آشنا شده باشه(مثل خود من) فکر می کنه در این هفتاد هشتاد سالی که  از کارای دکتر فوجی ناگا و راه اندازی علمی صنعت میگو در جهان می گذره، تنها چوئبده در امر پرورش میگو فعال شده ، کل پروژه چوئبده هم که شکست خورده و در نتیجه "همه مردود شدن".ولی وقتی واقعیات رو بررسی میکنی مشخص میشه که ای بابا!در طول این سالها پرورش میگو دربوشهر و هرمزگان و سیستان و بلوچستان فعال بوده و حتی ،تا سالها پس از راه اندازی سایت ،پرورش دهندگان موفقی هم در چوئبده (حتی در حد نمونه کشوری)فعال بوده و نمره قبولی گرفته اند.

از جمله ایرادات  به واردات لارو گرفته میشه و هرچند تا حد زیادی قابل قبوله (و اصولاً وجود مراکز تکثیر در استان حتماً و قطعاً افزایش راندمان تولید را در پی خواهد داشت)ولی لارو وارداتی که فقط مختص چوئبده نبوده ،پس چرا این رسوائی در چین ، تایلند،آمریکا، ویتنام و حتی همین بوشهر کنار دستمون(با لارو وارداتی از هرمزگان در سال های 75 و 76 و ... یا از خوزستان به بوشهر در سالهای 74 و 75) مستمسک شکوائیه نمی شه ولی فقط در خوزستان قضیه به صورتی عنوان میشه که انگار در طول تاریخ صنعت پرورش میگو،واردات لارو فقط درچوئبده صورت گرفته که اون هم شده نشونه لعنت و دیگه بدلیل تلفاتی که مشاهده شده هیچ مملکت و ولایتی به این شیوه منسوخه اقتدا نمی کنه.در حالیکه انصافاً اینطور نیست.درسته که از سال 80 و تولید انبوه لارو در مراکز تکثیر چوئبده،راندمان تولید در مزارع هم افزایش پیدا کرد ولی تجربه مدیریتی پرورش دهندگان هم در این مورد بسیار مؤثر بوده ،در حالیکه نقش مدیریت تولید در این میان کاملاً فراموش شده.به این شکلی که در اینجا عنوان می شه شاید پرورش میگو در کل دنیا جز در مناطقی معدود باید تخته بشه.

یکی از اسنادی که من واقعاً دلم میخواست حتماً یه روزی مطالعه اش کنم گزارش مشهور مشاورین بانک کشاورزی بودکه گفته می شد ابطالیه قطعی رو برای سایت چوئبده صادر کرده.وقتی این سند رو خوندم به نظرم اومد باید علیه همون شرکت مشاور هم یه شکوائیه صادر کنیم.چون تنها موردی که در خصوص چوئبده باعث صدور ابطالیه شده نزدیکی به میادین نفتی و وجود تأسیسات نفتی آلاینده در بالادست سایت بوده و قطعاً همه میدونن که علیرغم کاشانه درد بودن سایت چوئبده،حداقل  این ریسک تابحال در کلکسیونش نبوده .دلیل اون هم شاید خیلی پیچیده نباشه چرا که تأسیسات معظم پالایشگاه و کارخانجات مرتبط با اون که حضرات مشاهده فرمودن در حقیقت پسابشون وارد اروند میشه و نه بهمنشیر و اون بالادستی که مشاورین محترم  رو ترسونده بالادست اروند بوده ،حال آنکه سایت پرورش میگو چوئبده از بهمنشیر آبگیری میکنه.اگر الان مسئله آلودگی نفتی سال 81 به ذهنتون خطور کرده محض اطلاعتون و به عنوان یکی از مطلعین در اون موضوع باید خدمتتون عرض کنم اولاً آلودگی اون سال در سایت تکثیر(قفاس) اتفاق افتاد و نه در سایت پرورش ،ثانیاً اون آلودگی نه از بالادست بهمنشیر بلکه در نتیجه شکسته شدن لوله های انتقال مازوت در جاده ماهشهر(تالاب شادگان) اتفاق افتاد و ثالثاً دامنه آلودگی،خورهای گوبان و کویرین رو آلوده کرد که کوچکترین ارتباطی با پائین دست بهمنشیر نداشتند.البته در پایان گزارش همون مشاورین هم پرورش میگو در چوئبده ،ممکن ولی باریسک آلودگی نفتی عنوان کرده و نه به لحاظ زمین و زمان و مشرق و مغربش اونجور که تابحال گفته می شد.

در هر حال فکر می کنم در کنار تمامی اشکالات و ایرادات موجود در سایت و در پرونده شکوائیه،راه درست را باید با مطالعه احوالات سایر استانهای جنوبی جستجو کرد و دید آیا توسعه پرورش و تکثیر در آن استانها (علیرغم مشکلات موجود)هم از مسیر پر پیچ و خم شکایت و آژان کشی گذشته یا خیر.

موضوع دیگه ای که باز بسیار علاقمند بودم مطلع بشم دیدن طرح های توجیهی در سالهای ابتدائی فعالیت بود.بحمدالله این حسرت نیز به دلمون نموند و در خلال یکی از ضمائم پرونده این سند را نیز رؤیت کردیم.خود من همیشه از خودم می پرسیدم چطور ممکنه در اون سال ها (حتی ابتدای فعالیت) در طرح های توجیهی ،استفاده از دستگاه هواده منظور نشده باشه و حتی به این لحاظ بعضاً نویسندگان این طرح ها رو در ذهنم محکوم می کردم.ولی الان که طرح های سال 74 رو دیدم،متوجه شدم حتی در همون طرح ها هم دستگاه هواده در نظر گرفته شده ولی خوب صد البته،جز در معدود مزارع فعال،در جائی  استفاده نشده که در این مورد شیلات و بانک باید شاکی باشن که چرا پول هواده رو گرفتند ولی خریداری نشد.جالبه که جائی در پرونده این سئوال مطرح شده که "شیلات برای جبران کاهش اکسیژن چه راهی را پیش پای پرورش دهندگان گذاشته؟".البته در ادامه این سئوالات راهی هم برای جبران گرمای شدید و رفع اون خواسته شده که من به شخصه برای استخرهای یک هکتاری و حجم 10000متر مکعبی اونا راهی به نظرم نرسید،شما چطور؟در پرونده موارد دیگری هم عنوان شده که شاید بعدها به اون هم بپردازم.البته این بستگی به نظر دوستان داره که امیدوارم موضوع رو صرفاً از دید شخصی نگاه نکنند و مابه ازای خارجی سایتهای پرورش میگو رو در سایر استانها و دیگر نقاط دنیا نیز بررسی کنند.

متأسفانه موضع وکلای پرونده چنان رادیکال بوده که شاکیان را عملاً معتقد به بی نتیجه بودن کار پرورش میگو در چوئبده معرفی و یکسره هرگونه تناسب این زمینها را برای پرورش میگو مردود اعلام میکند حال آنکه نتایج پرورش در سال 90 و سود حاصل از قیمت مناسب میگو ،بسیاری از شاکیان محترم را نیز علاقمند به حضور مجدد در عرصه تولید ساخته و اینبار باید دید وکیل محترم پرونده،به خاطر حفظ بیت المال(آنچنانکه در جای جای پرونده از آن نام می برد)حاضر به گذشتن از حق الوکاله خود و کاستن از تعداد شاکیان خواهد شد یا خیر. 


 
باور کنید این دیگر مرغ همسایه است!!
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٤   کلمات کلیدی: اکواپونیک

باور کنید این دیگر مرغ همسایه است!!

دقیقاً اطلاع ندارم آیا از میان بازدید کنندگان عزیز این وبلاگ ، احیاناً دوستانی ازشاغلین در سازمان محیط زیست یا امورآب و یا دانشجویان مرتبط با این مقوله ها باشند که منّت گذارده و مطالب این وبلاگ را مطالعه می فرمایند یا خیر.به هرحال اگر اینچنین است که  فبهالمراد و اگر نیست که از سایر سروران بازدید کننده از این مطلب خواهش می کنم محض روشنگری هم که شده ،خلاصه ای از محتوای این گزارش را که در اکتبر2011 در نشریه Fish Farming International منتشر گردیده برای آن عزیزان بازگو کنند.

دکتر James Rakcoy ،فارغ التحصیل رشته آبزی پروری،در کتاب جدید خود"پرسشها و پاسخهای آکواپونیک"پس از سی سال تحقیق ،به پرسش های موجود در این زمینه(آکواپونیک ) پاسخ داده است.

ایشان که مقیم تایلند بوده و تحقیق خود را زیر نظر دانشگاهی در جزایر Virgin انجام داده می گوید:"اعتقاد دارم ،کیفیت آبزیان پرورشی در سیستم های آکواپونیک  هیچ تفاوتی با آنچه حاصل پرورش در قفس و یا استخر است نداشته و در عوض مزیّت هائی نیز دارد.از جمله این مزایا می توان به استفاده گیاهان و سبزیجات از پساب سیستم و مواد مغذی معلق در آن اشاره نمود که در سایر سازه ها مثل قفس و استخر ،این مواد نه تنها مورد استفاده قرار نمی گیرند بلکه ورود آنها به محیط زیست اطراف بعضاً سبب آلودگی(یوتروفی و ...) نیز خواهد شد.از سبزیجات قابل کشت در سامانه های آکواپونیک  میتوان به کاهو اشاره کرد.

از طرفی راندمان تولید در این سیستم(آکواپونیک)با دیگر روشهای آبزی پروری قابل مقایسه نیست.بطوریکه از هر هکتار استخر پرورش تیلاپیا بدون هوادهی حداکثر 10 و با هوادهی 20 تن ماهی قابل برداشت است(؟) در حالیکه در روش آکواپونیک این میزان به 100 تن ماهی و 140 تن انواع سبزیجات بالغ می گردد. به علاوه روش آکواپونیک را میتوان در حومه کلانشهر ها نیز پیاده کرد که در آنصورت محصول تازه و با کیفیت همواره در دسترس مصرف کنندگان خواهد بود.".

اما از مقادیر و کمّیت های مورد ادعا در این متن و امکان پیاده سازی آن در مقیاس گسترده که بگذریم،صرف رویکرد متنوع محققین و صاحبان اندیشه در سراسر جهان به رشته های کاربردی و تلفیق این فنون با یکدیگر به منظور افزایش راندمان تولید را می توان یکی از مبانی پیشرفت آنها در راستای توسعه اقتصادی کشورهایشان دانست.رویکردی که ما در خوشبینانه ترین حالت (اگر درک صحیحی از آن وجود داشته باشد)در سطح شعارهایمان به آن دلبسته ایم.مسئولی که( از بد روزگار) بر مسند تصمیم گیری در سطح بخش،شهر ،شهرستان ،استان و یا کشور تکیه زده و از قضا تصمیمات خام و ناپخته اش معیشت خلایق را تحت سیطره خود دارد،تنها با یکی از همین نظرات ،کل بحث تلفیق آبزی پروری با کشاورزی را با شعار"غیر استاندارد بودن پساب مزارع آبزی پروری " مختومه کرده و مهر ابطال بر آن می نهد و هرچه از ما پرسش که استاندارد کدام است ،پاسخ می دهد که "تنها این را بدانیدکه استاندارد نیست"،شاید بهتر باشد این مرغ را از ما به عنوان تحفه ای ازمزرعه همسایه بپذیرد و آن را غاز بپندارد بلکه فرجی حاصل آید و آنسوی آبی ها فکری به حال اقتصاد آبزی پروریمان کنند.